شفا درمان
0 محصولات نمایش سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

تفاوتهای موسیقی

تفاوتهای موسیقی شرق وغرب 

بسیار واضح و طبیعی است که  موسیقی ملتهای مختلف از بسیاری جهات

چه از نظر فنی وهنری و چه از حیث اجتماعی و فرهنگی متفاوت باشد .

بدین طریق موسیقی غربی با موسیقی شرقی بطور ریشه ای و پایه ای

با هم تفاوتهای اساسی دارند و موسیقی کشورهایی همچون آلمان ،فرانسه ،

ایتالیا و روسیه با این که از نظر پایه به هم نزدیکند از حیث کیفیت و حالت با یکدیگر تفاوتهایی دارند.

 

موسیقی ملل

بطور اصولی گام دیاتونیک وفواصل پرده و نیم پرده پایه موسیقی غربی

( گام بزرگ واقسام مختلف گام کوچک  ) است  .  ولی گامهای ایرانی

از  124 فاصله ربع پرده  تشکیل می شود . همین مسئله است که

موسیقی ایرانی را از موسیقی غربی متمایز و مجزا می کند .

 

اختلاف  موسیقی ایرانی با غربی درواقع وجود گامهای متشکل از نیم پرده

در موسیقی غرب و فواصل ربع پرده در گامهای موسیقی شرقی و حالات خاص

هر دو نوع موسیقی می باشد .

تفاوتهای موسیقی

در حقیقت  خاصیت درون گرایی بودن الحان ونغمه های شرقی  و علاوه بر آن خلاقیت

بداهه نوازی و حرکات ملودی است که از جمله اختلافات موسیقی ما با موسیقی غربی می باشد .

در حالی که موسیقی غربی چه به شکل یک  اتود کوچک و چه به شکل  اجراهای عظیم ارکستری

بر پایه اصول  و قواعد و اهداف زیبایی شناسانه تصنیف می شود وبدیهه سازی و ازادی تغییر لحن

موسیقی شرق جزو کیفیات موسیقی غربی نیست .

 

موسیقی سنتی ایران

موسیقی سنتی ، آن موسیقی است که ریشه در فرهنگ ملت های پیشرفته قدیم دارد ،

مانند ملت های ایران و چین و هند وغیره .

در موسیقی های سنتی عوامل مشترک چند وجود دارد ،

از قبیل :

  1. تداوم این موسیقی طی قرون و اعصار گذشته ، از طریق انتقال آنها از استاد به شاگرد به طریق شفاهی و سینه به سینه .
  2. ایجاد جو فضای تأثیر کننده ویژه در شنوندگان ملت مربوطه .
  3. وجود قوانین وقواعد دقیق و ثابت .
  4. ارائه آن توسط موسیقی دانان حرفه ای که در هنر خود قدرت تصرف پیدا کرده اند .
  5. اهمیت بدیهه پردازی به هنگام اجرای موسیقی
  6. لزوم صرف وقت بسیار طولانی برای رسیدن به مقام استادی در این نوع موسیقی و غیره .
  7. موسیقی سنتی ایران یکی از انواع پیشرفته ،قوام یافته و پخته موسیقیهای سنتی  است ،

که توسط برقواعد نظری و وظایف اجرایی عملی آن ، احتیاج به تحصیل و تحقیق است .

تفاوتهای موسیقی

مقام ، این واژه  عربی که به معنای لحن ( آهنگ ) موسیقی به کار رفته ،

بعد از اسلام در موسیقی ایران رواج یافته است . به عبارت دیگر ،

موسیقی ایران بعد از اسلام متشکل از دوازده مقام بوده است که

هر مقام منسوب به یکی از برج دوازده گانه ( حمل و وجوزا و ثور و … ) می باشد .

 

از یک قرن پیش ، واژه « دستگاه » جایگزین کلمه « مقام » گردید و موضوع انتساب

به بروج دوازدگانه نیز کنار گذاشته شد .دستگاه ،  در موسیقی  امروز ایران  تقریباً

معادل واژه مقام ، و به معنای مجموعه ای همگون از الحان ( آهنگهای ) خاص موسیقی

ایران است . به دیگر سخن  ، موسیقی ایران شامل تعداد زیادی  لحن ( آهنگ ) است که

شمار آن  را به طور متوسط بین  200 تا  400 گفته اند .

 

این تعداد آهنگ در اصطلاح موسیقی امروز « گوشه » نامیده می شود .

برحسب  مشابهت های ساختاری  فنی ،درهفت مجموعه بزرگ به نام

« دستگاه » و پنج مجموعه کوچک به نام « آواز » تفسیر شده است  .

