شفا درمان
0 محصولات نمایش سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

تمرکز فکر خود را بهتر کنیم

افزایش تمرکز فکر

تلاش جسمی بیش ازحد به تنهایی ، نه تنها شما را به آرزوهایتان نمی رساند ،

بلکه باعث از بین رفتن انرژی و ایجاد بیماریهای روحی و جسمی نیز می گردد.

 ثمره تمرکز فکر چیست ؟

افراد بنا به اهدافی که دارند و بر اساس مشاغل خود جوابهای گوناگونی به این سوال خواهد داد

صرف نظر از اهداف اختصاصی افراد نتایج و فوائدعمومی و همگانی تمرکز فکر را می توان مورد اشاره قرار داد .

اولین و مهمترین ثمره برخوردار بودن از تمرکز فکری کسب آرامش روحی و اعتماد به نفس است .

تمرکز خوب موجب یادگیری بهتر می شود و حافظه ای امین تر برای انسان به وجود می آورد

تشتت فکری که در موقعیت های حساس موجب دستپاچگی و خرابکاری می شود

و فرد را به ماشینی بدون کنترل تبدیل می کند با تمرینات تمرکز از بین می رود .

فرد به انتضام فکری می رسد و چیزی نمی تواند در او تولید اظطراب نماید .

زیرا فردی که دارای تمرکز فکر است به هر چیز همانقدر می اندیشد که ارزش آن را دارد

و هیچ فکری نمی تواند سرکشی کند. با بدست آوردن توانایی تمرکز قوی انسان قادر است

علیرغم شدت برخی از حوادث یا رویدادها خود را از تاثیر و آلودگی آنها دور نگه دارد .

بعبارت ساده تر می تواند از تاثیرات منفی محیط بر حذر باشد و با عوامل مخرب هماهنگی نکند .

فردی که دچار عدم تمرکز است مانند بازیچه منفعلی است که ساعتها اسیر یک فکر بی سرانجام می گردد

و بلاخره به هیچ نتیجه ای هم نمی رسد و جزء خستگی روحی چیزی عایدش نمی گردد

در صورتی که با تسلط بر جریان افکار می توان فعالانه ، افکار ناخواسته و تحمیلی را به کناری زد و …

روش های تمرکز فکر

تمرکز فکر

تمرکز فکر ، حافظه و یادگیری   

هر انسانی ، با تجربه ، بر این مطلب ، آگاه می شود که بدون تمرکز فکر قادر نخواهد بود

مطالب و مهارتهای جدید را یاد بگیرد یادگیری نتیجه استفاده از اندوخته های حافظه است

حافظه چیزی را ظبط و اندوخته می کند که به آن سپرده شود و تمرکز و دقت به یک موضوع

به معنی سپرده شدن آن موضوع به یک حافظه است . پس آنچه که مطلب به حافظه سپرده نمی شود

یادگیری صورت نخواهد گرفت . تحقیقات روانشناسی یادگیری ثابت کرده است

که انسان در یک زمان قادر است فقط مقدار محدودی از مطالب و اطلاعات را جذب و ذخیره کند یاد بگیرد ،

تحلیل نماید و با اطلاعات قبلی تلفیق نماید . پس انسان برای یاد گرفتن و به خاطر سپردن باید بر موضوع یادگیری

چنان دقت و توجه نشان دهد که مطالب و مسائل فرعی نتوانند در یادگیری او اختلال ایجاد نمایند .

پس برای داشتن حافظه امین تر و قدرت یادگیری بهتر ، انسان باید بتواند علیرغم وجود عوامل دیگر آنها را نادیده انگاشته

، بر موضوع مورد نظر خود تمرکز نماید .

تمرکز فکر

 معجزه ای به نام ذهن

انسان بزرگترین شگفتی آفرینش است و ذهن او قدرتمندترین ابزار موجود در جهان هستی .

نیروی ذهن از تولد تا مرگ با شماست و این تنها قدرتی است که حتی لحظه ای از شما جدا نمی شود  .

آثار عظیم و قابل تحسینی که در طی حیات بشر بوجود آمده است ،

قطعا به دلیل استفاده از این نیروی عظیم درونی بوده است .

دانشمندان معتقدند که یک انسان در حالت عادی فقط از 010/ 0 نیروها و استعدادهای خود استفتده می کند .

وقتی که شما ، با بخش عظیم قدرت خود آشنا شوید و آن را به کار بگیرید ، به گروه   انسان های بزرگ خواهید پیوست .

از کودکی به غلط به ما آموخته اند که برای رسیدن به آرزوهایمان فقط باید تلاش و تقلا کنیم .

ولی اگر فکر می کنید که کار و رنج زیاد به تنهایی باعث موفقیت می شود ، به بیراهه رفته اید ؛

چرا که قدرت اراده و تلاش جسمی در بالاترین حد خود فقط بخش اندکی از نیروهای شما را به کار می گیرد .

تقدیر و سرنوشت شما در اختیار خودتان است .

تمرکز فکر مشاور تحصیلی

تمرکز فکر

هدف من از نگارش این پایان نامه است که شما را با روشهای بسیار ساده اما پر قدرت موفقیت آشنا نمایم.

یکی از دلایل اصلی عدم موفقیت پس از مطالعه این پایان نامه است که اکثر افراد عادت دارند

پس از خواندن یک کتاب موافقت با نویسنده و هیجان زده شدن کتاب را به کناری گذاشتند

و همان اعمال قبلی را طبق عادت انجام می دهند. پس اگر می خواهید تغییر کنید ،

باید مدتی را به کمک این پایان نامه به تغییر پندار، گفتار و کردارتان بپردازید تا در شما به صورت عادی درآید.

به ارزش واقعی خود پی ببرید.

تمرکز فکر

در آن یک فکر

در شعاع و مرکز سایر افکار شخص قرار می گیرد . فکری در مرکز افکار قرار گرفته و ایجاد تمرکز می نماید

که بنا به موقعیت زمانی و مکانی ، اهمیت و ارزش برجسته ای برای فرد داشته است .

بنابر این کاری که نتیجه آن برای انسان مهم و ارزشمند باشد تمرکز فکر را برمی انگیزد .” تمرکز غیر ارادی به دو صورت به وجود می آید.

انواع تمرکز تمرکز غیر ارادی زمانی شکل می گیردکه شما درونا و قلبا در کار و یا حال مسئله ای مشتاق هستید .

در این حالت شما بدون آنکه آگاهی  آنچنانی از تمرکز قوای خود برای حل مسئله داشته باشید

بوسیله تمایل و اشتیاق درونی ، بخش اعظم قوای خود را بر روی کار یا مسئله  متمرکز می سازید .

صورت دیگر تمرکز غیر ارادی را می توان به هنگام هیجانات مشاهده نمود .

زمانیکه شما بطور ناگهانی از به گوش رسیدن صدائی دچار ترس می شوید ، صدا و منشا آن

تمام افکار و اندیشه های شما را برای لحظه یا لحظاتی بطور کامل بر کنار زده

و به مانند پرده ای بر روی تمامی افکار شما کشیده می شود . در حالت هیجانی مانند خشم

و ترس تمرکز بر روی یک فکر و انقطاع از سایر افکار بقدری شدید است که انسان

به تمامی ابزار و بازیچه فکر هیجانی می شود ودر مقابل منشا آن عکس العمل نشان می دهد .

تمرکز فکر

تمرکز فکر ارادی زمانی پیش می آید که شما در تلاش برای انجام کار یا حل مسئله ای

با افکار مزاحم و اخلال گر مواجه می شوید و برای دست یافتن به موفقیت در انجام کار خود ،

در صدد بر می آیند افکار مزاحم را با توسل به روش هائی به کناری زده و بر موضوع مورد نظرتان

متمرکزمی شوید تا بتوانید راه حل را بیابید.

دلایل نبود تمرکز

تمرکز فکر

دلایل عدم تمرکز

اکثر انسانها به دو دلیل عمده با عدم تمرکز فکری مواجه می شوند :

  • آنها خودرا به انجام کاری می بینند که تمایل درونی چندانی به انجام آن ندارند .

بنابراین قوای آنها به صورت اتوماتیک از مسئله پرت می افتد . این بی علاقگی باعث چندگانگی در فکر و قوای فکر می شود .

قریب به اتفاق افرادی که از عدم تمرکز و تشتت فکری مزمن رنج می برند ،

اشخاصی هستند که مدت ها با بی علاقگی کارهائی انجام داده و بعبارت بهتر خود را به انجام کاری دیده اند.

فشار روانی یا استرس ها از عوامل عمده تشتت فکری هستند .اکثریت انسانها زمانیکه با مسئله ای مواجه می شوند

اگر معتقد باشند زمان کافی برای حل آن ندارند و یا توانائی حل مسائل و کسب توفیق را در خود نبینند

دچار نگرانی و اضطراب می شوند و در این حال به جای اینکه مسئله ای که باید حل شود

و در مرکز افعال قرار گرفته قوای فرد را به خود مشغول دارد ، نگرانی ، ترس از شکست و افکار منفی ،

توان عمل ، ابتکار و خلاقیت را از شخص سلب می نماید و فرد بر ترس و احتمال شکست خود تمرکز می کند

و با این تمرکز به طرف شکست کشیده می شود .

تمرکز فکر

برای این دو گروه از افراد ( افرادی که به کار خود علاقه ندارند و آنهایی که در مواجه با مسئله و کار

دچار ترس و نگرانی می شوند ) یادگیری تمرکز ارادی و فنون و روشهای آن از ضروریات زندگی است

و می تواند آن ها را از رنجی طاقت فرسا که همان اغتشاش و آشفتگی کاری است رهائی بخشد .

افرادی که از عدم تمرکز فکری شکوه می نمایند دچار افکار نابهنگام و ناخواسته می شوند

در این افراد فکر و اندیشه ای که ذهن را اشغال می نماید ضمن آنکه با عمل و کاری که فرد مشغول آن است

نامتناسب و ناهماهنگ است خیلی زود جای خود را به موضوع بی ربط دیگری می دهد

و تسلسل افکار بی ربط به همین شکل ادامه می یابد و فرد در مقابل این جریانات منفعل

و از کنترل افکاری که خود را تحمیل می نماید عاجز است . بنابراین به جای اینکه افکار در خدمت انسان باشد

انسان در خدمت افکار سرکش قرار می گیرد .

تمرکز فکر

کدامیک از دو تمرکز برتر است

شاید این سوال برای شما هم پیش بیاید که کدامیک از دو نوع تمرکز برای انسان کاراتر است .

تمرکزی که ارادی و آگاهانه باشد یا تمرکز غیر ارادی و ناآگاهانه ؟

و آیا کسی که تحت تاثیر تمرکز غیر ارادی به نحو خوبی عمل می نماید

و افکارش منطبق و متناسب با اعمال و  کارهای اوست نیازی به یادگیری فنون تمرکز ارادی و استفاده از آنها را دارد؟

قبل از هر چیزلازم به یادآوری است که تمرکز به عنوان یک توانایی فردی و درونی دارای مقیاس

و حد ثابتی برای اندازه گیری نیست و وجود چنین حدی به عنوان حد نهایی قابل تعیین و تصور نمی باشد .

بعنوان مثال اگر کسی دارای تمرکز و هماهنگی فکری مناسبی باشد و ظاهرا مشکلی به خاطر اغتشاش فکری نداشته باشد

با توسل به تمرینات و فنون تقویت مرکز توانائیها و موفقیت های خود را افزایش خواهد داد .

از طرف دیگر بکارگیری فنون تقویت تمرکز به تمام اعمال و ابعاد زندگی فرد گسترده شد

و تعمیم می یابد مطلبی که اهمیت یادگیری فنون تمرکز فکر و بکارگیری تمرکز ارادی و آگاهانه را مشخص می نماید

دخالت آگاهی انسان است . زمانیکه شما به صورت ارادی توانائی دست یابی به تمرکز فکر را داشته باشید

قادر به تحمیل اراده خود خواهید بودید . قبلا گفتیم که اعمال و رفتارهای عینی و ذهنی انسان را

به دو دسته کلی می توان تقسیم  نمود:

رفتارهایی که انسان با کمال میل و رضایت در صدد انجام آنهاست این کارها برای فرد دارای نتایج لذتبخش هستند،

چه از لحاظ مادی  و چه از لحاظ معنوی مانند احساس نیکوکار یا بزرگوار بودن .

فرد طبیعی و عادی در انجام این گونه کارها و حل مسائلی از این دست با هماهنگی فکری وارد عمل می شود.

تمرکز فکر

تندخوانی تمرکز فکر

دسته دوم

رفتارهائی هستند که فرد خود را مجبور و ناچار به انجام آنها می بیند اما تمایل و کشش درونی برای انجام آنها ندارد

هر چند بخوبی می داند که موفقیت در انجام کار به خیر و صلاح اوست مانند سنگ نوردی

که هیچ کشش مطبوعی بطرف تمرین کردن ندارد اما معتقد است حتما باید در مسابقات نتیجه خوب بگیرد .

موفق به گذراندن امتحانات گردد . درهر دو صورت ، هم زمانیکه فرد با اشتیاق عمل می کند

و هم زمانیکه خود را ناچار به عمل می بیند نتایجی که عاید فرد می گردد تعیین کننده تمرکز و عدم فکری اوست .

بنابراین توانائی فکری فرد تحت تاثیر محیط و نتایج حاصل  از اعمالش قرارمی گیرد .

