شفا درمان
0 محصولات نمایش سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

تئاتر درمانی

تئاتر درمانی شفادرمان

پیشگفتاری بر تئاتر درمانی

نقش بازی کردن به شکل تئاتر (تئاتر درمانی ) از زمانهای قدیم و پس از شکل گیری تمدُن و شهر نشینی پدید آمده است.

در ابتدا تئاتر وسیله ای برای انجام مراسم، آداب و سنن خاص بود

در حدود 4000 سال قبل از میلاد مصریان نیز از تئاتر در این موارد بهره می گرفتند.

همچنین در یونان قدیم، تئاتر از یک نضج گرفت که در آن، اسطوره های باستانی مثل اسطوره ی ادیپوس نمایش داده می شد.

حرکات موزون، رقص، آواز، موسیقی، پانتومیم و شکل های دیگر نمایش،

چه از نظر بازیگر و چه از دید تماشاگر، نوعی نیاز بشری بوده است.

بنابراین، عجیب نیست که در موارد خاصُی مانند آموزش، تعلیم و تربیت و روان درمانی،

تئاتر جای خود را به تدریج باز کند و تئاتر درمانی با محدوده ی مشخُص پذیرفته شود.

شروع تئاتر درمانی به مثابه یک روش روان درمانی، به دوره ی دکتر «مورنو» بر می گردد.

مورنو از 1921 در وین کار خود را در زمینه ی تئاتر درمانی آغاز کرد.

و تئاتر درمانی را « علم کشف حقیقت» نامید.

تئاتر شفادرمان

جاکوب لویی مورنو

جاکوب لویی مورنو در 19 ماه مه 1882 در «بخارست» رومانی به دنیا آمد

و پنج سال بعد، خانواده ی او به وین نقل مکان کردند.

مورنو از 1910 تا 1912 در رشته ی فلسفه ی دانشگاه وین مشغول تحصیل شد.

از همان سال به طور خودجوش به الهیات و مذهب علاقه مند شد.

از 1911 به مشاهده و تحلیل بازی های کودکان پرداخت

و از آن زمان بود که اندیشه ی تئاتر درمانی و تئاترهای فی البهداهه در او جوانه زد.

همزمان با تحصیل در دانشکده ی پزشکی وارد فعّالیت های اجتماعی شد

و به همراه پزشکان این دانشکده با گروه کوچکی به نام «یاری به خود» کار در زمینه ی گروه درمانی را آغاز کرد.

این فعّالیت مورنو شروع روان درمانی گروهی و همچنین مثال اولیه ای از روان پزشکی اجتماعی است

که در تاریخ رشد روان درمانی ثبت شده است.

در 1917 پس از دریافت درجه ی دکترای حرفه ای پزشکی از دانشگاه وین در اردوگاه پناهندگان «متین دورف » مشغول به کار شد

و در آن جا به تحقیقات علمی در زمینه های فرهنگی و پویایی های گروهی پرداخت.

از 1914 تا 1921 فعّالیت های خلاق خود را در زمینه ی شعر، فلسفه، الهیات و فرهنگ ادامه داد.

وی در سمت سر دبیری مجله ی فرهنگی «دیامون» با بسیاری از فلاسفه ی هم عصر خود در وین

مانند «مارتین بوبر» و «ماکس شلر» آشنا شد.

به طور کلی فلسفه ی او در ارتباط نزدیک با تم های فردی است.

واژه هایی همچون «اینجا و اکنون» و «مواجهه» که امروزه در «جنبش توانایی های بشری» فراوان به کار می روند

از جلمه کلیدهای نظریه ی مورنو هستند

تئاتر درمانی

که وی در آن زمان با اشعارش منتشر و معرفی کرده است.

کتاب کلمات پدر

کتاب «کلمات پدر» که یکی از کتاب های شناخته شده ی اوست در همین ایُام نگاشته شد.

معمولاً مورنو ابتدا خود در میان گروه به صحنه می آمد

و یک واقعه مربوط به اخبار روز را که از جراید استخراج کرده بود، توصیف می کرد.

حضار با کارگردان «مورنو» در این زمینه بحث می کردند و سپس کارگردان از آنها دعوت می کرد

تا به صحنه بیایند و آن واقعه را به صورت تئاتر به اجرا در آورند.

این بازیگران در زمینه ی تئاتر حرفه ای نبودند.

بلکه هر یک مشکلاتی فردی- روان شناختی داشتند که برای درمان مراجعه کرده بودند.

مورنو دریافت که مسائل فردی اشخاص نه تنها در نحوه ی انتخاب موضوع،

بلکه به نوع و مشارکت آنها در به نمایش درآوردن آن موضوع نیز اثر دارد.

تئاتر درمانی

بعدها در 1930 «روزنامه ی زنده» در ایالات متحده بر روی صحنه آمد که نوعی از «تئاتر خود جوش» مورنو بود.

اصل کار مورنو از تئاتر تراژیک یونان قدیم اقتباس شده بود

و تا تئاترها و نمایش های تلویزیونی و سینمایی فعلی نیز ادامه داشته است.

وقتی عّده ای از مردم در کنار هم، صحنه های دلسوز یا ترسناک را می بینند.

پس از آن، اغلب احساس پالایش، تخلیه و راحتی می کنند.

همذات پنداری شفادرمان

همذات پنداری

معمولاً به نظر می رسد که حضار پس از دیدن چنین نمایش هایی،

از ترس رهایی می یابند وعلّت آن را به آن تراژدی نسبت می دهند.

به هر حال، مورنو از اخبار روزنامه شروع کرد و آن را به مسائل و تراژدی های زندگی افراد تعمیم داد.

برای مورنو اشخاص نمایش دهنده و نمایش در «اینجا و اکنون» از اصول نخستین هستند.