 

لازم به تذکر است که « آواز » مجموه ای گوشه هایی است از لحاظ فنی و علمی مستقل نبوده ،

بلکه منشعب و مشتق از دستگاه ها هستند .‌و به همین جهت « نام آور » را به آنها داده شده که با دستگاهها اشتباه شدند  .

 

نام هفت دستگاه موسیقی امروز ایران به این شرح است :

شور ـ ماهور ـ سه گانه ـ چهارکلا همایون ـ نوا ـ راست پنجگاه

و نام پنج آواز چنین است : ابوعطا ، بیات ترک ، افشاری ،‌دشتی و بیات اصفهان

در دهه های اخیر با گسترش علم موسیقی شناسی ایران ،قابل تأمل و دارای اهمیت

وافری است و با پیشرفت علم موسیقی شناسی و موسیقی شناسی قومها و رابطه آن

با قوم  شناسی در آمریکا و اروپا ـ و کوشش در شناخت موسیقی ایرانی برای شرق شناسان ،

در تلفیق دادن دو ریتم همزان در این فرم آن  را بسیار پیچیده کرده است  ، کاری که مرشدان زورخانه

و بعضی از نوازندگان ضرب مانند ناصرخان فرهنگ انجام میدهند خوانندگان و ضرب نوازان برای پیشرفت

این هنر که در معرض نابودی است ، اندیشه ای اساسی کنند تا این هنر از بین نرود .

 

از آثاری که از تمدن ملل قدیم به یادگار مانده می توان  گفت که ایران در موسیقی

از کشورهای معاصر خود مانند سومر ،بابل ، مصر ویونان عقب تر بوده است و شاید

علت اصلی آن بوده که از ایران برخلاف دیگر کشورها موسیقی در مراسم مذهبی بکار

گرفته نمی شده و در واقع موسیقی خاص مذهبی  وجود نداشته است .

تفاوتهای موسیقی

هردوت مورخ یونانی مینویسد 

« تشریفات مذهبی در ایران بدون موسیقی صورت می گرفته است . »

بعد ازحمله  اسکندر در زمان سلوکیان و اشکانیان ایران تحت تأثر تمدن یونانی واقع شد و به نظر می آید

که در موسیقی ایران تحولی صورت گرفت .

 

در تاریخ کهن ایران واژه ای به نام گوسان  گوسان نو اگر آمده که به معنی نوازنده و خواننده است  .

یک مورد در ویس و رامین‌ ( ویرایش مجتبی مینوی ) آمده و گویای روایتی کوتاه است .در آنجا وقتی

شاه به همراه برادرش ویس و همسر خود بر بزمی حاضرهستند یک گوسان نواگر مشغول خنیاگری است .

آواز او درباره درخت بلندی است که برزمین سایه گسترده و زیر آن درخت چشمه ای است

درخشان با ریگ هایی در ته آب . یک گاو گیلی در کنار آن می چرد  و گوسان درحال خواندن

آواز خود را اینگونه پایان می دهد : مانا که این درخت همچنان سایه گستر باشد ، آب از چشمه

برآید  و گاوگیلی همیشه در کنار آن  بچرد .

و آواز زیبای او گویای اعتبار موسیقی در آن  دوران بسیار کهن و نزد  ایرانیان است .

 

اچ دبلیو . بیلی مورخ غربی مورددیگری از این واژه که گویای اعتبار موسیقی  گذشته است

را مینویسد : بهرام گور معتقد است که احوال جهان خوب و خوش است در صورتی که مردمان

در کنار رامشگران و خنیاگران روزگار سپری کنند .او از پادشاه هند گوسان  ( خواننده) خوب

درخواست نمود که دوازده هزار مطرب زن و مرد به ایران آورد . این مطلب در مجمع التواریخ

نیز به نحوی  آورده شده است  . در انجا آمده که  لوریان که هنوز بجایند از نژاد همان خنیاگران

هندی هستند .

تفاوتهای موسیقی

گوسان ( واژه پارتی ) در روایات به خوبی گواه مستقیم وجود خنیاگران و مهمانی های

با حضور انان است و آن نقش مهمی در نگهداری سنت ملی ایرانیان داشته است .

البته گوسانها تنها خنیاگران سرگرم کننده و شادی آفرین بوده اند که از هند می آمدند

و در مقابل خوانندگان باسواد ایرانی مجال هنرنمایی اصیل نداشته اند چرا که گوسانها

اغلب بدیهه سرایی می کردند . طبق گفته مری بویس مستشرق در جستجوی اطلاعات

بیشتر درمورد آنها  می توان  به سرزمینهای مجاور مانند آذربایجان و ارمنستان سفر نمود

و با توجه به نفوذ فرهنگی پرتوان پارتی ها در تمدنهای مجاور می توان به اثرات وجود آنها

در ایران و انتقال آن به سرزمینهای مجاور دست یافت .