در تمرین سنگنوردان با استعداد که سنگنوردی را با بی میل و بی رغبت ، انجام می دهند

تعیین جایزه از طرف مربیان ، تمرین کردن را برای ورزشکار از اهمیت بالایی برخوردار می سازد

و این اهمیت خود به خود تمرکز فکری فرد را در امر یادگیری برای رسیدن به موفقیت افزایش می دهد .

می بینیم که در تمام انسانهای عادی و طبیعی ، نتیجه رفتار ، میزان تمرکز و هماهنگی فکری

را که فرد به هنگام انجام رفتار مبذول می دارد تعیین می نماید . به عبارت ساده تر نسبت

مستقیمی بین اهمیت نتیجه عمل و میزان تفکر فکری فرد بر آن عمل وجود دارد .

تمرکز فکر

منطق و استدلال به تنهائی عامل بی اثر است

گرایش به لذت و گریز از رنج به قدری عمیق در انسان ریشه دوانیده که منطق و استدلالات منطقی و تصمیمات عقل

در برابر آن توان مبارزه و ایستادگی نمی یابد . بعنوان مثال فرد بالغ با وجودیکه معتقد است

انسان باید با تسلط بر احساسات و تمایلات غریزی خود شایستگی اش را  به  اثبات برساند ،

توان مقاومت را از دست می دهد و دست به کارهائی می زند که خود بر نادرستی و ناشایست بودن آنها معترف است .

زیرا نتیجه آنی لذت بخش بوده  و چنان تمرکزی ایجاد کرده که منطق، عقل و استدلال

فرد را به طور کلی کور کرده است .اگر شما فنون تمرکز و تسلط بر فکر را بدانید ،

میتوانید صرف نظر از لذات آنی و نتایج گذرا کم اهمیت و تهییج کننده ، موضوع معقول خود را در مرکز افکار خود قرار داده

مانع از تاثیر افکار مزاحم و نابهنگام شوید . یادگیری فنون تمرکز شما را از چگونگی تاثیرات فکر آگاه می سازد .

با این آگاهی شما می توانید افکار ناپسند را از مرکزیت ذهن خود دور کرده افکار

و موضوعات مورد نظر خود را در شعاع و مرکز قرار دهید . بدین جهت فنون تقویت

تمرکز ابزار وصلاح  تحمیل تصمیمات آنی و مهیج و نامعقول است

تمرکز فکر

توجه و تمرکز 

بین توجه وتمرکز تفاوت عمده ای وجود ندارد . عده ای به عنوان عمده ترین تفاوت  توجه دارد تاکید می نمایند

به این معنی که به هنگام تمرکز بر یک شئ بقیه اشیاءاز حوزه ادراک و آگاهی وسیع

و همه جانبه بکار می برند و معتقدند انسانی که توجه دارد دارای هوشیاری کامل و همه جانبه است .

این معنی و برداشت از توجه نمی تواند به معنای نفی تمرکز باشد زیرا همان طور که خواهیم دید

تمرکز به هوشیاری همه جانبه و وسیع می انجامد .علاوه بر این تمرکز و توجه هر کدام جایگاه مناسب خود را دارند .

به عنوان مثال زمانیکه بحث از بینش نسبت به زندگی و یا جهان است

می توان از اصطلاح توجه به معنای هشیاری گسترده و همه جانبه استفاده نمود.

با این توجیه که در صورت هوشیاری وسیع و همه جانبه انسان قادر به دیدن ابعاد بیشتری از زندگی است .

بدیهی است که در مورد ذکر شده ادراک و هشیاری همه جانبه بر تمرکز فکر بر روی یک بعد زندگی برتری دارد .

اما به هنگام انجام یک کار نسبتا پیچیده و حل یک مسئله ریاضی تمرکز فکر برای نیل به موفقیت امری ضروری است

و نمی توان از توجه و هوشیاری همه جانبه سخن گفت . زیرا در آنصورت فرد باید ضمن مشغول حل مسئله است

به چیزهای دیگری هم آگاهی داشته باشد که بعید به نظر می رسد کسی بتواند

در این وضعیت به حل مسائل پیچیده بپردازد.

از تمرینات تمرکز دو هدف عمده دنبال می شود به عبارت دیگر افرادی که به دنبال دستیابی

به تمرکز فکر قوی و برتر هستند

بر دو دسته هستند :

1- گروهی که درصدد دستیابی به توانائی تمرکز قوی برای موفقیت در کارها و فعالیت های روزانه خود هستند

و می خواهند از توانائی فکری خود برای مبارزه با بیماریها و ضعف ها بهره گیرند .

تمرکز فکر

2- افرادی که درصدد دستیابی به قدرت فکری و ذهنی فوق عادی هستند

و قدم در راه یادگیری توانائی های فراحسی و پرورش نیروهای بالقوه ذهنی خود مانند ارتباطی ( تله پاتی )

 روشن بینی و … هستند . شخص هر هدفی از یادگیری فنون و روشهای تمرکز داشته باشد

به مرور و با اقدام به تمرین متوجه خواهید گردید که اثرات تمرینات بر تمام زندگی

و ابعاد وجود او ( حس و فراحس ) گسترش یافته و تاثیر گذارده است

بعنوان مثال کسی  که صرفا برای دستیابی به موفقیت در تحصیل ،

فنون تمرکز را آموخته و بکار می بندد بعد از مدتی توانائی ها ذهنی نهفته خود را احساس خواهد نمود .

تمرکز فکر

اثرات و نتایج تمرکز فکر

  • آمادگی ذهنی :

از نتایج تمرکز فکری این است که فرد به سرعت عمل فوق العاده ای دست یافته

و در مقابل حوادث در زمان کم عکس العمل خوب و کارساز از خود نشان می دهد

و بندرت ممکن است در مقابل حادثه و یا عملی از جانب دیگران احساس درماندگی و ناتوانی نماید .

تمرکز فکر

  • حافظه قوی :

فردی که دارای قدرت تمرکز فکر است دارای قدرت یادگیری و حافظه ای قوی است

او با سرعت به حافظه می سپارد و در موقع لزوم اطلاعات و محفوظات متناسب

با موقعیت را استخراج کرده بکار می بندد . تمرکز قوی حافظه ای درخشان به فرد می دهد .

” جیمز وینلند ” استاد روانشناسی دانشگاه نیویورک می گوید :” اغلب وقتی که می گوئید

چیزی را فراموش کرده اید ، درست تر آن است که بگوئید هرگز آن را بخاطر نسپرده اید

”.تمرکز به انسان این توانائی را می دهد که خوب به خاطر بسپارد و خوب و متناسب استخراج نماید.

تمرکز فکر

  • عملی شدن اراده :

تمرکز فکر سبب می شود فرد دارای افکار و مقاصد مشخصی باشد

در یک لحظه خاص فرد هدفی خاص در ذهن خود دارد که قصد دارد به آن برسد

و عرصه ذهن او انباشته از افکار و اهداف چندگانه نیست .

او روی هدف خود متمرکز است و به عوامل مخل میدان دخالت و ابراز وجود نمی دهد

و بنا براین اراده و خواست خود را عملی می سازد .

تمرکز فکر

  • قدرت محاسبه و استدلال قوی :

از نتایج تمرکز ، توانائی استدلال قوی است . او با بررسی دقیق و کامل تصمیم خود را اخذ می نماید

بنابراین به ندرت افسوس می خورد و اظهار پشیمانی می کند .

  • تسلط براحساسات و هیجانات :

شخصی که دارای تمرکز فکر قوی است استادی و چیره دستی خود را با کنترل احساسات و هیجانات خود نشان می دهد .

او خشم را به راحتی به کناری می زند دستخوش و بازیچه عواطف بی مورد نمی شود .

خود را نمی بازد و در همه حال از آرامشی مقتدرانه برخوردار است .

بجای اینکه از حوادث بیرون تاثیر گرفته با گرفتاری در ورطه هیجان وکم گشتی با آن حوادث هماهنگ شود

در کمال آرامش سعی می کند آرامش خود را به بیرون ساری و جاری ساخته

همه چیز را به نظم و آرامش بخواند .

تمرکز فکر

  • اعمال اراده بر عضلات صاف :

عضلات بر دو گونه اند

1- عضلات یا ماهیچه ای مخطط که از اراده و خواست آدمی تبعیت می نمایند مانند حرکت دست و پا و سر و …. ،

و عضلات صاف که بطور خودکار عمل می نمایند و فرد نمی تواند مانند تاثیر بر عضلات مخطط بر عظلات صاف هم تاثیر بگذارد

قلب از عضلات صاف است . انسان در صورت دارا بودن قدرت تمرکز فکر قوی می تواند کار عضلات صاف را تحت اراده درآورد

بعنوان مثال می تواند به اختیار خود ضربات قلب را کاهش یا افزایش دهد .

  • توانائی جلوگیری از خونریزش از زخم :

شخص می تواند از خونریزی زخم و بریدگی جلوگیری یا آنرا قطع نماید .

بدین ترتیب بر پوست خود نیز تسلط ارادی داشته باشد .

  • آرامش :

فردی که دارای تمرکز فکری است از آرامش روحی و روانی برخوردار است

برای دستیابی به آرامش کافی است که او فکر و احساس آرامش را در مرکز افکار و اندیشه های

خود مستقر سازد و از نفوذ هر فکر دیگری در مرکز ذهن خود جلوگیری نماید.

تمرکز فکر

  • عدم اتلاف وقت و زمان :

شخص وقت خود را به افکار بی سرانجام و بیهوده و مغشوش تلف نمی کند

هر فکری در ذهن او مشخص است و دارای وضوح و هر فکر به نتیجه ای می انجامد

و ثمره ای عینی و یا ذهنی می دهد که برای فرد ارزشمند و قابل استفاده است .

  • درک احساسات و اعمال دیگران :

شخص با آگاهی بر پدیده تمرکز فکری در مورد افکار و اعمال دیگران دیدی عمیق دارد

او این نکته را در نظر دارد که هر کسی تحت تاثیر فکر و اندیشه ی مرکزی ( تمرکز یافته )

خود دچار احساساتی شده ودست به اعمالی می زند و تنها کمبود فردی که دست به عملی ناشایست

و ناکام کننده یا معترضانه می زند این است که از توانائی تمرکز فکری و انتخاب نا آگاه است .

بنابراین رفتار دیگران هرگز نمی تواند موجب خشم و عصبانیت او گردد .

تمرکز فکر

  • سفر به فراحس :

از نتایج تمرکز قوی توانائی دیدن ، شنیدن و درک ذهنی ، بدون استفاده از دستگاههای حسی است.

تمرکز فکر دارای ویژگیهایی است یعنی علائم و نشانه های که با مشاهده و احساس آنها

می توان به وجود تمرکز فکر پی برد . این ویژگیها به ترتیب به شرح زیر می باشند:

  • ارادی بودن :

تمرکز فکر امری ارادی است یعنی فرد بنا به خواست خود مسئله ای یا فکری را در مرکزیت افکار خویش قرار می دهد .

فرد فعالانه فکر خود را متمرکز می کند و در برابر هجوم افکار نقشی انفعالی ندارد .

شخص تا هر وقت که بخواهد و به نتیجه یابد می تواند بر موضوع مورد نظر خود متمرکز گردد

بدون آنکه دچار اغتشاش فکری شود.

تمرکز فکر

  • بریدگی و انقطاع حسی :

تمرکز فکر با بریدگی از محیط پیرامون همراه است. تمرکز هر قدر شدید تر باشد این بریدگی

و بی اطلاعی از محیط بیشتر است . اشخاصی که به مطالعه در محیط شلوغ و پر سرو صدا عادت کرده اند

به هنگام مطالعه صداها را نمی شنوند زیرا به بریدگی از محیط شلوغ و پر سر و صدا عادت کرده اند

به هنگام مطالعه صداها را نمی شنوند این بریدگی از محیط گاه بقدری شدید است

که اگر نام فرد را هم صدا بزنید ، ممکن است تا چنین بار نشنود .

  • تدریجی بودن و پیشروندگی :

توانائی تمرکز فکر امری تدریجی است . فرد هر قدر بیشتر تمرین نماید بر توانائی او افزوده می گردد

بطوریکه پس از مدتی تمرین می تواند بدون هیچ مقدمه ای و به محض اینکه اراده کرد

فکر خود را به صورت شدید و قوی بر چیزی متمرکز نموده از محیط ببرد .

تمرکز فکر

  • محو شدگی :

فردی که به مسئله ، شئ و یا فکری متمرکز می شود به تدریج در آن محو می گردد .

به این معنی که با تمامیت خود به آْن می پردازد و فاصله ای میان خودش و آن شئ یا آن مسئله حس نمی کند .

به هنگام عمل به تکنیکها و تمرینات تمرکز این مسئله را لمس خواهید کرد .

در اوج این محو شدگی ، فرد وجود خود را احساس نمی کند تمامیت وجود او در اندیشه

یا شئ مرکزی محو گردیده و گسترده شده است و احساس وحدت با آن شئ می کند.

  • تلفیق پذیری:

به هنگام برقراری تمرکز فکری ، فرد در حالت بالائی تلفیق پذیر می شود

بطوریکه در آن حالت هر تلفیقی از طرف خود فرد یا دیگری تاثیری بر جای می گذارد .

هر قدر تمرکز شدید تر باشد فرد تلفیق پذیری بیشتری نشان می دهد .

بنابراین تمرکز فکری می تواند هم اثرات مثبت وهم اثرات منفی داشته باشد

به این معنی که اگر به هنگام تمرکز تحت تاثیر تلفینات( کلامی یا ذهنی ) مثبت قرار گیرد اثرات آن را خواهد دید

و اگر تحت تاثیر تصاویر ذهنی منفی یا تلفینات کلامی منفی قرار گیرد

با نتایج منفی و ناکام کننده آن مواجه خواهید گردید.