تجربه و اجرای پی در پی وقایع گذشته به افراد امکان می دهد

که در برابر آن، تجربه ای ملموس تر و واقعی تر داشته باشند

و در نتیجه ذهنیت واقعی تری نیز به وقایع گذشته زندگیشان بیابند.

صحنه ی تئاتر درمانی مانند آزمایشگاهی در محیطی آزاد و قابل انعطاف به فرد امکان می دهد

که راه حل های جانشینی مناسب تری در مورد مساله اش پیدا کند.

وقتی فرد مساله اش را در جمع و با کمک همان افراد نشان می دهد به هنگام بحث و مشارکت بعدی، در می یابد

او تنها نیست که این مساله را دارد و در میان افراد گروه نیز کسانی از این نظر، مشابه او هستند.

در چنین آزمایش یا نمایش تئاتر درمانی اطُلاعات روان شناختی وسیعی از افراد به دست می آید

که بر حسب نگرش تحلیل کننده به کار خواهد رفت.

تئاتر درمانی

مورنو معتقد بود که در تمام اختلالات روان شناختی می توان از اصول تئاتر درمانی به روش درمانی مفید بهره گرفت. حتی در جنون!!

او کاربرد تئاتر درمانی را به بیماران محدود نمی کرد.

بلکه این روش ها را در باره ی پزشکان، مجرمان، افراد عادی و جمعیت ها و مؤسسه ها نیز به کار می برد.

همچنین در موقعیت های آموزشی، مشاوره ای ازدواج، مشکلات مراکز صنعتی

و به طور کلی برای همدلی موارد مشاوره و راهنمایی با روش شناسی مشخص، از تئاتر درمانی استفاده می شود.

 

از 1940 به بعد، مؤسسه ی مورنو، تئاتر درمانی را به جمع مردم آورد.

به این ترتیب همه می توانستند در آن شرکت کنند.

مورنو معتقد است که شاید روزی بتوان تئاتر درمانی را به صورت « روان پزشکی توده ی مردم» در تلویزیون مطرح کرد.

تئاتر درمانی

جایگاه تئاتر درمانی در روان شناسی امروز

انسان ها در جامعه ای بهتر زندگی می کنند که برای مشارکت و منزلت آنها ارزش قائل باشد.

آنچه هویُت فردی را می سازد مجموعه ای از عناصر زیستی، تأثیر جامعه نخستین «خانواده» و فرهنگ است.

از تعامل این عوامل است که نحوه ی زندگی افراد، کار و ارتباط آنها با دیگران شکل گرفته، از یکدیگر متمایز می شود.

این عوامل و ارتباط آنها با یکدیگر خود پنداری فرد را تعیین می کند.

همچنین این عوامل باعث بروز رفتارهایی می شود که نگرش اطرافیان و عکس العمل آنها را به فرد تعیین می کند.

دنیای امروز به گونه ای است که عوامل قابل اتُکای آن بسیار کمتر از گذشته است

در این دنیای پر تحّول، انسان بسیار سریع از جامعه ی نخستین و کوچک خود، فردیُت خویش را فرا گرفته

و می آموزد که چگونه با غریبه های دیروز رابطه ی صمیمانه برقرار کند.

یکپارچگی ذهن، جسم و زمینه ی اجتماعی در معرض هجوم مسائل مربوط به همین سه مقوله است.

هنگامی که مشکلات بروز می کند افراد برای دریافت کمک به روان پزشکان و روان شناسان مراجعه می کنند.

گروه درمانی با اهداف مشخّص به کار گرفته می شود یعنی،

مشاهده ی نزدیک و راهنمایی برای تعامل بین فردی مؤثّرتر است که بسیاری از مسائل انسانی را حل و فصل کند.

در شرایط درمان گروهی ادراک های مخدوش، نارسایی ارتباطی، پاسخ های عاطفی نارسا،

رفتارهای کلیشه ای، عمل های تکانشی و از خود بیگانگی بررسی می شود.

گروه درمانی

گروه درمانی را نخستین بار «جوزف اچ پرات» در ایالت متحده ی امریکا از 1905 آغاز کرد.

او نخستین شکل گروه درمانی را با هدف درمان پزشکی در بیماران مبتلا به سل به کار گرفت.

کار او شباهت زیادی به گروههای «خود یاری» و گروه درمانی های رفتاری شناختی امروزی داشت

که هدف آنها کاهش استرس مشکل مشترک جسمی یا روان شناختی اعضای گروه است.

در 1919 «ال کودی مارش» روش گروه درمانی را برای بیماران روانی بستری به کار گرفت.

در دهه ی 1920 «ای دبلیو لیزل» و جاکوب لویی مورنو، گروه درمانی را برای بیماران اعصاب و روان غیربستری به کار بردند.

در اوایل دهه ی 1930 «لوئیس وندر» از گروه درمانی برای بازسازی خانواده ی اولّیه،

به کار بردن مفاهیم روان کاوی در گروه درمانی و «درمان های تلفیقی» استفاده کرد.

«ساموئل سلاوسون» که حرفه ی اصلی او مهندسی مکانیک بود،

«انجمن روان درمانی گروهی امریکا»را در 1998 بنیان گذاشت

و بیشترین تأثیر را در رشد و توسعه ی گروه درمانی در آمریکا داشت.

گروه درمانی در اروپا را روان شناسان رومانیایی به ویژه جاکوب لویی مورنو «1974- 1884» توسعه داد.

او با روش خود که «تئاتر خود جوش» نامیده می شد، توجّه روان پزشکان را به درمان های گروهی سوق داد.

مورنو نخستین کسی بود که در 1939 واژه ی گروه درمانی را مطرح کرد.

هر چند که فروید هیچ گاه آشکارا و رسمی کلمه ی گروه درمانی را به کار نبرد

اما به روان شناسان گروهی در کتاب «روان شناسی گروهی و تحلیل ایگو» که در 1921 منتشر شد توجّه داشت.