 

در آن زمان  داستانهایی به شعر سروده می شد و به آواز خوانده می شد

اما به کتابت درنمی آمد بلکه شفاهی و سینه به سینه ازنسلها عبور می کرد .

نداشتن علم و صنعت موسیقی نوشتاری از دوران گذشته گویای اطلاعات بسیار

کم ما از موسیقی و خنیاگری این سرزمین کهن میباشد .

 

در آیه 35 سموئیل نبی آمده آیا دیگر میتوانم صدای مردان خواننده ( گوسان ) و زنان را بشنوم .

این روایات اشاراتی برنشاط بخشی مطبوع واثر گذاری موسیقی در زندگی مردم وبزرگان و شیپورنوازان بوده اند

امیان مارسلین مورخ انگلیسی نیز می نویسد آن قتل هنگامی واقع شد که نوای سازهای  زهی بادی و اواز

تمامی آن بنای عظیم را به ارتعاش درآورده بود . البته همیشه تعریف و تمجید در کار نبوده چون در طی ادوار

تاریخی هر کدام از مذاهب گذشته ایرانی تا اسلام همگی منع کننده عیش و طرب و غنا و خوانندگی بوده اند

به همین دلیل بهترین اهالی موسیقی یا عاریتی بوده اند از دیگر سرزمینها ویا ایرانیانی بوده اند که ارج و عزت

آدمهای شرافتمند رانداشته اند .

 

یکی از نویسندگان قدیمی از رامشگران بدین گونه یاد می کند :

دائم الخمرهای فاسد و همچون گسن های دیوانه که خود را به هر گونه هرزگی

و فسقی تسلیم میدارند و آورده اند که نوه های پسری قابیل هنر گوسان و نوادگان

دختری او سرخاب و سرمه را بوجود آوردند . از سوی دیگر گاه گسنها نوحه سرایی

می کرده اندو به عنوان خواننده مرثیه سرا مطرح می شدند .

 

در اشاره ای دقیق به فن مداحی گسن ها آماده است که وقتی قهرمان داستان

یک حیوان وحشی را میکشد گوسنی در چکامه ای قهرمان رامی ستاید و اذعان

می کند که چگونه زمین از شر آن حیوان یا شیطان وحشی رهانیده شد .

در ادبیات  گرجستان ( از ایالات ایران قدیم ) روایتی آمده که عیسی مسیح

به خانه شریفی واردشد آنجا دختری به ظاهر مرده بود وعیسی فلوت نوازان

را دید وجمعیت را که در  شورش ونوحه بودند گفت بگشایید  چون این دختر نمرده است .

 

به هر طریق مجموعه شواهد بر روی هم گواهی میدهند که گوسان در زندگی پارتها و

همسایگان ایشان تا عصر ساسانی نقش قابل ملاحظه ای داشته اند . این هنرمندان

به عنوان سرگرم کننده پادشاه  و مردم عادی و در دربار از امتیازات خاص و نزد مردمان

از محبوبیت برخوردار بوده اند  علاوه بر آن گوسان در مزارها نیز حضور فعال داشته و

بر شور وهیجان بازماندگان می افزود .

تفاوتهای موسیقی

او نوحه سرا و مرثیه گو بود و همینطور طنز پرداز ،داستان گو ، نوازنده و رامشگر ،

انتقال دهنده شادیها و غمهای عهد باستان و مفسر زمانه خود بوده  است و در

عین حال گویای درهم تنیدگی شعر و ادب و موسیقی دوران باستان بوده است .

 

در جامعه پارتی شاعر خواننده بود وهر گوسان به عنوان شاعرنوازنده  و خواننده

و با استعدادهای خود شهرت و اعتبار داشت هر چند که اینها دو گروه بودند اولی

در خدمت خواص و دربار و گروه دوم که آشکارا زندگی مقرانه ای  داشته اند و تنها

در میان روستائیان و در اماکن عمومی شهرتی داشته اند .

 

زرتشتیان نیز دارای نوعی ادبیات روایی وسرگرم کننده  بودند که به شکل نظم و آواز

خوانده می شده  است .

در افسانه هایی سکایی روایت است از ستم بربرها همچون  یونانیان در بزرگداشت

قهرمانان  و خدایان آواز در خور بخوانند و در متون قدیمی از آنگارس خنیاگر بزرگ دوره

ماد سخن می گویند و شواهد گویای تشخص و ممتازی خنیاگر در نزد مادها و پارتها

به یک میزان وجود دارد .

تفاوتهای موسیقی

اما در دوره  هخامنشی نیز خنیاگری رونق بسیار داشته است .