تمرکز فکر

  • کندی و آرامش در کارکرد دستگاهها :

در حالت تمرکز فکری ، کارکرد فیزیولوژیک دستگاهها کندتر می شود

بعنوان مثال ضربان قلب کاهش یافته و تنفس کندتر می شود و مقدار بیشتری از خون به مغز می رود .

  • وحدت و یگانگی بین تمرکز کننده و چیزی که بر آن تمرکز شده است .

در اوج تمرکز و قبل از آن که مرحله خلسه ( مرحله هشتم ) ظاهر گردد فرد احساس می کند

فاصله بین او و شئ مورد تمرکز از بین رفته به عبارت دیگر این احساس به شخص دست می دهد

که او و آنچه که بر آن تمرکز نموده وجود واحدی هستند .

تمرکز فکر

  • از خود بیخود شدن :

این ویژگی در اوج تمرکز فکری ظاهر می شود در این مرحله خلسه یا ترانس ظاهر می شود

و این خلسه گاه تا وصول به نتیجه و جواب یا راه حل ادامه یافته و با یافتن راه حل و رسیدن به جواب مشکل خاتمه می یابد .

این مرحله از تمرکز با خلسه یا جذب آمیختگی پیدا می کند به دلیل پیوند و آمیختگی

می توان نظر دانشمندانی را که معتقدند خلسه تمرکز فکر شدید است پذیرفته دانست.

شرایط دست یابی به تمرکز        

برای اینکه فرد بتواند به تمرکز دست یافته و به اراده خود افکارش را برگزیند

باید بطور مداوم به انجام تمریناتی بپردازد  از آنجائیکه برای فرد مبتدی بریدن از محیط و غلبه

بر عوامل مخل محیطی دشوار و غیر ممکن است باید تحت شرایطی مبادرت به تمرین نماید

تا نتیجه مثبت عاید گردد.

این شرایط عبارتند از :

  • عدم وجود آسیب عضوی در مغز : آسیبهای عضوی مانع از بروز و ظهور تمرکز فکری هستند .

بنابراین اولین شرط وجود سلامت عضوی در مغز است . این بدان معنی نیست که از دادن تمرینات

تمرکز فکر به افراد آسیب دیده باید خودداری شود .

تمرکز فکر

  • تمیل درونی و عمیق برای تقویت تمرکز فکر و اعتقاد به اینکه تمرکز فکر از ضروری ترین

توانائی ها برای زندگی است : بعبارت ساده تر علاقه به پیشرفت موجب پیشرفت انسان

در تمرینات می شود .

  • تداوم در تمرینات :

فردی که مبادرت به تمرین می نماید باید فارغ از هر گونه عجله بطور مداوم و مستمر به تمرینات ادامه دهد

و این نکته را همیشه مد نظر داشته باشد که پیشرفت تدریجی خواهد بود و به یکباره به درجات عالی

تمرکز دست نخواهد یافت .

  • محیط آرام :

محیطی که فرد در آن مبادرت به تمرین می کند باید آرام و عاری از هر گونه عامل مخل و محرکهای حسی

از قبیل سر و صدا ، نور زننده و نامناسب و گرما یا دمای زیاد باشد زیرا هر کدام از این محرکات تمرکز فکری

را بر هم زده گسیختگی تمرکز می گردد محیط آرام که دارای حرارت متناسبی باشد

فرد را بطرف تمرکز فکری و انقطاع حسی از محیط سوق می دهد در حالیکه تحریکات حسی

( مانند صدا ، نور و حرارت نامتناسب او را نسبت به محیط پیرامون آگاه نگه می دارد و با چنین آگاهی

و چندگانگی توجه تمرکز فکر مفهومی ندارد.پس از مدتی تمرین فرد به راحتی می تواند

سرو صدا و عوامل محیطی را تا حدی ندیده گرفته فکر خود را متمرکز نماید.

اما این امر در مراحل ابتدائی دشوار و بلکه بعید است.

تمرکز فکر

  • وضعیت راحت :

فردی که شروع به تمرینات تمرکز می نماید باید در وضعیت راحتی قرار گیرد

بطوریکه دچار خوابیدگی دست و پا و یا احساس درد در مفاصل ، پشت و گردن ننماید

زیر هر یک از این ناراحتی ها توجه فرد را جلب کرده تمرکز فکری او را بر هم خواهد زد.

  • آرامش و راحتی جسمی :

فرد مبتدی باید قبل از شروع به تمرین در صورتی که دارای احساس درد در ناحیه ای از جسم خود است بر طرف نماید.

هر چند او پس از چند جلسه می تواند قدرت تمرکز خود را برای از بین بردن و کنار زدن بسیاری از احساس دردهای

خود بکار برد اما در شروع به تمرینات به دلیل توانائی اندک فرد در تمرکز فکر، احساس درد نقش یک اخلالگر را بازی خواهد کرد.

تمرکز فکر

کاربردهای تمرکز فکر 

بدون توانائی تمرکز انسان قادر نخواهد بود بر جریان افکار خود کنترل و تسلطی داشته باشد

افکار مثبت را تنها بوسیله قدرت تمرکز فکر می توان نگاه داشته و تصاحب کرد اگر یک فکر مثبت

در ذهن تثبیت نشود تظاهر عینی چندانی نخواهد داشت فکر مثبتی که بگریزد و جای خود را به افکار منفی

و آشفته بدهد فرصت ظهور نخواهد داشت . انرژی روانی فردی که دچار تشتت و اغتشاش فکری است

در پرداختن به افکار رنگارنگ و بی سرانجام اتلاف می گردد . تمرکز فکر به انسان این توانائی را می دهد

که انرژی روانی و ذهنی خود را بر روی افکار مطلوب و برگزیده خود متمرکز نماید .

او می تواند با استفاده از توانائی تمرکز فکر ، آرامش را بر وجود خود حاکم نماید بیماریها و اعمال

سوء جسم خود را از بین ببرد و ضعفها را به قوت مبدل سازد . او به هر موضوعی که شایسته تفکر بداند

می اندیشد و ذهن خود را در مقابل هجوم افکار حفاظت می کند و اجازه نمی دهدکه لانه هر فکری باشد .

او بازیچه نیست بلکه قدرتمندانه افکار مفید و مثبت را وسیله سعادت و کمال خویش می سازد.

 قسمت های مختلف ذهن

1- ضمیر ناخودآگاه

این بخش فقط در هنگام بیداری فعال است و وظیفه چون تفکر ، تجزیه و تحلیل ،

استدلال و تصمیم گیری را بر عهده دارد .

تمرکز فکر

ضمیرناخودآگاه ( شعور باطن)   

این بخش عظیم ذهنی ، همیشه ( حتی در خواب ) فعال است و تمام اعمال غیر ارادی انسان را کنترل می کند ،

سیستم عصبی خودکار سمپاتیک و پاراسمپاتیک نیز که کنترل فعالیتهای درونی

مانند : گردش خون ، ضربان قلب ، هضم غذا ، تکثیر و مرمت سلول ها و … را بر عهده دارد

، زیر مجموعه ضمیر ناخودآگاه است .  بارها و بارها شاید این جمله را از دیگران شنیده یا با

خودتان گفته ایدکه فلان سنگنورد شانس نیاورد اگر شانس می آورد هیچ وقت دستش یا پایش

از روی گیره سر نمی خورد هرگز شکست هایتان را ناشی از بدشانسی یا تقدیر ندانید

و هیچ وقت به اشتباه فکر نکنید که خداوند شما را دوست ندارد .

تلاش جسمی بیش از حد به تنهایی بر روی یک مسیر با درجه بالا برای بدست آوردن گیره آخر ،

نه تنها شما را به هدفتان نمی رساند ، بلکه باعث از بین رفتن انرژی و ایجاد بیماریهای روحی

و جسمی نیز می گردد . برای رسیدن سریع و آسان به هدف ها ، باید از قدرت عظیم ذهن کمک گرفت .

تمرکز فکر

مثلا اتفاقات ناخوشایند سر خوردن دستتان بر روی یک گیره و یا داشتن استرس بسیار شدید

قبل از شروع مسابقه و با اتفاقات ترسناک مانند یک پاندولی بسیار بلند بر روی دیواره

که در گذشته به وقوع پیوسته است.

زمانی که شما ، در حین صعود عجله  می کنید یا برای گرفتن گیره بعدی تلاش می کنید

و یا بر روی گیره های پایتان دقت ندارید در نهایت باعث سقوط شما از روی دیواره می شود پائین می آئید

و به مسیر صعود دوبار نگاه می کنید و بعد با تعجب از خود می پرسید که چرا عجله کردم

چرا هیچ تلاشی برای گرفتن گیره بعدی ام  نکردم اصلا چرا گیره های پایم را گم کردم چرا؟

ممکن است نگران یا عصبانی شوید و جمله ای نادرست را بر زبان بیاورید و یا اصلا در حین صعود

انجام کار مهمی را از یاد ببرید مثل پودر زدن دستتان و استراحت بر روی مسیر ،

  که مثبت تمام این ها ضمیر ناخودآگاهتان است .

اولین جلسه ای که شروع به سنگنوردی کردید را احتمالا هیچ وقت فراموش نمی کنید .

مربیان بالای سرتان شما بود و به شما همیشه یک سری راه حل های کلیدی را گوش زد می کرد.

( در حالت استراحت بر روی دیواره دست ها باز دستی را که داری استراحت می دهی تکان بده

و دست دیگرت صاف ، و وزن را بر روی پاهایت بیانداز ) و شاید در جلسه اول حین صعود فقط گیره های

جلو صورتتان را می دیدید و میدان دیدتان کم بود و کارها را باید آگاهانه انجام می دادید .

اما می شد هم اکنون که فکرمی کنید خواهید دید تمام آن کارها و دستوراتی که بهر حال مربی

در جلسات اول به شما گوش زد می کرد توسط ناخودآگاه و شاید به صورت ناآگاهانه و عادت اجرا می شود .

اکثر انسانها اتفاقات بد و شکستهایشان را ناشی از بدشانسی یا تقدیر می دانند و حتی به اشتباه گمان می کنند

که خداوند آنها را دوست ندارد.جالب است که بدانید مسؤلیت بوجود آمدن بخش عظیمی هنگام صعود یک مسیر

بر عهده ضمیر ناخودآگاه است.

زیگموند فروید ذهن انسان را به یک کوه یخ شناور تشبیه کرده است . نوک کوه یخ را که بیرون از آب است

، مشابه ضمیر خود آگاه و توده عظیم و ناپیدا ی آن را همانند ضمیر ناخود آگاه توصیف می کند .

قدرت ضمیر ناخود آگاه همیشه و همه جا همراه شماست و چیزی نیست که فقط برای یک کار خاص مصرف شود

، بلکه نیرویی است که که تمام زمینه های زندگیتان را متحول می کند.

وظیفه ضمیر ناخودآگاه ، اجرای کامل پیام ها و برنامه های موجود در آن است . ضمیر ناخود آگاه

مانند یک دوربین فیلمبرداری همیشه روشن است و تمام وقایع پیرامون انسان و هیجانات ،

احساسات و تجارب ناشی از آنها را از حدود 5/4 ماه پیش از تولد ( زمان دمیده شدن روح در بدن )

تا امروز در خود ثبت کرده است .از همان زمان الگوهای  رفتاری انسان شروع به شکل گیری می کند.

بنابراین بسیاری از خصوصیات ، تصمیمات و اعمال امروز ما دستاورد تجربیات اولین سالهای زندگی است .

حتی شکست در صعودهایمان به دلیل وجود باورها و مسائل منفی در ناخودآگاه است.

کلودبرسیل می گوید :

‹‹ همان قدر که خود آگاه منبع اندیشه است ، ناخودآگاه منبع قدرت است.››

علی (ع) می فرماید ‹‹ فرزندانتان را مجبور نکنید ، آداب و عادات شما را فرا بگیرند ، زیرا آنان برای

زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند .››

ضمیر ناخود آگاه مسبب تمام عادات مثبت و منفی انسان است .

هر کاری که مدتی تکرار شود ، در ناخودآگاه ضبط شده و عادت رفتاری می شود.

ضمیر ناخود آگاه فقط برنامه هایی را اجرا می کند که به آن داده شده است ،

حتی اگر به ضرر شما باشد و اگر آن را خودتان برنامه ریزی نکنید ، توسط دیگران

و شرایط محیط برنامه ریزی خواهد شدو بدون آنکه به خوب یا بد بودن آنها توجهی کند ،

دقیقا آنها را به مرحله اجرا درخواهد آورد.اکنون ممکن است پیش آید که اگر کسی

در گذشته خود شاهد اتفاقات بد و تجارب منفی بوده و این مسائل در ناخودآگاهش ضبط شده است

و باعث ایجاد عادتها و باورهای منفی در او شره باشد، آیا باید تا آخر عمر محکوم به پذیرش سرنوشت باشد؟

جواب منفی است و هدف ما همین است که شما به تکنیک های نفوذ به ناخودآگاه را بیاموزید

و عادات و باورهای مثبت را جایگزین باورها و عادات منفی کنید.

خواص ضمیر ناخودآگاه  

ضمیر ناخودآگاه با تمام نیرو و قدرتش ، قوه منطق، استلال و تعقل ندارد.

پیامهایی راکه وارد آن می شود، بی چون و چرا پذیرفته و دقیقا اجرا می کند ،

حتی اگر این پیام ها غیر علمی ، غیر منطقی و دروغ باشد.