«آلفرد آدلر» توجّه ویژه ای به تأثیر گروه به فرد و فرد بر گروه داشت.

«کرت لوین» مفاهیم «نظریه ی میدانی» را مطرح کرد که به تفاوت گروه با مجموعه ی تک تک اعضا تأکید داشت.

لوین واژه ی «پویایی گروهی» را در سال 1939 رواج داد و او را پیشگام دید «کل نگر» در فرآیندهای گروهی می دانند.  

از دهه ی چهارم سده ی قرن بیستم به بعد گروه درمانی به مثابه یکی از انواع روشهای روان درمانی

توجّه روان شناسان و روان پزشکان را به خود معطوف کرد.

تئاتر درمانی

شیوه معمول گروه درمانی

طی شش دهه، مطالعه و تجربه به روشهای گروه درمانی در اشکال متّنوع توسعه پیدا کرده اند.

گروه درمانی در موقعّیت های مختلف بالینی و غیر بالینی به کار می رود.

شیوه ی معمول آن تشکیل جلسه دست کم دو بار در هفته و با زمان بین 45 تا 90 دقیقه و تعداد 8 تا 15 نفر است.

برای اثر بخشی در فرآیندهای گروه درمانی تشکیل مستمر آن الزامی است.

شکل های گروه درمانی نیز متّنوع هستند،

«گروههای تحلیل ارتباط متقابل» رفتاری، شناختی گشتالتی گروه های خود یاری،

روان کاوی، تئاتر درمانی و موسیقی از جمله این گروهها هستند.

برخی از این شاخه های گروه درمانی خود دارای زیر مجموعه ی اختصاصی هستند.

منظور از ارائه ی چنین مقّدمه ای، تأکید بر تئاتر درمانی به منزله ی یکی از روش های مؤثر روان درمانی است.

در روان درمانی انفرادی فقط از طریق گفتگو بین درمان جو و درمان گر برای بازگشایی مساله،

یافتن عوامل مرتبط با مساله و درک هیجان ها و افکار زیر ساز مسئله تلا ش می شود.

در حالی که در روش های تئاتر درمانی عمل و اجرا نیز به کمک درمانگر می آید.

در تئاتر درمانی می توانیم اندیشه، هیجان و رفتار را در هم تنیده، به ارتباط و تناقض آنها پی ببریم.

در روان درمانی، درمان گر با مراجعینی مواجه می شود که موضوعات عاطفی و نگرش های خود را به شکل کلّی مطرح می کنند.

آگاهی از هیجانات ناشی از موقعّیت ها نوعی فرزانگی است و توانایی به کلام آوردن احساسات وظیفه ی تئاتر درمانی است.

تئاتر درمانی

به طور خلاصه:

در درمان از نوع تئاتر درمانی، اندیشه، احساس و رفتار هر سه به سطح آگاهی می آیند

و در فرآیند آن، هنر آفرینی در تلفیق، سازش و انطباق بین این سه عنصر است.

در شرایط ایمن تئاتر درمانی افراد به «فی البداهه» بودن دعوت می شوند

زیرا که تنها در این شرایط ایمن است که خود جوشی و خلاقّیت بروز پیدا می کند.

مورنو دریافت که درام یا تئاتر، بازی موقعّیت های مساله ساز، تقلید یا اجرای آن ها،

کلید کشف ریشه های نگرش ها و احساسات مرتبط با این مسائل برای پیدا کردن جایگزین های کار آمدتر است.

درام در داشتن ظرفّیت برای وحدت بخشی به تجّسم،

فعاّلیت جسمانی با هیجان درک بی واسطه و درک منطقی، بی نظیر و شاهراه تجربی و عقلانی برای رشد و بالندگی است.

افزودن به این، روش های متنوع تئاتر درمانی همچون ابزار آزمایشگاهی برای طیفی از اهداف متّنوع و وسیع به کار می رود.

تئاتر درمانی

تئاتر درمانی چیست؟

 

تئاتر درمانی، شرح زیبایی شناسانه ی آزادی است.

«ژاکوب لویی مورنو 1953» در اوایل قرن بیستم دکتر ژاکوب لویی مورنو اساس نظریه ی «سایکو درام» یا تئاتر درمانی را در وین بنیان گذاشت.

او در سال 1921، سایکو درام را «علم کشف حقیقت» نامید و موضوع آن را چنین تعریف کرد.

«تئاتر درمانی نوعی کاوش علمی جهت دریافت حقیقت، از طریق شیوه های نمایشی است.»

امروزه هر بار که اصطلاح تئاتر درمانی را می شنویم، شاید بی آنکه معنای دقیق آن را بدانیم،

تلفیقی از امکانات مشترک هنر تئاتر و علم روان شناسی به نظرمان می رسد

و یا تصور مبهمی از یک نوع نمایش کسل کننده و احتمالاً مربوط به موضوعات روانی

و یا یک شیوه ی درمانی تفننی و ناکارآمد در ذهنمان ایجاد می شود.

این شبهات عموماً ناشی از عدم آگاهی و اشراف مخاطبان، نسبت به ماهیت و کارکرد مواردی تئاتر درمانی است.

به اعتقاد مورنو، بزرگترین بیماری عصر ما، «همنوایی و سازگاری اجباری» است.

مردم به جای این که خودشان باشند. مدام از یکدیگر تقلید می کنند و سعی می کنند نسبت به موقعیت های مختلف، سازگاری یکسان و از پیش تعیین شده ای نشان دهند.

این رفتار به مفهوم مرگ خلاقیت، خود جوشی و آزادی است

و به همین دلیل مهمترین مسأله در زمان ما باید «جست و جوی خویشتن و کشف هویت فردی باشد»

و یکی از مهمترین شیوه هایی که در این راه می توان به بشر معاصر یاری برساند، سایکو درام یا همان تئاتر درمانی است.