گزنفون گفته است کورش تا آخرین روزهای کیانی اش و در طی

روزها توسط داستان و اواز ستوده می شود و این احتمال وجود دارد

که علی رغم سنت کتابت داستان زریر و هودات از عصر هخامنشی

از طریق خنیاگریو شیوه داستان گویی روایی و‌ آوازی  و سینه به سینه

برجای  مانده تا وقت رونق صنعت کتابت  و در دورن ساسانی جدای از

ادامه سنت خوانندگی گوسانها در شمال از درخشش خنیاگری در ایران بزرگ

شواهد و مدارکی موجود است  .

و اصطلاح فارسی  میانه گوسان ، هنیاگر و هنیواز بوده است وبعدها عموماً واژه

نواگر برجای مانده است .اما آنچه  معمولتر شد لفظ رامشگر بجای نامهای قبلی است

و علاوه بر آن واژه چامه گو نیز دیده می شود .

 

در شرحی آمده که در طبقه بندی مملکت از طرف اردشیر خنیاگران در طبقه سوم

به همراه دبیران ، پزشکان ، شعرا واخترشناسان بوده به طور کلی ازمردان دانشمند

که در زندگی دنیوی توانا بوده و به حساب می آیند . ( مسعودی می گوید هارون الرشید

به تقلید از ساسانیان و در طبقه بندی افراد جامعه میان خوانندگان خودش درجات و طبقه

پدید آورد تا  خنیاگران برجسته مقام شامخ خود را داشته باشند ) در تاریخ آمده که بهرام گور

هر نوازنده  یا خواننده ای را که موجب خرسندی او بود ارتقاء درجه میداد وهمینطو رخسرو انوشیروان

نیز با احیاء طبقه بندی اشخاص خنیاگران را به بالاترین طبقه ارتقاء میدادو اینها همگی گویای  اعتبار

و ارزش هنر موسیقی در آن  دورانها می باشد .

تفاوتهای موسیقی

آنها بوده اند که در فرصتهای باثبات کشوری و در ضیافتهای رسمی ،

مناسبتهای ویژه وجشن مهرگان ونوروز اشعار و‌اواز در واقع بهترین

زینت دهنده این مراسم بوده است و آنها متشکل می شده اند

از نوازندگان چنگ ، خواننده ، نوازنده بربط ، شیپور ، فلوت و بوق یا

شیپور کوچک وطی روایتی ثعالبی ندیمی توضیح می دهد که بهترین

موسیقی آن است که با یک ساز زهی پدی آید که صدایش همچون آواز باشد

و دوم آوازی باشد که پرده گردانی آن همچون  صدای سازی خوش باشد ،

وتمامی پاسخ های بالا گواه میدهند که مموسیقی پیشرفته آن دوران  چه

به شکل آوازی و به شکل موسیقی سازی اعتبار ویژه و شایسته داشته است .

خسرو پرویز به گونه پرشوری به خنیاگری علاقمند بود  هم او از باربد ، بزرگترین

خنیاگر عهد ساسانی حمایت می کرد که عناوین سی لحن او که فهرست بندی شده

مشهور است  از میان اوازهای به یادگار مانده از او روایت شبدیز و قصر و آوازی که به

درخواست شیرین خوانده  است  و یکی دو قطعه دیگر مشهور است ودرزمان بسیاری

از بزرگان  و از زبان آنها مثل مزدک خنیاگر ، در ردیف هیربدان و اساهبدان بوده اند

اما همانطور که ذکر شد این هنر تنها به   دربار و قصرها تعلق نداشت و به فراخور

وضع مادی وفرهنگی عوام این هنرمندان در گروههای مختلف هنرنمایی می نموده اند . )

 

بیشتر بخوانید: موسیقی درمانی

0
دیدگاه‌های نوشته

*
*

جواب سوال‌هاتون رو می‌تونید در زیر پیدا کنید. در غیر اینصورت از ما بپرسید، ما همیشه به سوالاتتون جواب می‌دهیم.
شرایط کسب امتیاز از طریق ثبت نظر چیست؟
شما می توانید پس از دریافت سفارش، نظر خود را در رابطه با محصول خریداری شده در الوند رایان بنویسید. پس از تایید نظر شما توسط کارشناسان شفا درمان ، امتیاز برای شما ثبت می‌شود.تا قبل از تایید نظر امتیاز شما در قسمت تاریخچه بخش امتیازات در صف نمایش داده میشود.
چرا بایستی در حساب کاربری شماره کارت ثبت کنم؟
در صورتی که از خرید خود منصرف شوید شفا درمان در کمترین زمان ممکن مبلغ را به شماره کارت شما برگشت می دهد. مهم است که شماره کارت به نام مالک حساب کاربری ثبت داشته باشید
چرا بایستی در حساب کاربری آدرس ایمیل ثبت کنم؟
کلیه مکاتبات شفا درمان با آدرس ایمیل شما انجام می شود.