چه مثبت و چه منفی ، دقیقا مانند کامپیوتری که فرمول  10 = 2+2 به آن داده می شود .

و اجرای محاسبات ، بر پایه همین فرمول از آن خواسته می شود .

کامپیوتر به غیر منطقی بودن فرمول اعتراض نکرده و تمام محاسبات را با همین فرمول انجام می دهد .

تا زمانی که پیامها و جملات حاکی از فقر ،ضعف ، ترس ، نتوانستن و … در ناخودآگاه شما ثبت باشد،

تمام کوششهای شما جهت بدست آوردن ثروت ، قدرت ، شجاعت، و … بی فایده است،

چرا که این پیامها چه بخواهید و چه نخواهید ، صد در صد توسط ناخودآگاه شما اجرا می شود.

مثلا وقتی می گویید ‹‹ من همیشه شکست می خورم ››

با اینکه این جمله احتمالا درست نیست ، اما ضمیر ناخودآگاه آن را اجرا کرده

و هر روز بر تعداد شکست هایتان می افزاید.

تمرکز فکر

پس تنها راه رهایی از ناکامی و رسیدن به هدف ها ، برنامه ریزی ناخودآگاه برای موفقیت است.

عجله و نگرانی در مسائل ، حل آنها را به تاخیر می اندازد.

نکته مهمی که باید مدنظر قرار گیرد ، این است که راه حل ، همیشه آشکار و مستقیم بیان نمی شود ،

بلکه به شیوه های مختلفی به خودآگاه منتقل می شود .

امکان دارد جوابتان را توسط راننده تاکسی ، یک دوست و یا در مجلات ، تلویزیون و … بیابید .

هر چه به حل شدن مساله توسط ناخودآگاه مطمئن باشید ، سریع تر حل می شود.

به قول معروف :    ‹‹ عاقبت جوینده ، یابنده است.››

2- هر گاه بین ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه اختلافی پدید آید، همیشه ناخودآگاه برنده است.

چرا که قدرت اجرایی در دست ضمیر ناخودآگاه است.بهمین دلیل است که بعضی اوقات

با اینکه در انجام کاری مصمم هستید ،اما به دلایلی موفق به انجام آن نمی شوید.

علت این است که درحال اول ترس موجود در ضمیر ناخودآگاه مانع از موفقیت شما می شود.

نکته مهمی که باید به آن اشاره شود، این است که روش بکارگیری این قدرت عظیم درونی

بسیار ساده است، وقت و هزینه ای از شما نمی گیرد و به سن ، مدرک و جنسیت بستگی ندارد،

اما در عین حال بسیار قدرتمند است.

سادگی این اصول ممکن است باعث خنده و تمسخر برخی از افراد شود ؛

اما بدانید کسانی که آن را به تمسخر می گیرند، به موفقیت نمی رسند ،

بنابراین به سخن دلسردکننده آنان کوچکترین توجهی نکنید و مراقب باشید

فریب نخورید و از به کار بستن این اصول منصرف نشوید.

بدانید که سادگی هر چیز دلیل بر کم اهمیتی و بی تاثیری آن نیست ،

بعنوان مثال استفاده از تلویزیون کامپیوتر و … که تکنولوژی بسیار بالایی دارند ، بسیار آسان است.

من مطمئن هستم که با عمل و اجرای دقیق این اصول که کلید موفقیت است،

درهای موفقت را یکی پس از دیگری می گشایید.

تمرکز فکر

به قول توماس هنری هایکسلی :

‹‹ عظمت زندگی به علم نیست ، بلکه به عمل است.››

انرژی ذهنی در اندیشه

‹‹ داروی تو در خودت هست ، اما آگاه نیستی و درد تو نیز از خودت است ،

اما   نمی بینی و تو کتاب الهی هستی که با حروف و کلمات آن ، تمامن پنهانها آشکار می شود.››

دانشمندان ماوراء طبیعه معتقدند که جوهر اصلی تشکیل دهنده جسم انسان و تمام اشیاء مادی

و   پدیده های روانی انرژی و اطلاعات است.

اجسام فیزیکی از تراکم این انرژی بوجود آمده اند و احساسات و عواطف و سایر تظاهرات روح و روان آدمی

از تجلیات رقیق شده آن به شمار می آیند.

بعبارت دیگر جرم چیزی نیست جز شکلی دیگر از انرژی و ماده صرفا انرژی متجلی

یا متبلور است واین یک اصل اثبات شده علمی است.

پس تفاوت اجسام با هم ، نوع اطلاعات و تراکم انرژی  آنهاست ؛ یعنی هر چه تراکم انرژی بیشتر باشد ،

ماده سخت تر و تغییر آن مشکل تر است.

مثلا وقتی گاز شهری را متراکم می کنند ، تبدیل به گاز مایع می شود .

اندیشه های ما هیچ نیستند ، بلکه ‹‹ اندیشه از جنس ماده است.››که به دلیل تراکم بسیار کم دیده نمی شود

و به همین دلیل امکان تغییر آن سریع و آسان است .

یکی از خواص انرژی در جهان این است که انرژی های مشابه خود را جذب می کند .

به همین دلیل است که به هر چیزی که می اندیشید ، پس از مدتی شاهد جذب خودش

یا چیزی که با آن ارتباط دارد، خواهید بود .آیا تاکنون پیش نیامده که به یاد دوستی قدیمی افتاده باشید

و پس از مدتی او را در جایی ببینید ؟ یا مدتی به چیزی اندیشیده باشید و یک نفر- بدون اطلاع – آن را به شما هدیه کند؟

تمرکز فکر

اکثر مردم این وقایع یا حوادث مشابه را به حساب شانس و تصادف و یا تقدیرمی گذراند ،

اما از حقیقت نامرئی آن بی اطلاعند و نمی دانند که بر زندگی انسان تماما قانون حاکم است ، نه تصادف .

ذهن انسان مانند آهن رباست و به هر چیزی که فکر می کند ، همان را جذب می کند ، حتی اگر خوشش نیاید.

 اگر مدام به ترس در ارتفاع بیندیشید ، هر روز ترسوتر می شوید .

اگر به ضعف های تکنیکی خود حین صعود که دارید یا ندارید بیندیشید، این ضعف ها شدت یافته  و مستعد

ضعف های تازه می شوید و این خطر تا زمانی که متوجه قدرت اندیشه نشوید و آنها را عوض نکنید ، ادامه دارد .

یک فیلسوف یویانی می گوید :

‹‹ بگویید چگونه فکر می کنید ، تا بگویم به چه بیماریهایی مبتلا می شوید.››

شاید برایتان اتفاق افتاده است که حین مسیر خوانی مثلا با خود گفته اید که دستم به گیره بعدی نمی رسد

یا گیره پایم خیلی کوچک و اصطکاکی است می دانم که پایم سر می خورد.

( ضمیر خودآگاه ) ضمیر ناخودآگاه پیامهایی را که از طریق خودآگاه دریافت می کند

( دستم به گیره بعدی نمی رسد ، پایم سر می خورد ) چشم بسته با قدرت بسیار بالا اجرا خواهد کرد.

ضمیر ناخودآگاه قدرت تشخیص خوب و بد را ندارد . نمی فهمد که چه چیزی به نفع ماست و چه چیزی به ضرر ما .

این کار وظیفه خودآگاه است که پیام های درست ( فاصله گیره های دستم نزدیک است،

عجب گیره ریز و اصطکاکی ، روی این جور گیره ها ، پای من اصلا سر نمی خورد من خودم این کاره ام )

را به ناخودآگاه آن را اجرا کند.

تمرکز فکر

ضمیر ناخودآگاه فقط قدرت جاذبه دارد ، اما قدرت دافعه ندارد ؛ بطور مثال شما می دانید جسمی

را با طناب به سوی خود بکشید ، اما نمی توانید آن را با طناب هل داده و از خود دور کنید.

همیشه به آنچه دوست دارید و می خواهید فکر کنیدو به ترس ها ، شکست ها ،

مشکلات مالی، افسردگی و …. نیندیشید . بسیاری از مردم همیشه به مشکلات

و ترس های خود می اندیشند و دائما هم از گرفتاری خود  و مشکلاتشان گله و شکایت می کنند .

ادموند اسپنسر می گوید: ‹‹ این ذهن ماست که ما را ثروتمند یا فقیر ، شاد یا افسرده و بدبخت یا خوشبخت می سازد.››

اندیشه مانند نور آفتاب است و تمرکز و تکرار آن مانند ذره بین عمل می کند.

افکار مداوم و متمرکز شما قدرت آفریدن (خلق) همان اندیشه ها را دارد .

این آیه را به خاطر داشته باشید : ‹‹ یقینا خداوند آنچه را که در آسمانها و زمین است ، در اختیار شما قرار داده است.››

تمام آنچه را که در اطراف خود می بینید و گمان می کنید که خودشان ایجاد شده اند ، بازتاب اندیشه های خودتان است.   

انسان بطور مستقیم نمی تواند اوضاع و شرایط را انتخاب کند ، اما می تواند اندیشه هایش را آگاهانه انتخاب نماید

و در نتیجه ، بطور قطع اوضاع و شرایط دلخواهش را بیافریند .پس شما همان چیزی خواهید شد ، که فکر می کنید.

اندیشه های شما اجباری نیستند ، بلکه این شما هستید که تصمیم می گیرید به چیزی فکر کنید و اتفاقات ، شرایط

و دنیای اطراف شما نتیجه همین تصمیم آگاهانه و اختیاری شماست.  زدگی مانند آینه ای که اندیشه های شما را

به خودتان باز می گرداند .

به قول مولوی :

این جهان کوه است و فعل ماندا                              سوی ما آید ، نداها را صدا

اکثر سنگنورد ها دوست دارند مسیری با درجه سختی بالا صعود کنند اما تمایلی به بهبود اندیشه هایشان ندارند .

هدفشان صعود مسیر با درجه سختی بالا است. اما در دلشان با خود می گویند :

که غیر ممکن است. ما باید اندیشه ها و تصاویر ذهنیمان را با هم هماهنگ کنیم.

آناتول فرانس می گوید:  ‹‹ همه بدبختی ها از درون خود ما بر می خیزند و مسبب آنها خودمان هستیم

و ما فکر می کنیم که آنها از بیرون می آیند، حال آنکه در درون خودمان و با ذهن خودمان ساخته می شوند.››

انسانهایی که مدام با اوضاع و افرادی که باب میلشان نیست ، به نبرد برمی خیزند ، نمی دانند که مشغول

پیکار با ‹‹ معلول ›› هستند و تا علت را از بین نبرند، در این نبرد موفق نمی شوند . تا زمانی که با دست

پیش می کشند و با پا پس می زنند ، دارای چیزی نخواهند شد.

سختی و آسانی زندگی به نوع اندیشه های شما بستگی دارد.

به قول حافظ:

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع

                                      سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

هر گاه تفکرات مثبت داشته باشید ، استعدادهای ذهنی و نیروهای درونی شما فعال می شود

و هر گاه افکار منفی و مخرب بر شما چیره شود ، نیروها و استعدادهایتان سرکوب شده

و باعث شکست شما می گردد.

تمرکز فکر

کانی مک می گوید :

‹‹ در هیچ بازی برنده نمی شوید ، مگر آنکه آماده برد باشید.››

ما گمان می کنیم که سخنان و اندیشه های ما از بین می روند، در صورتی که تمام آنها باقی هستند

و دارای انرژی ، به همین دلیل قابلیت جذب رویدادهای واقعی را دارند.

با استفاده صحیح و قانونمند از ذهن ، می توانید به تمام هدف هایتان برسید و تنها عاملی که می تواند

جلوی ، آن را بگیرد ، فقط اندیشه های خودتان است.

تمام انسانهای بزرگ و موفق معتقدند که بزرگترین محدودیت، اندیشه های محدود خود انسان است.

واقعیت از اندیشه آغاز می شود . آن را باید در ذهن خود ببینید و احساس کنید.

آن ‹‹ واقعیت ذهنی›› پس از مدتی تبدیل به ‹‹ واقعیت بیرونی ›› خواهد شد.

اگر اندیشه های بزرگ و مثبت خود را جایگزین اندیشه های منفی و محدود کنید ،

در این صورت در تمام مراحل زندگی موفق می شوید و دستاوردهای شیرینی به دست می آورید.

اگر در کنار دریاچه ایستاده باشید و فقط یک لیوان همراه داشته باشید ، چقدر آب می توانید بردارید؟

آیا دریاچه مانع از برداشتن آب می شود ؟ تنها محدودیت و عامل ناتوانانی از برداشتن زیاد آب ،

کوچکی ظرف خودتان است. نعمت ها و برکات این جهان نیز مانند آب دریاچه فراوان است

و تنها عاملی که سبب می شود افراد در داشتن نعمتها و برکات زندگی متفاوت باشند ،

چیزی جز ذهن خودشان نیست . وقتی اندیشه هایمان را بزرگ و مثبت می سازیم ،

احساس می کنیم بارش نعمت های خداوند درزندگی ما افزایش یافته است ، در صورتی که این ظرف خودمان است که بزرگ شده است.

‹‹ هرکه بامش بیش، برفش بیشتر››

باکمینستر فولر می گوید:

‹‹ ما دراین جهان آنقدر منابع داریم که بتوانیم وضعیت تمام زندگی انسان ها را ارتقاء و بهبود بخشیم ،

بدون آنکه معیار زندگی کسی را پایین بیاوریم.››

تنها راه رسیدن سریع به موفقیت پایدار ، شکستن محدودیت های ذهنی است

و تنها راه آن نیز ایجاد باورهای مثبت در ناخودآگاه است.