تئاتر درمانی

مورنو، در تعریف هدف تئاتر درمانی، کار خود را با شعار «من می خواهم خودم باشم» آغاز می کند

و مهمترین دستاوردهای روانی و آموزشی تئاتر درمانی را آموزش خودجوشی (حرکت ارتجالی) و خلاقّیت می داند.

از دیدگاه او، خلاقّیت و خود جوشی اساس شخصّیت آدمی است و اصولاً هستی بشر بر خلاقیت استوار است.

همیشه کسی یا چیزی در حال خلق کردن و کسی یا چیزی در حال خلق شدن است.

اما خلاقّیت متضمن خطا است و اصولاً بدون امکان حرکت خود جوش و اشتباه کسی چیزی را یاد نمی گیرد.

به این ترتیب مورنو به تعریف کاربردی از سایکو درام می رسد: « راهی برای تمرین زندگی، بی آن که به خاطر اشتباهات آن تنبیه شویم.»

تئاتر درمانی با دو عنصر (عمل) و (مشاهده ی فعالانه) به انجام می رسد.

عمل به معنای تجسم بخشیدن به ذهنیات از طریق حرکت های نمایشی است

و این کار به وسیله ای تکنیک های خاص تئاتر درمانی صورت می پذیرد.

مضاعف سازی، آینه، جا به جایی، صندلی داغ، اتاق تاریک، صندلی خالی، پری رویایی و … 

مشاهده ی فعّالانه به این معناست که در هر موقعّیتی دقیقاً متوجه باشیم که چه چیزی را تجربه می کنیم

زمان در تئاتر درمانی همیشه زمان حال است. حتی اگر فرد بخواهد بخشی از گذشته یا آینده ی خود را ترسیم کند.

باید آن را در زمان حال به تصویر بکشد.

به اعتقاد مورنو، توجّه به زمان حال یا «فلسفه ی لحظه» خلاقیت و خود جوشی فرد را افزایش می دهد.

 

فلسفه لحظه

در فلسفه ی لحظه فرد وادار به عمل کردن و مشاهده است.

او باید در برابر آنچه که می گذرد واکنش نشان دهد و عملی انجام دهد که دیگران را به کنش وا دارد.

بنابراین فرد به گونه ای هم زمان، هم آفریننده و هم آفریده است.

او با عمل خلاقانه و مشاهده فعّال، هم خلق می کند و هم به طریقی خلق می شود

بنابراین از دیدگاه مورنو، همه ی انسان ها در قبال جهانی که می آفرینند مسئول هستند.

آگاهی به لحظه و زندگی در زمان حال، این مسئولّیت را ارتقا می دهد.

انسان در صحنه ی تئاتر درمانی مدام  در حال آفریدن و فرافکنی دنیای درون خود به دنیای بیرونی است و جهان او از مواجهه این دو دنیا ساخته می شود.

تئاتر درمانی

پس تئاتر درمانی راهی برای تلاقی دو دنیای درون و بیرون و شیوه ی متفاوت برای رسیدن به  خلاقّیت است.

صحنه ای که در آن راهی برای عمل و مشاهده ی پیامد عمل خود به دست می آوریم این صحنه ی تمرین زندگی است

و از معدود مکان هایی است که انسان در آن هم در مقام بیمار و هم در مقام درمانگر خویش ظاهر می شود.

صحنه ای برای آفریدن و آفریده شدن و فضایی برای پذیرش مسئولیت آنچه که می آفرینیم.

چراکه تنها این صحنه ی تمرین است که به ما می آموزد هر عملی نتیجه ی خاص خود را در پی خواهد داشت،

و کسی که مسئولیت عملی را می پذیرد باید مسئولیت پیامد آن را نیز پذیرا باشد.

اگرچه کلّیه ی روش های ذکر شده در باره ی تئاتر درمانی هر یک در جایی کارآمد و مفید هستند

اما قبل از انجام هر نوع تئاتر درمانی باید به اصل مهم تر توجُه داشت.

و آن این است که: تمامی رفتار و اتفاّقات پیرامون ما و نوع برخورد ما با آن وقایع جملگی حاصل تصویرهای ذهنی ماست.

این نوع نگرش ما به زندگی، پیرامون، تخیّلات و تصویرسازی های ذهنی ماست که باعث بروز عکس العمل های متفاوت می شود

و راه زندگی هر یک از ما را روشن می سازد.

یک فرد منفی نگر و کسی که به دنبال تیرگی هاست در واقع تخیّلاتش و تصاویر ذهنی اش منفی و تیره است

و در نتیجه زندگی او که بازتابی از این تصاویر است بدبینانه است

و در مقابل شخصی که تصاویر واضح و روشن و مثبتی در ذهن تخیّل می کند به سوی روشنی و نیکی می رود.

پس اوّل کار قبل از انجام تئاتر درمانی این است که فرد را با خودش و با تصاویر ذهنی اش رو به رو کنیم

و او را دعوت به تخیّلی مثبت کنیم و تصویرهای بدبینانه و منفی را از ذهنش دور سازیم.

فردی که خودش را خوب بشناسد و تصویر روشن و واضحی از خود، دنیای اطراف و‌ آینده ی خود داشته باشد

کمتر دچار یأس و بدبینی می شود و در هنگام بروز مشکل با آن نمی جنگد بلکه  از آن عبور می کند و مشکلات را پشت سر می گذارد.

تئاتر درمانی

تئاتر درمانی- کارآیی و تکنیک های آن

امروزه تقریباً یک قرن از عمر نظّریات مورنو در باب کارآیی تئاتر درمانی می گذرد

و در این مدّت، کمتر جامعه ای به ضرورت وجود تئاتر برای ایجاد سلامت روانی جامعه تردید داشته است.

«ایوراینف» در سال 1927، اذعان می دارد که در تئاتر مفهومی گسترده تر از صحنه در بر می گیرد

و تنها عاملی برای آموزش یا سرگرمی نیست، بلکه همچون هوا، غذا و تولید نسل، برای انسان ضروری است.

چهل سال بعد «پیتر بروک» در جستجوی تئاتری است که چون غذا ضروری باشد.

امّا به راستی چرا تئاتر برای بشر از چنین ضرورتی برخوردار است؟

«فیل جونز» در کتاب «درام به مثابه ی درمان» این سوال را چنین پاسخ می دهد:

«تئاتر فعّالیتی جدا از واقعّیت های روز مره ی زندگی است. اما با این حال کار کردی حیاتی در بازتاب و بازآفرینی واقعّیات دارد.

تئاتر تنها مکانی است که در آن ارتباط میان بخش آگاه و ناخودآگاه ذهن برقرار می شود

و فرآیندهای عاطفی بشر شکل می گیرد و می تواند مقدمات فرآیندهای شناختی را فراهم کند.»

تئاتر درمانی

تئاتری که گرتوفسکی، بروک و دیگران در جستجوی آن بودند، می تواند مردم را گرد هم آورد وعواطف آنها را به گونه ای عمیق تحت تأثیر قرار دهد.

چنین تئاتری می تواند سیاست، بینش و نحوه ی زندگی انسان ها را دستخوش تغییر و تحّول کند

و این همان پدیده ای است که عصر انسان های متوسُط الحال ما به آن نیاز دارد.

در تئاتر درمانی فرض به این است که فرآیندهای نمایشی می تواند بینش جدیدی را پدید آورند و با ترکیبی از تخّیل و واقعّیت، چون پارادوکسی برای ایجاد تغییر و تحوُل عمل کنند.

حال سوال اینست که چرا فرآیندهای نمایشی از چنین تائیدی برخور دارند

و چه قابلّیت های بالقوه ای در هنر تئاتر نهفته است که آن را واجد چنین خاصّیت شفا بخشی می کنند؟

شاید مهمترین ویژگی هایی که هنر تئاتر را از چنین خصوصّیتی برخوردار می کند عبارت اند از:

1- هنر تئاتر باعث برون ریزی خلاقیت و خودجوشی می شود.

2- تئاتر فضایی است که در آن تصاویر درونی، تجسُم پیدا می کنند و به شکل عینی نمود می یابند.

3- در تئاتر همه چیز ممکن است و همین امکانات فرا واقع به شخصّیت محوری اجازه می دهد

که چیزهایی را تجربه کند که در زندگی واقعی هرگز تجربه نکرده است و به این ترتیب واقعّیات جدیدی را بیافریند.

 

4- تئاتر ورای زبان حرکت می کند. زبان تئاتر، زبان عمل و احساسی است

و موقعّیتی را برای فرد می آفریند که هم بازیگر و هم تماشاگر باشد و به این ترتیب «خود» مشاهده گر را تقویت می کند.

 

5- تئاتر، تماشاگر را به ارتباط، همدلی و همذات پنداری وا می دارد.

6- و بالاخره تئاتر باعث درگیری شخصیُت محوری با موقعیُت و درک معنا و نمادها می شود

و با این عمل، نیمکره ی راست مغز تحریک می شود.

تحریک این نیمکره، باعث افزایش آگاهی فضایی و حافظه ی عاطفی می شود.

به این ترتیب، در صحنه ی تئاتر درمانی، شخص می تواند به هر چه که می خواهد بدل شود و

به قول مورنو: «تئاتر درمانی، شرح زیبایی شناسانه ی آزادی است.»

تئاتر درمانی

در هیچ یک از شیوه های درمانی، امکان خلق یک جهان مینیاتوری همچون صحنه ی تئاتر وجود ندارد.

ورود به یک بازی همچون وارد شدن به یک موقعّیت خاص در یک فضای ویژه است.

بازی های تئاتر درمانی از تکنیک های مختلفی بهره می گیرد که در آن شخص اصلی یا شخّصیت محوری، به کمک افراد یاور (مددکار) فضایی را بازآفرینی می کنند.

می توان گفت که رشد تأتر درمانی، با کارهای مورنو در زمینه ی فلسفه،

روان درمانی گروهی،جامعه شناسی، نظریه های شخّصیت و روان شناسی اجتماعی به شدت در هم تنیده شده است،

درباره برخی از واژه ها و مفاهیمی که او در حدود 50 سال قبل مطرح کرده است، به تازگی دوباره بحث و بازبینی شده است

و به عمق آن ها آگاهی یافته ایم

مورنو در زندگی خود نه تنها فردی پر انرژی بوده است، بلکه الگویی برای نظریه  خلاقّیت و خود جوشی است.

تئاتر درمانی

مفاهیم موکد مورنو

در زیر برخی از واژه ها و مفاهیمی را که مورنو در نوشتارهای خود بر آن ها تأکید کرده است، ذکر می کنیم:

1- بازی (نقش بازی) به منزله عنصری در فرهنگ کمک رسانی به دیگران.

2- کاتارسیس: جایگاه آن در تاریخ، تأتر، مذهب و تأتر درمانی.

3- روندهای گروهی و روان درمانی.

4- خود جوشی و خلاقّیت به منزله ی اصل پایه رشد انسانی.

5- تصّور: نیروی خلاق و کاربردهای سازنده تصّور و تخیل.

6- اهمّیت ارتباط غیر کلامی، حرکات جسمی، حالت ها، وضعیُت ها، قلمرو، نور، صدا، موسیقی، رنگ ها، زمینه، تماس جسمی، خنده و شوخی به منزله ی عناصری از روابط انسانی.

7- شبکه ی اجتماعی، خانواده، شبکه ی جهانی- اجتماعی و ارتباطات متقابل بین فردی.

8- اینجا و اکنون: به منزله رویکردی اگزیستانسیالیستی.

9- تمرکز بر جریان به جای تمرکز بر محتوا.