احساس لیاقت برای برای داشتن نعمتهای بیکران ، باوری است که بدون آنکه از رسیدن

به آرزوها باید خود را شایسته موفقیت بداند . اگر احساس کنید که لایق چیزی نیستید،

یا به آن نمی رسیدیا در صورت رسیدن پایدار نخواهد ماند.

همیشه همان چیزهایی را به خود جذب می کنید که انتظارش را دارید

و جهان همواره به گونه ای با شما برخورد می کند که خود را لایق آن می دانید.

هرگز از خودتان ایراد نگیرید و با خودتان غیر دوستانه صحبت نکنید .

وقتی خود را چاق و ترسو و یا زشت و یا با دست هایی بسیار ضعیف در ذهن مجسم می کنید ،

معلوم است که خودتان را دوست ندارید ، چطور توقع دارید که جهان به شما و هدفتان علاقه مند باشد؟

شما به هدفتان نمی رسید و دعاهایتان مستجاب نمی شود ، مگر آنکه خود را لایق داشتن آنها بدانید.

برای اینکه از این اندیشه های محدود کننده و تصاویر منفی رها یابید، باید اندیشه ها و تصورات جدیدی خلق کنید

تا نیروهای درونی تان را به کار گیرد.

در هر ثانیه ، میلیونها سلول بدن مرده و سلولهای جدید جای آنها را می گیرند.

نقشه تولید سلولهای جدید در اختیار ذهن شماست.

هنگامی که خودتان را فاقد جذابیت و ناسالم بدانید ، تولید سلولهای جدید به صورتی منفی انجام خواهد شد .

و اگر خودتان را جذاب و سالم فرض کنید ، می توانید این تولید مجدد را به شکلی مثبت تحت تاثیر قرار دهید.

به نکات مثبت رفتار و جسم خود توجه کنید و به خاطر موفقیت ها و نعمت های موجود در زندگی تان سپاسگزار باشید .

بیشتر به خودتان برسید ، لباسهای تمیز و آراسته بپوشید، در ظروف خوب غذا بخورید و به خودتان احترام بگذارید

و بدانید که بعنوان انسانی که اشرف مخلوقات و جانشین خداوند است، شایسته بهترین عطاها و برکات خداوند هستید.

تمرکز فکر

روش برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه

  • قدرت کلمات

                            ‹‹ لازمه شناخت انسان ، شناخت قدرت کمال است.››

                                                                                                   کنفوسیوس

کلمات چه راست باشند و چه دروغ و چه بخواهیم یا نخواهیم،برزندگی انسان تاثیری خارق العاده دارد

و متاسفانه اکثر افراد جامعه از این اصل بی خبرندو از آن بهره نمی جویند.

کلام انسان عصای معجزه گر اوست : سرشار از سحر و اقتدار؟

هر چه این قدرت را بطور مثبت ، بیشتر باور کنیدو به کار گیرید ، قدرتمند تر خواهد شد

و زمان تحقق یافتن آرزوهایتان کمتر .

کلمات از آفریده های اعجاب انگیز خداوند است ، اگر از کلمات صحیح مثبت استفاده کنید ،

نیروی عظیم ناخودآگاه در اختیارتان قرار می گیرد .

انرژی کلمات بر احساسات ، روحیه ، فعالیت های شیمیایی بدن و حتی وقایع زندگی اثر گذار است .

حتی اگر قدرت کلمات را باور نداشته باشید ، باز بر زندگی تان تاثیر می گذارد

وبا افزایش باور، اثر گذاری آن بیشتر می شود.

این همه تاکید به تکرار ذکر در شرایع آسمانی و بخصوص در قرآن ،

فقط به دلیل تاثیر کلمات است. پیامبر اکرم(ص) می فرماید:

‹‹ گفتار نیک باعث افزایش روزی ، ثروت و طول عمر می گردد.››

تمام جملاتی که در طول روز گفته یا شنیده می شود،

در ناخودآگاه ضبط و در اثر تکرار زیاد اجرا می گردد.

تا بحال شده بعد از اینکه موفق به صعود مسیری نشده اید بنشینید و با خود بگویید که چرا نتوانستم .

علت موفق نشدن شما شاید نتیجه شنیدن جملات منفی که در گذشته یا قبل از صعود از دوستانتان شنیده اید باشد.

مانند تو ضعیف هستی سطح کارت خیلی پایین است نمی توانی مسیر را به پایان برسانی ، هنوز برای تو زود است.

تو از ارتفاع می ترسی ، تو ضعف تکنیکی داری .اصلا تو به درد صعود نمی خوری و…

 از هر چه سخن بگویید ، به سویتان جذب می شود . اگر دائما مانند مرغابی دور

 

 بچرخید و غر بزنید و از ترس ، ضعف ، ترسو بودن و …  گله و شکایت کنید ،

 

 همانها را به سوی خود جذب می کنید و هر چه کوشش کنید که از شرآنها رهایی

 

یابید ، فایده ای ندارد .

به شما مژده می دهم که به یادگیری اصول برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه ، می توانید احساس ضعف خود

را به توانمندی و شکست هایتان را به موفقیت مبدل سازید.

تمرکز فکر

درست مانند باتلاق که هر چه در آن دست و پا بزنید، بیشتر فرو می روید. بنابراین تنها راه رهایی

از مشکلات ، سخن گفتن از نکات مثبت و نعمتهای موجود در زندگی و سپاسگذاری بابت آنهاست.

شکر نعمت نعمتت افزون کند                                کفر، نعمت از کفت بیرون کند

ما نه فقط به دلیل مذهبی ، بلکه به دلیل علمی نیز باید سپاسگزار برکات الهی باشیم .

ناسپاسی در ورود نعمت ها را قفل می کند و هر چه بیشتر شکایت کنیم ، بر تعداد قفل ها افزوده می شود.

از بعضی افراد شنیده اید که می گویند: ‹‹ من از زندگی ام متنفرم، این زندگی باید تغییر کند.››

مهمترین تغییری که این افراد احتیاج دارند ،ترک عادت نا سپاسی است .

باید یاد بگیرید که قدر نعمت های الهی را بدانند ، در این صورت زندگی شان متحول خواهد شد.                          

فرض کنید به دو نفر هدیه می دهید . یک نفر از ارزانتر بودن آن گله می کند ،

اما دیگری از شما تشکر می کند،و سلیقه شما را می ستاید. شما دفعه دیگر حاضرید بهکدامیک هدیه بدهید؟

جهان نیز برکاتش را به کسی می دهد که سپاسگزار باشد و قدر آنها را بداند .

از آنجا که برای سپاسگزاری از یک نعمت ، باید آن را به زبان یا به ذهن بیاوریم ، موجب افزایش آن می شویم.

( چون سخن بدلیل قانون جذب انرژی های مشابه ، جاذب همان کلمات است)

اگر کلمات منفی مانند قرض، افسردگی، بیماری و …شاهد وقوع آنها نیز خواهیم بود.

برای اینکه باورهای مثبت در ضمیر ناخودآگاه ثبت و ضبط گردد، به اصول زیر توجه نمایید:

2-تلقین به نفس

تکرار عبارات تاکیدی در اصطلاح روان شناسی تلقین به نفس گفته می شود.

عبارات تاکیدی جملات مثبتی است که در اثر تکرار در ناخودآگاه ضبط شده و اجرا می گردد

و جملات منفی را که طی سالیان گذشته در ناخودآگاه ضبط شده و اجرا می گردد

و جملات منفی راکه طی سالیان گذشته در ناخودآگاه وجود دارد، بی اثر می نماید.

تلقین به نفس فنی قدرتمند است که باعث شکستن محدودیت های ذهنی و باورهای منفی می گردد

و در مدت زمان کوتاهی می تواند تغییراتی بزرگ را در زندگی ایجاد نماید.

تمرکز فکر

مثلا تکرار جمله ‹‹ انگشتان دستم قوی است.›› باعث از بین رفتن ضعف انگشتان دستتان می گردد.

بعضی ها می گویند چطور ممکن است که با گفتن ‹‹ من سالم هستم ›› بیماریهایم برطرف شود؟

این یک خود فریبی بیش نیست.با توجه به این نکته که ضمیر ناخودآگاه متوجه دروغ بودن جملات نمی شود

بلکه فقط آنها را اجرا می کند.

تلقین به نفس باعث از بین رفتن باورهای منفی و ایجاد نکات مثبت در زندگی می شود،

هر چند در ابتدا به چشم نیاید .

بطور مثال آیا وقتی دارو می خورید ، تغییرات داخل بدنتان را می بینید؟

آیا در همان لحظه سالم می شوید ؟

تلقین به نفس هم باعث ایجاد یک سری تغییرات در ذهن انسان می شودکه پس از گذشت یک دوره زمانی ،

اثر خودش را بر روی جسم و شرایط محیط نشان می دهد.

نکته دیگری که باید ذکر شود این است که تلقین به نفس به این معنی نیست که از انجام کارهای جسمی صرف نظر کرده

و فقط حرف بزنیم، بلکه این عمل باعث تسریع و سهولت در رسیدن به اهداف می شودو از مصرف انرژی جسمی زیاد

و تلاش بیش از حد می کاهد.

اصول تلقین به نفس

  • عبارت تاکیدی بایددقیق و مشخص باشند.

گفتیم که ضمیر ناخودآگاه دارای عقل و منطق نیست و منظور شما را فقط به وسیله کلمات درک می کند .

استفاده از عبارات مبهم ، نارسا و کلی تاثیر زیادی بر ناخودآگاه ندارد.

اهداف و آرزوهایتان باید مشخص و دقیق باشد. باید منظورتان را از ثروت ، موفقیت، رشد،

کمال معنویت ، و… برای ناخودآگاه مشخص کنید. به قول معروف باید تکلیفتان را با زندگی روشن کنید.

شاید خودتان منظورتان را بدانید ، اما او نمی فهمد، مگر اینکه برایش روشن کنیدکه مثلا منظورتان از ثروت

، داشتن ده میلیون تومان است ، منظورتان از سفر خارج مثلا رفتن به هلند است

و …اگر ندانید که قرار است به کجا برسید، به هیچ جا نمی رسید. کسانی که اهداف رویاهای مبهم و نامشخص دارند،

به آرزوهایشان نمی رسند.

عبارت تاکیدی را می توان خاموش یا به صدای بلند ، حتی به صورت آواز یا دعا ادا کرد؛

یا حتی آن را نوشت. روزی ده دقیقه به عبارت تاکیدی پرداختن ،می تواند اثر سالها عادتهای کهنه ذهنی را خنثی کند.

طبیعتا هر چه آگاهانه تر ‹‹ آنچه را که به خود می گویید›› به یاد آورید و کلمات و مفاهیم مثبت تر و گسترده تری را بر گزینید،

واقعیت مثبت تری خواهید آفرید.

هر جمله مثبت ، عبارتی تاکیدی است . این عبارت می تواند کلی یا جزئی باشد.

عبارات تاکیدی بیشماری یافت می شود که در زیر ، شمار اندکی از آنها را می خوانید:

هر روز از من از نظر قدرت و استقامت بدنی بهتر و بهتر می شوم.

من دارای ذهنی باز و خلاق هستم .

مسیر خوانی که من قبل از مسابقه می کنم همیشه دقیق و درست است.

من می توانم این مسیر را صعود کنم .

وقت صعود دقت و تمرکزم بر روی دست و پاها هم خیلی زیاد است.

و در تمرینات به درستی نفس می کشم .وقتی که صعود می کنم دستانم هیچ وقت کم نمی یارن .

( تا آخر مسیر قدرتمند هستند) بخوبی که انگشتام به گیره قلاب می شه و پاهام به گیره می چسبه

من در خود،کامل و تمام عیارم . همه چیزهای دلخواهم به آسانی نزد من می آیند.

تمرکز فکر

2ازکلمات مثبت استفاده کنید.

با اینکه مفهوم کلی عبارت ‹‹ من ضعیف نیستم .›› مثبت است ، اما کلمه ضعیف واژه ای منفی است.

گفتیم که ضمیر ناخودآگاه به منظور و مفهوم کاری ندارد، بلکه روی کلمات متمرکز    می شود.

مثلا قبل از صعود به حمایت کننده خود  می گوئید که آن قسمت احتمال دارد پاندول شوم مراقب ،

 احتمال پاندولی شما بیشتر از زمانی است که به حمایت چی می گویند آن قسمت حمایت

دقیق تری داشته باش . مطمئنا وقتی که به کراکس مسیر برسید بجای نقش بستن کلمه پاندولی

در ذهنتان و به وجود آن استرس کلمه دقیق تر جایگزین آن می شود و راحت تر و آرام تر کراکس

مسیر را رد می کنید . یا بکار بردن جمله خسته نباشی بعد از اینکه دوستان مسیر را به پایان می رساند

یا موفق نمی شود. در ناخودآگاه او تاثیرمنفی می گذاردو باعث افزایش خستگی ، درد و … می گردد .

مثلا می توانیم به او بگوئیم که ماشاء ا… حمید اگه 20 مترد دیگه هم بود     می رفتی .

تو دستات هنور انرژی داری پسر هنوز نصفش و مصرف کردی.

3- عبارات تاکیدی باید ثابت باشند.

از آنجایی که برای ناخودآگاه کلمات اهمیت دارد ، از تعویض مداوم کلمات عبارات تاکیدی خودداری نمایید.

مثلا اگر جمله ‹‹ من سالم هستم›› و مدتی بعد جمله ‹‹ من سلامت هستم›› را تکرار کنید،

اثر مدت زمانی که جمله اول را تکرار کرده اید، از بین می رود و ناخودآگاه بر روی جمله جدید کار می کند .