10- برون ریزی (در خدمت ایگو) به منزله ی نیاز به تحقّق عمل بیشتر سازنده ی جهانی خلاق.

11- کاربردهای ذهنی مذهب، خلاقّیت و خودجوشی بشر در ارتباط با جهانی خلاق.

12- مطلوب بودن به کارگیری روش های متعدد برای کمک به دیگران (مرجع) تا ابعاد وسیع تجارب خود را درک و کشف کنند (به جای محدود شدن به شیوه ای خاص).

13- به کارگیری «نقش معکوس» در آموزش نحوه تربیت کودکان به مادران و آمورش همدلی، هم حّسی و حسّاسیت به افراد در ارتباط با دیگران.

 

برخی از مهم ترین این تکنیک ها عبارت اند از:

تئاتر درمانی

1- صندلی خالی

در تکنیک صندلی خالی، شخص اصلی در برابر یک صندلی خالی قرار می گیرد.

صندلی خالی می تواند نمادی از یک فرد مهّم یا کسی باشد که برای شخص اصلی مشکل ایجاد کرده است.

در واقع درمانگر به شخصّیت اصلی نمایش می گوید که روی این صندلی خالی، فردی را در ذهنش مجسم می کند.

هر کسی را که خود، تمایل دارد. سپس با آن فرد خیالی بر روی صندلی صحبت کند مشکلی را که همیشه با او داشته است، به زبان آورد.

درمانگر شخص اصلی را که در برون ریزی عواطفش آزاد می گذارد

و به او اجازه می دهد که حتّی با استفاده از شیوه های پرخاشگرانه (مشت، لگد، ناسزاگویی، پرت کردن صندلی و …) خشم فرو خورده اش را برون ریزی کند و با بهره گیری از نشانه های فیزیکی، عواطف سرخورده ی خود را بروز دهد.

در بسیاری از موارد، تکنیک صندلی خالی کمک بزرگی به شخص اصلی می کند،

چرا که می تواند در ذهنش، موقعّیتی را تجّسم بخشد که در واقعّیت، امکان پذیر نیست و آن رویارویی مستقیم با فردی است که باعث رنجش یا آسیب روحی او شده است.

وقتی فرد امکان می یابد که مستقیماً خشم سرکوفته و عواطفش را نسبت به آن فرد خیالی نشسته روی صندلی خالی برون ریزی کند، به نوعی می تواند با مشکلش برخورد واقع گرایانه پیدا کند.

این تکنیک در بسیاری از نمایش های صحنه ای نیز کاربرد دارد.

تئاتر درمانی

2- مضاعف سازی

در مضاعف سازی، یکی از افراد یاور، بدل شخّصیت اصلی می شود و نقش او را به عهده می گیرد.

به این ترتیب شخص اصلی، عواطف، هیجانات و مسائل و مشکلات خود را از نگاه یک فرد دیگر به نظاره می نشیند.

مضاعف سازی یکی از مهم ترین تکنیک های تئاتر درمانی است و تأثیر خود را وامدار کارایی هنر نمایش است.

چرا که در هنر نمایش نیز، مردم وقتی ترس ها، هیجانات، شادی و دل مشغولی های خود را در قالب شخّصیت های نمایش می بینند

بنا به اصل تزکیه و تصعید ارسطو، به نوعی پالایش روحی دست می یابند

و با همذات پنداری با شخصیت های نمایش، به درک جدیدی از مشکلات خود می رسند.

در تکنیک مضاعف سازی، شخصیت اصلی تئاتر درمانی، صرفاً یک تماشاگر فعّال است

که در مشاهده ی عمل سایه ی شخّصیت ها یا افراد یاور می نشیند و هر بار شخّصیت خود را از نگاهی جدید به نظاره می نشیند

و هر بار، با نظاره ی افراد یاور در قالب خود، به درک جدیدی از محدوّدیت ها و استعدادهای خویش می رسد.

تئاتر درمانی

3-پری رویائی

در این تکنیک یکی از افراد یاور در نقش پری رؤیاها ظاهر می شود و سعی می کند شخّصیت اصلی را در زندگی اش یاری برساند

و دست کم سه آرزوی او را برآورده کند.

در این تکنیک، شخّصیت اصلی، موقعّیتی می یابد که طی آن مجبور به مواجهه با امیال و آرزوهای واقعی اش می شود.

او باید دقیقاً آرزوهای خود را، بشناسد و بداند که هر آرزو چه بهایی را طلب می کند.

به وسیله ی این تکنیک، فرد به برداشتی واقع گرایانه تر از توانایی ها و ایده آل هایش می رسد.

چه بسیارند افرادی که تا کنون به گونه ای جّدی به آرزوهای خود نیندیشیده اند.

این تکنیک امکانی فراهم می آورد که فرد به راستی بداند از زندگی چه می خواهد و تا چه حد حاضر است به خاطر آن فداکاری کند.

به دلیل جذّابیت این تکنیک درمانگران در جلسه های اوّل و جهت آماده سازی گروه از آن بهره می گیرند.

تئاتر درمانی

4- پلیس مخفی

در این تکنیک، درمانگر از یکی از افراد یاور می خواهد که نقش پلیس یا مأمور مخفی را در زندگی شخص اصلی بازی کند.

به این ترتیب که در لحظه ای او را غافلگیر کند و از او بخواهد که به بزرگترین گناهش اعتراف کند.

تکنیک پلیس مخفی در تشخیص و درمان افسردگی و اضطراب نقش مهمی دارد.

چرا که معمولاً افراد از احساس گناهی ناشناخته و یا سرکوب شده رنج می برند.

تکنیک پلیس مخفی، امکان رویارویی با ریشه ی اضطراب را احساس گناه را برای فرد پدید می آورد.

ممکن است که این احساس گناه ریشه در پدیده ای ذهنی یا واهی داشته باشد.

اما به هر حال فرد برای رهایی از ترس، اندوه و احساس گناه، قبل از هر چیز باید با احساس گناه خویش مواجه شود

و صحبت و پرسش و پاسخ مستقیم در این زمینه، کمتر تأثیر لازم را به جا می گذارد.

در حالی که بازی پلیس مخفی، معمولاً فرد را به برون ریزی احساسات گناه آلود خویش ترغیب می کند

و فضایی برای اعتراف به کنش های آزار دهنده فراهم می کند.

تئاتر درمانی

5- اتاق تاریک

در این تکنیک، شخص اصلی رو به دیوار و پشت به افراد دیگر می ایستد.

و یا در اتاقی دیگر (در مجاورت اتاق اصلی) در تاریکی می نشیند.

درمانگر از سایر افراد گروه می خواهد که با صدای بلند درباره ی شخص اصلی صحبت کنند

و نظرات یا دیدگاههای خود را نسبت به او به زبان آورند.

فرض بر این است که شخص اصلی در آنجا حضور ندارد و صحبت های آن ها را نمی شنود.

بنابراین افراد گروه تئاتر درمانی می توانند آزادانه درباره ی شخص اصلی صحبت کنند و نقاط ضعف و قوّت او را بر شمارند.

این تکنیک به شخص اصلی کمک می کند که بازتاب رفتار و شخّصیت خود را بر دیگران شاهد باشند

و با استفاده از نظرات و قضاوت های دیگران درباره ی خویش به درک صحیح تری از خویش برسد و معایب خویش را بهتر بشناسد.

تئاتر درمانی

6- پنج سال بعد

تصّور آینده همیشه بسیاری از آرزوها، ترس ها و نگرانی های انسان را آشکار می سازد.

در تکنیک «پنج سال بعد» درمانگر از شخص اصلی می خواهد که خود را در پنج سال بعد مجّسم کند و ببیند که در چه وضعّیت جسمانی و روحی قرار دارد.

گاهی درمانگر در این تکنیک از سایر افراد گروه (افراد یاور) نیز می خواهد که در قالب شخص اصلی، پنج سال به جلو سفر کنند و شخص اصلی را در پنج سال آینده نمایش دهند.

گاهی این بازی تراژیک و گاهی طنز آمیز است.

افراد گروه ممکن است شخص اصلی را به پنج سال آینده در وضعّیتی بهتر و یا بدتر از امروز به تصویر بکشند.

ممکن است او را در پنج سال بعد، مرده بپندارند و یا او را صاحب خانواده و یا شغلی مهم به تصویر بکشند.

به هر حال هر تصّوری که افراد گروه از پنج سال آینده ی شخص اصلی داشته باشند،

در جهت شناخت بیشتر امکانات، توانایی ها و محدودیت های روحی شخص اصلی، کمک کننده است.

ضمن این که فرد با تجسم وضعّیت آینده ی خود تا حدود زیادی به ایده آل هایش، به گونه ای واقع بینانه درگیر می شود

و بهتر می تواند درباره ی مشکلات امروزش تصمیم بگیرد.

مواجه با آینده، همیشه یکی از شیوه های مؤثّر درمانی محسوب می شود.

 

7- یک دقیقه تک گویی

درمانگر از شخص اصلی می خواهد که بالای میز یا صندلی برود و آن بالا، به مدّت یک دقیقه، به طور بداهه سخنرانی کند.

این تک گوی بداهه، بسیاری از دغدغه ها، ترس ها و احساسات سرکوب شده و یا حتی منع های اخلاقی، شخص اصلی را آشکار می سازد.

چرا که یک تک گویی بداهه، فرد را وادار به برون ریزی افکار و احساساتش می کند.

در بسیاری از موارد، درمانگر با این شیوه می تواند به کنه ضمیر و اعتقادات افراد خجالتی و درونگرای گروهش پی ببرد.

 

8- عشق افسانه ای  

درمانگر از یکی از افراد گروه می خواهد که عاشق بی چون و چرای شخص اصلی شود

و همه ی ویژگیهای مثبت و منفی شخصّیت او را در جهت خیر و کمال ببیند

و بتواند برای هر نقطه  ضعف یا محدودیت شخص اصلی، توجیه یا بهانه ای بتراشد و به هر حال، محبوب را سراسر خیر و لطف ببیند.

این بازی طنزآمیز در بسیاری از موارد به شخص اصلی کمک می کند که به گونه ای منطقی تر، نیمه ی پر لیوان را نیز ببیند

و با دیدگاهی خوش بینانه، به امکانات و استعدادهای خود ایمان بیاورد.

این تکنیک به ویژه درباره ی افراد با اعتماد به نفس ضعیف و یا خود پنداره ی منفی کارساز است.

چرا که به فرد امکان مواجهه با نقاط مثبت وجود خویش را می دهد.

استفاده از این تکنیک باید زمانی صورت بگیرد که اعضای گروه به اندازه ی کافی با هم آشنا و صمیمی شده باشند.

تئاتر درمانی

9- جادو

درمانگر به یاری جادو قادر است که شخص اوّل را به یک شیء بی جان بدل کند.

شخص اوّل در قالب هر شیء بی جان که قرار می گیرد باید احساس خود را نسبت به زندگی بیان کند.

برای مثال درمانگر، شخص اصلی را به سنگ، آفتاب، باران، دریا، پرنده، ساعت، خودکار، زیرسیگاری، حلقه ی ازدواج و …. تبدیل می کند

و در هر موقعّیت، شخص اصلی باید به گونه ای راستین، احساس خود را نسبت به زندگی و هستی خویش بیان کند.

این موقعّیت امکان خلاقّیت و خود جوشی احساسات و هیجانات را برای شخص اصلی فراهم می آورد.

ایجاد فضای خود جوشی باعث می شود که فرد به ابعاد شناخت جدیدی دست یابد و خارج از کلیشه ها و قراردادهای اجتماعی، قدرت تفکر و طرح پرسش را پیدا کند.