4- استفاده از ضبط صوت

عبارت تاکیدی خود را به صورت خطابی روی یک نوار کاست ضبط کنید و زمانی که به کارهایی مشغولید

که نیازی به تمرکز زیاد ندارد مانند رانندگی، ظرف شستن و… به آن گوش دهید. این عبارت را با سرعت کمتری

ضبط کنید و در بین جملات کمی مکث نمایید تا موقع گوش دادن به جملات بتوانید روی آنها تمرکز کنید.

پس وقتی جملاتی مثبت مانند تو موفقی ، تو سالمی، توقدرتمندی، تو باهوشی و … را از روی نوار می شنوید،

با اینکه این مخاطب را خودتان ساخته اید ، اما ضمیر ناخودآگاه این جملات را ثبت نموده و در اثر تکرار زیاد اجرا می نماید.

گوش دادن به این نوار در حالت دراز کشیده و آرام موثرتر است.

5- استفاده از آینه

روزی چند دقیقه در مقابل آینه بایستید و به چشمان خود خیره شویدو عبارات تاکیدی خود را به صورت خطابی

به خود بگویید. پس از مدتی از تاثیر آن شگفت زده خواهید شد.

تمرکز فکر

    6- عبارات تاکیدی باید کوتاه و ساده باشند.

هر چه عبارات تاکیدی ساده تر ، کوتاهتر باشند ، نفوذشان به ناخودآگاه سریع تر انجام می گیرد .

درست مانند میخی که هر چه نوک آن تیز تر باشد، راحت تر در چوب فرو می رود.

  • عبارات تاکیدی باید به زمان حال باشند.

برای ساختن عبارات تاکیدی مربوط به هدفتان از افعالی استفاده کنیدکه به زمان حال باشند نه آینده.

از آنجائی که ناخودآگاه به کلمات توجه می کند نه به منظور شما ، وقتی می گویید:

‹‹این مسیر را تاپ خواهم کرد›› با توجه به کلمه ‹‹ خواهم کرد›› تحقق آرزوهایتان را به آینده موکول می کند،

اما وقتی می گویید: ‹‹ این مسیر را تاپ می کنم. ناخودآگاه بلافاصله به اجرای این جمله می پردازد.

این جملات ممکن است به نظر شما دروغ یا مسخره بیاید، اما همانطور که گفتیم این احساس از

خود آگاهتان ناشی می شود و ناخودآگاه متوجه دروغ و مسخره بودن آن نمی شود.

برای تحقق هدفهایتان به این اصل توجه کنید:

هر چیزی پیش از آنکه در واقعیت تجلی یابد، باید در ذهن آفریده شود.

7- به افکار مزاحم و منفی بی اعتنا باشید.

به محض اینکه تکرار عبارات تاکیدی را آغاز می کنید ، الگوها و باورهای منفی ، به دلیل سابقه طولانی ،

مقاومت نشان داده و به دو طریق سعی می کنند شما را مایوس کرده و از ادامه تمرینات منصرف نمایند:

الف) مقاومت ذهن

افکار منفی ، عبارات تاکیدی را در نظر شما مسخره ، دروغ و بی اثر جلوه می دهند و شما را به شک وتردید می اندازد.

بدین ترتیب که در برابر عبارات مثبت ، جملاتی منفی ظاهر می شود. مثلا وقتی جمله ‹‹ من قدرتمند هستم ›› را تکرار می کنید،

فکر ‹‹ دروغ نگو ، تو که ضعیف هستی ›› در ذهنتان به گردش می پردازد

یا اگر بگویید‹‹ من موفق هستم›› مثلا این جمله منفی به ذهنتان خطور می کند که

‹‹ تو که امروز نتونستی مسیر را صعود کنی›› و …

مبادا در برابر این افکار مقاومت کنید و سعی در بیرئن راندن آنها از ذهن خود داشته باشید

و یا اینکه به حضورآنها حساسیت نشان دهید. اگر در حین برنامه ریزی افکار آشفته کننده به شما دست داد ،

کاملا طبیعی است. فقط این افکار را به آرامی کنار بگذارید و ذهنتان را دوباره به موضوع مورد نظرتان متوجه سازید.

و به آنها فکرتان را مشغول نکنید.

ب) مقاومت بیرونی

اگر مرحله اول را با موفقیت پشت سر گذاشتید، افکار منفی در صدد تغییر شرایط بیرونی می آیند.

مثلا زمانی که تصمیم به ترک سیگار می گیرید، در مرحله اول مورد تهاجم فکری چون‹‹ بابا یک سیگار

که اشکالی نداره ›› ‹‹ تو سی سال است که سیگار می کشی ، نمی توانی ترک کنی ››

و … قرار می گیرند.اگر به آنها اعتنا نکردید ، ناخودآگاه از طریق دیگر وارد می شود

بدین گونه که ناگهان دوستی راپس از ده سال می بینید و در بین صحبت به شما سیگار تعارف می کند

و شما به اجبار قبول می کنیدو …مثلا  گذشته که فردی ولخرج بوده اید وقتی که تصمیم به پس انداز می گیرید

با افکاری که سعی دارد شما را از این کار منصرف کند مواجه می شوید و اگر به این افکار بی اعتنایی کردید

از عوامل محیطی بهره می جوید مانند خراب شدن آبگرمکن تصادف و …

بدانید کا این وقایع تصادفی نیستند بلکه مقاومت ناخودآگاه برای نگهداری وضع موجود می باشد.

وظیفه شما در برابر این افکار و وقایع منفی بی اعتنایی به حضور آنها در ذهنتان و شرایط بوجود آمده  است

و آنقدر تمرینات مثبت خود را باید ادامه دهید، تا افکار منفی تسلیم اندیشه های مثبت گردند

و مطمئن باشید که ‹‹ دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد.›› 

و به قول مولانا : ‹‹ دیو چو بیرون رود ، فرشته درآید.››

تمرکز فکر

19– همیشه مراقب ورود مسائل منفی به ناخودآگاه باشید.

همیشه به موفقیت و پیروزی های خود فکر کنید. حتی اگر فیلمی با موضوع سنگنوردی را نگاه می کنید .

سعی کنید که آن فیلم پر از کسب پیروزی و موفقیت باشد.

هرگز فیلم هایی را که در آن سنگنوردی از ارتفاع ناخودآگاه به ته دره پرت می شود را نگاه نکنید

مشاهده و با خواندن این چنین موضوعات باعث ورود مسائل منفی به ناخودآگاه شد.

و اثر عبارات تاکیدی را خنثی می کند.

همیشه سعی کنید از صعودهای زیبا و موفق که در مسابقات و باشگاه تا بحال انجام  داده اید

عکس و فیلم تهیه کنیدو قسمت کوچکی از وقتتان را به مشاهده آن بپردازید.

پس در تمام طول روز مواظب افکار ، سخنان و اعمال خود باشید. درست مانند زمانی که بیمار می شوید

و دارو استفاده می کنید، پرهیز غذایی ، نقش بسیار مهمی در تاثیر داروها و بهبود سریع شما دارد.

عبارات تاکیدی را باور داشته باشید.

جملاتی را که تکرار می کنید باید به صورت قاطعانه باشد . اگر با ناباوری و روحیه ای

ضعیف جملاتی را به خود بگویید نتیجه خوبی نمی گیرد.

وقتی از کلمه سعی استفاده می کنید، حاکی از ناباوری و احساس عدم قدرت شماست .

مثلا وقتی از جملاتی مانند : ‹‹ سعی می کنم مسیر را تاپ کنم تمریناتم را منظم انجام  می دهم .››

استفاده از لحن قاطعانه ، باعث تسریع نفوذ جملات به ناخودآگاه می شود.

پس در حین تکرار عبارات مثبت، شک و تردید را کنار گذاشته ، آنها را باور کنید.

اگر کاری را با باور موفقیت شروع کنید ، موفق می شوید

و اگر باور کنید که شکست می خورید ، ناکام می مانید.

خوشبختانه باورهای انسان اجباری و دائمی نیست . شما می توانید به دلخواه خودتان ،

هر باوری را که می خواهید در خودتان ایجاد کنید.

اگر به درستی چیزی باورباشید روحیه ی عالی در شما ایجاد می شود

و در نتیجه با قدرت تر عمل  می کنید،بطوری که آن عمل درست انجام می شود .

جان استوارت میل می گوید:

‹‹ انسانی که دارای باور است ، برابر 99 انسان علاقه مند است.››

باورها فرماندهی ذهن را بر عهده دارد. پس اگرخواهان تغییر رفتار و

شرایط در زندگی تان هستید  اول باورهایتان را عوض کنید. 

وقتی چیزی را باور دارید به ذهن خود و شرایط دستور می دهید که همانگونه باشند.

اکثر افراد عبور از آتش را امری غیر ممکن می ا نگارند اما وقتی می بییندکه تعداد زیادی به سلامت

آنها را از آتش عبور می دهند.

در علم پزشکی

میان بهبودی بیماران و باورهای آنان ارتباط مستقیم وجود دارد. حتی می توان گفت که اغلب بیماریهای انسان

به دلیل باورهای غلطی است که از کودکی در ذهن او جای گرفته است. باور ، نه تنها قابلیت خلق بیماری

و سلامتی را دارد. حتی می تواند باعث مرگ شود.

تمرکز فکر

در علم پزشکی میان بهبودی بیماران و باورهای آنان ارتباط مستقیم وجود دارد .

حتی می توان گفت که اغلب بیماریهای انسان ، به دلیل باورهای غلطی است

که از کودکی در ذهن او جای گرفته است. باور ، نه تنها قابلیت خلق بیماری

و سلامتی را دارد ، حتی می تواند باعث مرگ شود.

در این رابطه وقایع متعددی اتفاق افتاده است که به یک رویداد اکتفا می کنیم :

  • یکی از محکومین اعدامی ، جهت یک آزمایش به یکی از دانشمندان سپرده شد.

دانشمند به او گفت که وی را جهت اعدام به او سپرده اند . برای این منظور اعدامی را به حیاط منزلش برد،

چشمانش را بسته و هر کدام از دستانش را نیز به یک درخت بست. سپس یک جسم تیز را به مچ دست او کشید،

بدون اینکه رگ دستش قطع شود، اما به او گفت که رگش را زده است و برای اینکه باور عمیق تری در او ایجاد کند،

کوزه ای را که ته آن سوراخ ریزی کرده بود پر از آب کرده و کنار او گذاشت بطوری که هر چند ثانیه یک قطره آب بر زمین می ریزد.

سپس دانشمند برای خواب به اتاقش رفت. صبح که از خواب بیدار شد، با جنازه بی جان او مواجه گردید.

او با این آزمایش ثابت کرد که باور حتی می تواند باعث مرگ یک انسان شود بدون اینکه او را مسموم کرده

یا یک قطره خون از بدن او خارج شود.

دقت کنید که هرگز به دیگران برچسب های منفی کودن، افسرده، لجباز، تنبل، دست و پا چلفتی و… نزنید،

این کلمات پس از مدتی باعث بروز همین صفات در شخص  می گردد. پس در مورد خود و دیگران از کلماتی

مثبت مانند موفق، سالم، نابغه، قوی ، باهوش و … استفاده کنید.

تمرکز فکر

1-پرسش

‹‹ بخواهید که به شما داده خواهد شد، بگویید که برای شما باز خواهدشد،

بجویید که خواهید یافت.››

یکی از دلایل تفاوت انسان های موفق و ناکام کیفیت ونوع سوالاتی است که از خودشان می پرسند .

سوالات ، قدرتی دارند که افکار انسان را بر روی یک مورد خاص، متمرکز می کند .

ذهن انسان اکثر اوقات در حال گفتگو (پرسش و پاسخ) است، حتی زمانی که آرام هستیم . به قول حافظ :

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

                                          که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

یکی از دلایل شکست و بدبختی انسان ها پرسیدن سوالات منفی و محدود کننده است.

سوالاتی مانند : چرا ضعیفم ؟ خدایا چه کار کنم ت مسیر را تاپ کنم؟چرا اینقدر زندگی سخت شده است؟

این چه بلایی بود که به سر من آمد؟و…

انسانهای موفق از خودشان سوالات مثبت و با کیفیت عالی می پرسند.

سوالاتی مانند: چگونه می توان قدرتمند شد؟ چطور می توانم مسیر را تاپ کنم ؟

این رویداد چه نتیجه مثبتی برایم دارد؟ و…

رسیدن به موفقیت ، مدیون پرسیدن سوالات مثبت و عالی ، بخصوص در لحظات سخت و حساس است.

دلایل تاثیر سوالات بر زندگی انسان        

  • گفتیم ضمیر ناخودآگاه به نوع کلمه توجه دارد وقتی می پرسید: ‹‹ چرا ضعیفم ؟››

ذهن را بر روی کلمه ‹‹ ضعیف›› متمرکز می شودو باعث افزایش آن می گردد.

اما وقتی می پرسید: ‹‹ چگونه می توانم قدرتمند شوم؟›› ناخودآگاه بر روی کلمه

‹‹ قدرتمند›› تمرکز کرده و باعث ازدیاد آن  می شود.

چرا که دانستید:

‹‹ سخن گفتن و اندیشیدن به هر چیزی باعث جذب و افزایش آن می شود.››

  • وقتی کلمه چرا را از اول هر سوالی مثلا ‹‹ چرا همیشه شکست می خورم؟›› بردارد،

جمله باقیمانده نشان دهنده باور شماست و اینکه باور دارید که همیشه شکست می خورید.