قدرت بالقوه ی این گونه بازی ها، برداشتن نقاب روزمره ی اجتماعی و تجربه ی تفکری خلاقّانه، در قالبی جدید است.

تئاتر درمانی

10- حرکت بدن

در این تکنیک، درمانگر از شخص اصلی می خواهد که کلامی به زبان نیاورد،

و احساس خود را نسبت به کلمات مختلفی که افراد گروه به زبان می آورند، صرفاً با حرکات بدنی و ایمایی چهره آشکار سازد.

این شیوه امکان رهایی عواطف و افکار را برای شخص اصلی فراهم می آورد.

رهایی از قید زبان، امکان مواجهه ی مستقیم با احساسات فرد را پدید می آورد

و او را برای پذیرش درک خلاقّانه تری از معانی آماده می سازد.

این تکنیک همچنین حساسیت شخص اصلی را نسبت به بعضی کلمات نشان می دهد.

برای مثال افراد گروه کلمات مختلفی چون پدر، مادر، زن، مرد، عشق، شادی، خانه، وطن، مرگ، زورگویی، ترس و …. را به زبان می آورند.

آنها در یک دایره می ایستند و شخص اصلی در مرکز دایره قرار می گیرد

و هر بار با شنیدن کلمات آنان، ریتم و آهنگ خاصی را با بهره گیری از امکانات بدنی اش به نمایش می گذارد.

در واقع با زبان بدن و حرکات آن سخن می گوید و واکنش عاطفی و هیجان خود را نسبت به کلمات نشان می دهد.

این تکنیک که در هنر تئاتر نیز به کار می رود، جهت خود شناسی نیز کاربرد فراوان دارد

و با حذف واسطه ی زبان، امکان مواجهه ی مستقیم با ذهنّیات فرد را پدید می آورد.

آن چه که در ده تکنیک فوق، مشترک است ایجاد احساس اعتماد و امنیت میان شخص اول، افراد گروه و درمانگر است.

این بازی ها امکان «انتقال احساس» را میان شخص اول و سایر افراد گروه پدید می آورد

و «انتقال»، یکی از عوامل مهم در فرآیند تئاتر درمانی و بهبود وضعّیت شخص اصلی است.

اصولاً نمایش تئاتر درمانی بر محور مسائل و عواطف شخص اوّل تکیه دارد

و درمانگر گروه با استفاده از امکانات نمایشی، فضایی فراهم می آورد که فرد بتواند از طریق بازی و ارتباط با دیگران،

در یک بعد کوچک و مثالی، الگوهای ناسالم رفتاری را بشناسد و الگوهای سالم و خلاقّانه را جایگزین آن ها کند.

«مورنو» تأکید می کند که فرد برای این که خودش باشد و بتواند توانایی های خویش را بشناسد،

نخست باید از خودش خارج شود و بتواند از درون یک آئینه که همان صحنه ی تئاتر درمانی است به خود بنگرد.

تئاتر درمانی

به این ترتیب فرآیند تئاتر درمانی در نهایت شامل سه بخش است:

1.آماده سازی

2.عمل

3.مشارکت

گذراندن موفقّیت آمیز سه مرحله ی آماده سازی، عمل و مشارکت فعال،

باعث می شود که فرد با بهره گیری از بازی و بداهه پردازی، به نوعی شفای عاطفی و شناختی دست یابد،

و این تحول است که بسیاری از شیوه های مدرن درمانی امروز نمی توانند به انسان عرضه دارند.

مورنو در کتاب «دعوت به مواجهه» هدف تئاتر درمانی را به گونه ای مؤجز، در یک شعر کوتاه، بیان می کند.

شعری که به شادترین وجه، هدف، تأثیر و ضرورت تئاتر درمانی را در جامعه ی از هم گسسته و بی ارتباط بشر امروز به تصویر می کشد:

ملاقات دو تن

چشم در چشم

چهره به چهره …

و وقتی که تو نزدیکی، من چشمان تو را بیرون خواهم آورد…

و آن را جای چشمان خود خواهم گذاشت

و تو چشمان مرا بیرون خواهی آورد…

و آن را جای چشمان خود خواهی گذاشت

آنگاه من با چشمان تو به تو می نگرم

و تو با چشمان من، به من نگاه خواهی کرد،

و این نخست مواجهه ی ماست…

 

ادامه متن را در بخش دوم بخوانیدنمایش درمانی

مورنو 1915
 – تئاتر درمانی و نمایش زندگی، فیل جونز، ترجمه: چیستا یثربی، نشر قطره تهران 1383.
 – همان کتاب (تئاتر درمانی و نمایش زندگی)

 

0
دیدگاه‌های نوشته

*
*

جواب سوال‌هاتون رو می‌تونید در زیر پیدا کنید. در غیر اینصورت از ما بپرسید، ما همیشه به سوالاتتون جواب می‌دهیم.
شرایط کسب امتیاز از طریق ثبت نظر چیست؟
شما می توانید پس از دریافت سفارش، نظر خود را در رابطه با محصول خریداری شده در الوند رایان بنویسید. پس از تایید نظر شما توسط کارشناسان شفا درمان ، امتیاز برای شما ثبت می‌شود.تا قبل از تایید نظر امتیاز شما در قسمت تاریخچه بخش امتیازات در صف نمایش داده میشود.
چرا بایستی در حساب کاربری شماره کارت ثبت کنم؟
در صورتی که از خرید خود منصرف شوید شفا درمان در کمترین زمان ممکن مبلغ را به شماره کارت شما برگشت می دهد. مهم است که شماره کارت به نام مالک حساب کاربری ثبت داشته باشید
چرا بایستی در حساب کاربری آدرس ایمیل ثبت کنم؟
کلیه مکاتبات شفا درمان با آدرس ایمیل شما انجام می شود.