حتی اگر جمله درست هم نباشد، متاسفانه باور فعلی شماست که البته می توانید با تکرار

عبارات تاکیدی و پرسش های مثبت، این باور را تغییر دهید.

حال وقتی سوالی مثبت و با کیفیت عالی از خود می پرسید، ناخودآگاه همین مراحل راطی کرده

و در نهایت ، باعث ایجاد باورهای توانستن ، خوشبختی ، سلامت، قدرت، ثروت و … در شما می گردد.

  • تغییر نوع سوالات ، باعث ایجاد روحیه متفاوت می شود. سوالات منفی و محدود کننده به علت

وجود کلمات منفی در آنها و همچنین جواب حاصل ، باعث ایجاد روحیه ضعیف می گرددو برعکس سوالات

مثبت روحیه شما را قوی و شاد می کند. روحیه ضعیف در نهایت موجب شکست می شود، ولی وقتی

روحیه عالی داشته باشید،سخت ترین کارها را به آسانی انجام می دهید.

صعود یک مسیر نیز به همین دلیل ممکن می شود. اگر از خود  بپرسید اگر در حین صعود پاهایم از

روی گیره سر خورد چه می شود؟ اگر دچار استرس می شوم چه؟

این سوالات روحیه ضعیفی در شما ایجاد می کند و توان انجام آن را از شما می گیرد.

اما اگر بپرسید: وقتی که روی گیره اول سوار شوم و گیره ها را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتم

و مسیر را تاپ کردم چه احساس مثبتی خواهم داشت؟

1-  قدرت نوشتار

نوشتن کلمات  نقش  بسزایی در نفوذ آنها به ناخودآگاه دارد چرا که تمرکز فکر ذهن حین نوشتن

075/0  افزایش می یابد. بدلیل دارا بودن انرژی جذب بالا اهمیت نوشته بسیار بوده است.

تا‌‌ آنجا که خداوند در قرآن به قلم و آنچه می نگاردقسم یاد کرده است و رسول اکرم (ص) می فرماید:

‹‹ قلم علما از خون شهیدان گرامی تر است.››

از آنجا که نوشتن با خواندن توام است و نیروی کلمات را فزونی می بخشد

فنی بسیار قدرتمند است.   علی (ع) می فرماید:

‹‹ با نوشتن علم را به بند بکشید.››

از قدرت نوشتن می توانید به روش های زیر استفاده نمایید:

الف) نوشتن عبارات تاکیدی

برای این منظور دفتری تهیه کنید و عبارات تاکیدی خود را روزانه یک صفحه بنویسید .

همچنین نوشتن عبارات تاکیدی به صورت بزرگ و چسباندن آن به نقاطی از منزل یا محل

کارتان مانند کنار تختخواب روی آینه کمد لباس میز تحریر و یا داخل کیف در تسریع رسیدن به آرزوها موثر است.

تمرکز فکر

ب ) نوشتن اهداف و آرزوها

افرادی که اهداف خود را می نویسند، 10 برابر افرادی که اهداف مشخص دارند،ولی آنها را نمی نویسند،

به اهدافشان می رسند.کسانی که اهداف خود را بر روی کاغذ نمی آورند، زمان بیشتری را برای رسیدن

به آنها سپری نمایند پس حتما هدفهایتان را مکتوب نمائید و زمان رسیدن هر هدف را نیز در جلوی آن یادداشت کنید.

ج) نوشتن موفقیت ها و تجارب روزانه

یک تقویم بزرگ تهیه نمایید . هر نکته مثبت و تجربه ناخوشایندی را که در طول روز برایتان اتفاق می افتد ،

در صفحه مربوط به همان روز یادداشت کنید . نکته مهم این است که نوع و اندازه موفقیتهای روزانه برای

ناخودآگاه مهم نیست ، بلکه تعداد آنها اهمیت دارد .  پس هر موفقیتی که در طول روز کسب می کنید،

هر چه به نظر شما کوچک و معمولی است، آن را یادداشت نمایید و از نوشتن خاطرات منفی و

حوادث روزانه خودداری نمایید.

د) نوشتن نعمت موجود در زندگی

هر نعمتی که در زندگی تان وجود دارد مانند سلامتی ، خانواده، درآمد و … را در دفتری بنویسید.

در نگاه اول ممکن است این کار کمی سخت باشد، چون عادت کرده اید فقط به کمبودهای خود توجه کنید

و به نعمتهای مانند سلامتی که بطوردائمی در اختیار شما قرار دارد، توجهی نمی کنید.

افلاطون می گوید: ‹‹ سلامتی تاجی است بر سر انسانهای سالم که فقط بیماران قادربه دیدن آن هستند.››

پس برای نوشتن نکات مثبت زندگی خود، دقیق شوید. نتیجه این کار توجه به نعمت های اطرافتان و سپاسگزاری

از خداوند بزرگ است و سپاسگذاری تنها راه افزایش نعمت ها و برکات های زندگی و رسیدن به آرزوهاست.

تمرکز فکر

ه) نوشتن نکات مثبت جسمی و رفتاری خود

هر نکته مثبتی را که در جسم و رفتارتان وجود دارد، کشف کرده و بنویسید؛ زیرا با این کار هر روز سلامتی تان

افزایش یافته و الگوهای رفتاری شما مثبت تر می شود و از همه مهم تر باعث ایجاد حس احترام  به خود می گردد.

خوش خلقی، خنده رو، پرقدرت، خویش استیل ، با مرام، یه دوست خوب برای همه، با احساس، لطیف.

  • قدرت تصاویر

می گویند‹‹ یک تصاویر به اندازه هزار جمله ارزش دارد.››

بعنوان مثال از یک کامپیوتر می خواهید که تصاویر یک پیکان را برای شما ترسیم نماید،

اگر بخواهیداطلاعات لازم را از طریق کلمات برنامه نویسی به آن بدهید، شاید به صدها

جمله برای تعریف قسمت های مختلف پیکان نیاز باشد، با این همه تصویر نمایشی از طریق

، تصویر دقیقی نخواهد بود. اما اگر اطلاعات را از طریق اسکن کردن یک تصویر پیکان به کامپیوتر بدهید،

چند ثانیه بیشتر زمان نمی برد و تصویر نمایشی از این طریق دقیق خواهد بود. ضمیر ناخودآگاه

نیز تصاویر و وقایع را سریعتر از کلمات ضبط می کند، چرا که شما در یک دقیقه شاید بتوانید

صد کلمه بگویید یا بشنوید، اما در همین زمان تصاویری را که می بینید هزاران کلمه به ذهن شما منتقل می شود.

قدرت تصاویر می توانید به روش های زیر استفاده نمایید:

الف) تجسم عینی

الف1) مشاهده هدف

اگر آرزوهایتان به صورت مادی وجود دارد و در دسترس می باشد مدت کوتاهی در روز به دیدن آن بپردازید.

مثلا اگر آرزوی داشتن یک جفت کفش سنگ یا هر چیز دیگری را دارید.یکی از راههای نفوذ این آرزوها به

ناخودآگاهتان ، این است که روزانه چند دقیقه ای از وقتتان را به دیدن کفش سنگ دلخواهتان سپری نمایید .

بطوریکه گویا واقعا متعلق به شماست. و در ذهنتان باور داشته باشید که به آن می رسید.

تمرکز فکر

در داستان بینوایان کوزت کوچولو با اینکه بسیار فقیر بود، اما هر زمان که از کنار رودخانه باز می گشت،

به دیدن عروسک زیبا و گران قیمت دلخواهش می رفت و دقایقی را با او می گذارند، به طوری که احساس

می کرد، واقعا آن عروسک از آن اوست. به همین دلیل این آرزو به ناخودآگاهش نفوذ کرد و بوسیله

ژان والژان برآورده شد.(بر اساس خاصیت ارتباط متقابل ناخودآگاهها.

ممکن است بگویید که من این کار را بسیار انجام داده ام ولی تاکنون هیچ کدام از آرزوهایتان محقق نشده است

که در انتهای دیدن یک چیز با خود گفته اید:

‹‹ ای بابا از کجا می خواهم پولش را بیاورم، من که پول ندارم ،نمی توانم آن را بخرم.››

و یا جمله ای مشابه آن را در ذهن خود تکرار کرده اید. از آنجایی که باورنداشتید که می توانید

به آرزوهایتان برسید و اصل مراقبت از ذهن و زبانتان را رعایت نکرده اید، این هدف در ناخودآگاه شما

ضبط نشده و در نتیجه تحقق پیدا نکرده است.

الف2) مشاهده تصویر هدف 

نگاه کردن دقایقی از روز به تصویر آرزویتان نیز در نفوذ آن به ناخودآگاه موثر است.

تکنیک زیر به شما کمک می کند که این اصل را بطور موثر انجام دهید:

تکنیک نقشه گنج

با توجه به اینکه این تکنیک تلفیقی از قدرت نوشتار و تصاویر است، بسیار موثر می باشد.

روش اجرای آن بدین گونه است که باید تصویر آرزوی خود را بر روی یک مقوا بچسبانید.

می توانید آن را نقاشی کنید و یا از تصاویر مجلات ، کتابها و تصاویر ساخته شده به وسیله کامپیوتر استفاده نمایید.

وجود تصویر خودتان در این نقشه ضروری است. ضمنا از تصاویر رنگی استفاده کنید، چرا که واقعی تر به نظر رسیده

و اثر آن بر ناخودآگاه بیشتر است.تا حد امکان تصاویر واضح باشد و از شلوغ کردن آن بپرهیزید.

سپس عبارت تاکیدی مربوط به آرزویتان را بر روی این مقوا بنویسید و زمان رسیدن به آن را نیز زیر این جمله مشخص نمایید.

این نقشه را در طول روز دقایقی نگاه کنید.مشاهده این نقشه قبل از خواب و مراقبه و پس از بیداری موثرتر است.

تمرکز فکر

یا اگر قصه دارید که سطح سنگنوردی خودتان را 1یا 2 درجه ارتقاء دهید و به طور مثال سطح سنگنوردی شما11 .5 است

و می خواهید به 5.13 برسانید هیچ وقت به 13  .5 فکر نکنید در حقیقت شما باید نردبان پیشرفت را پله پله صعود کنید

هیچ وقت نمی توانید که یکباره 13. 5 را صعود کنید بهتر است که شما روی درجه 11 . 5 فکر و تمرکز بیشتری داشته باشید

اگر شما همه فکرتان روی درجه 13 .5 باشد می توان گفت که افکار منفی زیادی به سراغ ضمیر ناخودآگاه شما  می آیند

(من11 .5 صعود می کنم چه جوری می شه که یک دفعه به 13 .5 را صعود کنم اصلا امکان نداره که من 13 .5 را صعود کنم)

و شاید شما از رسیدن به هدفتان صرف نظر کنید پس همان بهتر است که پله پله به هدفتان نزدیک شوید شما  می توانید

تصویری از یک نردبان را تهیه یا نقاشی کنید( بهتر است که تصاویر رنگی باشند)سپس نردبانتان را به شکل زیر تقسیم بندی کنید .

سپس عکسی از خودتان تهیه کنید بهتر است که عکسی که از خودتان تهیه می کنید همراه با تجهیزات کامل سنگنوردی باشد.

بهتر است که عکستان طوری باشید که گویی به جایی اشاره کرده اید سپس دور عکستان را ببرید کنار نردبان بچسبانید

به طوری که روی پله11 .5 اشاره کرده باشید. سپس بالای سرتان ابری بکشید و داخل آن بنویسید

حمید تو11 .5 را صعود می کنی تو می تونی بعد از به اتمام رسیدن کارتان آن را داخل اتاق خواب یا جایی

که زیاد رفت و آمد دارید بچسبانید. و هر روز که در آنجا مشغول استراحت هستید به آن نگاه کنید

و عبارت تاکیدی تان را تکرار کنید.

ب) تجسم ذهنی ( تخیل- تصور)

‹‹ تخیل ، فرمانروای جهان است.››

دانشمندان معتقدند که 70/. یادگیری انسان در شش سال نخست زندگی او صورت می گیرد

و پرفایده ترین دوران تخیل، همین دوران است.

متاسفانه کنجکاوی های کودکان و تجسم های آنان توسط بزرگترها به مرور زمان به سوی علمی

و منطقی اندیشیدن سوق داده شده و ذهن کودکان، هر روز از قدرت عظیم تجسم ذهنی کم بهره تر می گردد.

موفقیت انسان بر دو اصل استوار است:

1- حرکت جسمی

در این حالت انسان به سوی اهدافش پیش می رود . این حرکت برای موفقیت لازم است، اما کافی نیست.

2- حرکت ذهنی

در این حالت ، و تجسم ذهنی انسان، باعث جذب و آفرینش هدف می شود.

اکثر انسانها تمام کوشش خود را بر روی حرکت متمرکز کرده اند و برای موفقیت

بیشتر فقط به حرکت جسمی خود می افزایند، در حالی که از قدرت ذهن خود غافلند ،

قدرتی که به طور قابل ملاحظه ای سرعت رسیدن به اهداف را افزایش و فشار و

تقلای جسمی را کاهش می دهد. استفاده از تجسم ذهنی، راه رسیدن به منابع

و گنج های عظیم درونی وتحقق آرزوهاست. اگر تخیلتان را به طور منظم و با آگاهی

و باور مثبت روی یک آرزو متمرکز کنید، قطعا پس از مدتی شاهد تحقق آن خواهید بود.

ظهور هر چیزدر دنیای مادی مستلزم

 آفریدن آن در ذهن است .

تجسم ذهنی یعنی آفریدن یک آرزو در ذهن.

تمرکز فکر

افراد خلاق در طول تاریخ مانند مخترعان و مکتشفان ،همگی خیال پرداز بوده اند.

همگی تصور می کرده اند که دنیا چگونه می تواند باشد آنها خود را در آینده قرار می دانند،

نتیجه نهایی را  می دیدند، از آن لذت می بردند و آنگاه نظریه های مربوطه به ذهنشان می رسیده است. 

شما باید همیشه قبل از صعود یک مسیر آن را در ذهنتان تجسم کرده ، در واقع فشار و سختی مسیر

را قبل از صعود حس کرده تا در حین صعود و یا در شرایطی که قرار می گیرید

تصمیم گیریهایتان درست تر و از روی فکر باشد.

تمرکز فکر

در واژه یا اصطلاح ‹‹ تجسم›› گیر نکنید. دیدن تصویر ذهنی کوچکترین ضرورتی ندارد.

بعضی از مردم می گویند به محض اینکه چشمشان را می بندد و چیزی را مجسم  می کنند

، تصاویری بسیار مشخص را می بینند و چیزی را مجسم می کنند که به آن می نگرند،

یا به تاثیر یک احساس پی  می برند. همه ی اینها عالی است.

همه ی ما مدام در حال استفاده از تخیل خود هستیم . انجام ندادن این کار محال است.

پس به هنگام تجسم، خود را در هر فرایندی که می یابید، درست و نیکوست.

اگر هنوز نیز معنای تجسم را نمی دانید، یکایک تمرینهای زیر را می توانید انجام دهید ،

آنگاه چشمانتان را ببندید و تمرینشان کنید: چشمانتان را ببندید و عمیقا استراحت کنید.

تمرکز فکر

حال به سالنی

که در آن تمرین سنگنوردی می کنید فکر کنید و بعضی از جزئیات آن را مانند: نوع دیواره، عوارض دیواره، شکل گیریها،

رنگ گیره ها، شیب دیواره را بخاطر بیاورید. تصور کنید که به آن سالن وارد می شویدو می روید جلو و دست به گیره ها

و دیواره ها می زنید و با آنها صحبت می کنید. اکنون مسیری را که همان چند روز قبل بر روی آن

دیواره صعود کرده اید و از صعودتان لذت برده اید را مجسم کنید و دوباره آن را صعود کنید

شاید اوایل کار برایتان خیلی سخت باشد و حواستان پرت شود. این صعود را هر چه روشن تر

به خاطر بیاورید و دیگر بار از صعودتان  لذت ببرید.

ناپلوئن هیل می گوید: ‹‹ هر چیزی که ذهن بتواند تصور کند، می توان به آن دست یافت .›› 

و ریچارد باخ می گوید: ‹‹ به شما هیچ آرزویی داده نمی شود، مگر آنکه قدرت تحقق آن اعطا گردد.››

چیزی که ذهنتان را خیلی به خود مشغول کند، به واقعیت فیزیکی شما تبدیل می شود.

هدف و آرزوی خود را چنان در ذهن مجسم کنید که گویا هم اکنون محقق شده است .

اگر دائما خود را طوری مجسم کنید که به آرزوهایتان رسیده اید، این تصور توسط ناخودآگاه شما ضبط و اجرا می گردد.

مثلا اگر خواهان اعتماد به نفس هستید ، در تصورتان ، خود را سرشار از اعتماد به نفس و جسارت ببینید،

گویی هم اکنون به خواسته خود رسیده اید .

در طول روز ، چند بار بر روی این تصویر تمرکز نمایید و تا حد امکان آن را روشن ،

واضح ، دقیق و با جزئیات کامل مجسم کنید.

بیش از آنچه که از جسم خودکار می کشید و به آن اهمیت می دهید، به ذهن خود توجه کنید.

بطور مثال اگر دو روز است که وقت معینی از تمرینتان را صرف صعود یک مسیر می کنید

اما موفق به صعود مسیر نمی شوید و دائم از جسمتان کار می کشید. در حالت آرامش تصور کنید

که در حال صعودی روان و زیبا بر روی همان مسیر هستید. بعد از مدتی که اینکار را روزی

یکی دوبار انجام دادید، در کمال تعجب شاهد بهبود وضعیت صعودتان خواهید شد.

با این روش می توانید اعتماد به نفس ، تمرکز، قدرت، خلاقیت و … خود را بهبود ببخشید.

تمرکز فکر

ناپلوئن بناپارت می گوید: ‹‹ این نیروی تخیل است که بر دنیا حکفرمایی می کند.››

و هنری وارد بیچر می گوید: ‹‹ روح بدون تخیل ، به رصدخانه بدون تلسکوپ می ماند.››

به داستانی که نشان دهنده قدرت تجسم است ، توجه نمایید:

یک تیم بسکتبال را به دو گروه تقسیم کردند و گروه اول یک هفته در زمین بسکتبال ،

تمرین پرتاب توپ کردند. گروه دوم در این یک هفته دست به توپ نزدند و فقط روزانه

دوبار پس از آرام سازی جسمی ، در ذهنشان مشغول پرتاپ توپ به حلقه شدند.

بعد از یک هفته دو گروه را آزمایش کردند:

تمرکز فکر

گروه اول 6./.رشد کرده و گروه دوم 15./.

این آزمایش نشان می دهد که حرکت ذهنی به مراتب از حرکت جسمی موثر تر است. علت این امر این است که:

ناخودآگاه به دلیل نداشتن قوه تعقل، قادر به تمیز دادن یک تصویر واقعی و یک تصویر خیالی نیست.

و این یک اصل بسیار مهم در برنامه ریزی ناخودآگاه می باشد.

برای اثبات این اصل ، آزمایش های زیر را انجام دهید:

چشمانتان را ببندید و در ذهن خود مجسم کنید که در حال خوردن یک قاشق آبلیموی ترش هستید،

حال آن را در دهانتان مزه مزه کنید…

با تعجب می بینید که بزاق دهانتان ترشح شد. علت این امر این است که ناخودآگاه ،

تصویر خیالی خوردن آبلیمو را واقعی پنداشت و چون کنترل فعالیت های غیر ارادی

بدن به طور غیر مستقیم به دست اوست، دستور ترشح بزاق دهان را صادر کرد.

پس قوه تخیل انسان بسیار پر قدرت است و کاربردهای فراوانی دارد.

چنانچه در طول روز یکی دوبار زمان کوتاهی را به مراقبه و تجسم ذهنی اختصاص دهید،

هم باعث آرامش جسم و ذهنتان می شود و هم تحقق آرزوهایتان را سرعت می بخشد.

مجددا متذکر می شوم که انجام حرکت ذهنی ، حرکت جسمی را نفی نمی کند،

بلکه فقط آن را متعادل کرده و سرعت تحقق آرزوها را فزونی می بخشد.

از قدیم نیز  گفته اند : ‹‹ از تو حرکت، از خدا برکت››

منظور از حرکت، در این ضرب اامثل حرکت جسمی و ذهنی با هم است

و اگر حرکت ذهنی نداشته باشید، نه تنها این حرکت به فشار و تقلا تبدیل می شود، بلکه برکت نیز نصیبتان نمی شود.

تمرکز فکر

انواع انرژی ذهنی

مغز انسان در طول شبانه روز با فرکانس های مختلفی به فعالیت مشغول است،

آشنایی با این فرکانس ها و انرژی ها امکان برنامه ریزی سریع و آسان تر ضمیر ناخودآگاه را فراهم می کند.

لذا به بررسی دامنه فرکانس ها و چگونگی استفاده از آنها می پردازیم :

  • حالت B (بتا)

فرکانس مغز در این حالت 21- 14 هرتز است و از نیروی متوسطی برای تحقق آرزوها برخوردار   می باشد.

در این حالت انسان در کمال هوشیاری و بیداری بسر می برد همه گروههای سنی از تمامی این دامنه فرکانس

در طول شبانه روز استفاده می کنند . هرچه جسم و ذهن آرامتر باشد ، به قسمت پایین دامنه فرکانس

نزدیک تر می شوید. در این حالت خودآگاه کاملا فعال است و ناخودآگاه در حاشیه قرار دارد.

در حالت عجله، نگرانی، عصبانیت و هر گونه فشار روحی و روانی ، فرکانس مغز افزایش یافته

و به 28 هرتز و حتی بیشتر هم می رسد و فرکانس های بالاتر باعث سکته مغزی  می شود.

تمرکز فکر

  • حالت ( آلفا)

فرکانس مغز در این حالت 14- 7 هرتز می باشد. این حالت زمانی ایجاد می شود

که انسان در حالت آرامش ، مراقبه و یا هیپوتیزم قرار دارد.

استفاده از این حالت برای تحقق آرزوها مفید تر است، چرا که ذهن انسان، از نیرویی قوی برخوردار است.

در این حالت ناخودآگاه کاملا فعال است و خودآگاه در حاشیه قرار دارد.

حالت آلفا حالت تمرکز ذهن است که فرد از محیط بیرون جدا شده و با تمرکز به درون ،

خویش را برای هدفی که دارد، برنامه ریزی و آماده می کند. در این حالت ، مقاومت ضمیر خودآگاه

و قدرت منطق و استدلال آن کم شده و در نتیجه می توانید ارتباط نزدیکی را با خودآگاهتان  برقرار کنید

و از دانش آن بهره مند گردید، باورهای منفی را پاک کرده و باورهای مثبت را جایگزین آنها نمایید.

برخلاف عقیده عموم که هیپنوتیزم را نوعی حالت خواب گونه می دانند، درست تر این است که بگوییم

هیپنوتیزم بیشتر حالت بیدار گونه است که باعث تمرکز شدید ذهن  می گردد . البته نمی توانید فعالیت

خودآگاه را قطع نمایید، چرا که قادر به هدایت تلقینها و تجسم ها نخواهید بود و به خواب فرو خواهید رفت.

از لحاظ فیزیولوژیکی، هیپنوتیزم شبیه سایر اشکال استراحت عمیق است. این حالت می تواند

مراحل سبک ، معادلل و عمیق را در برگیرد. در این حالت کاهش عمومی فعالیت سیستم عصبی،

کاهش مصرف انرژی ، فشار خون و ضربان قلب را مشاهده می کنیم . تغییرات جسمی که در حالت

هیپنوتیزم رخ می دهد ، به دلیل ارتباط بین جسم و ذهن است.

تلقینات این قدرت را دارند که بر روی کلیه سیستم ها و اندام های بدن به طریق مختلف تاثیر بگذارند.

برخی از افرادی که به دردهای مزمن مبتلا هستند ، برای درمان خود ، به جای دارو، جایگزین دیگری

را انتخاب کرده اند. هیپنوتیزم در میان بیماران و پزشکان به یک روش پر طرفدار تبدیل شده است

، زیرا زندگی با مصرف دارو و عوارض جانبی آن برای تمامی بیماران قابل قبول نیست.

ازآنجائی که می توان ذهن را برای هر نوع هدف مطلوبی برنامه ریزی کرد ، فرد می تواند

به طریق بی شماری از هیپنوتیزم بهره مند شود که برخی از آنها در ذیل اشاره شده می شود :

تمرکز فکر

پیشگیری و درمان انواع بیماریها ( رهایی از ترس – تقویت حافظه – افزایش قدرت و رکورد  ورزشی 

  اعتماد به نفس خلاقیت علمی و هنری و …

پس از رفتن به حالت آلفا نیروی تازه ی احساس خواهید کرد و فعالیت های روزانه را راحت تر ادامه خواهید داد .

استفاده از حالت آلفا را یک بار در روز و برای یک هدف انجام دهید .

تذکر مهم : افرادی که اعتیاد، بیماری قلبی ، مغزی و یا صرع دارند ، بدون مشورت و

نظارت پزشک  از انجام این تمرین پرهیز نمایید .

روش رفتن در حالت آلفا ( خود هیپنوتیزم)

شما می توانید بعد از اینکه صعود  از مسیری که قرار است بر روی آن تلاش کنید.

در اتاقی کم نور و ساکت ( البته سکوت را خودتان باید به دست آورید) و با دمای متعادل دراز بکشید.

( ترجیحا رو به قبله) ( هیچ فرقی نمی کند که به شکم دراز بکشید یا به پشت مهم این است

که شما راحت و عضله هایتان را کاملا شل کنید)

و هرگونه مزاحمت احتمالی مانند تلفن ، آیفون و … را برطرف کنید. چشمانتان را ببندید.

در صورت عدم امکان ایجاد تاریکی ، می توانید از یک چشم بند با رنگ تیره استفاده نمایید .

تمرکز فکر

1- ده نفس عمیق بکشید ،

آن را چند ثانیه حبس کرده و سپس آهسته خارج کنید. کاملا آرام باشید

و احساس کنید که با هر دم و بازدم ، آرامش تمام جسم و ذهنتان را در بر می گیرد .

2- یکی از روش های زیر را برای عمیق تر شدن بکار ببرید : ( سه روش را انجام دهید

و از هرکدام که دلخواهتان بود ، در تمرینات بعدی استفاده کنید .)

تمرکز فکر

الف) از شماره 50  شروع کرده و تا 1 بشمارید. دیدن تصویر اعداد در ذهن الزامی است .

ب) حدود 5 دقیقه تصور کنید که مشغول انجام کاری هستید ، مانند شنا ، کوهنوردی ،

سنگنوردی ، و یا هر فعالیتی که علاقه مند هستید .

ج) تن آرامی ( ریلکسیشن) : تمام توجه خود را متوجه پای راستتان کنید ،

انگشتان …، روی پا…، کف پا…، مچ پا…، ساق…، زانو…، و ران…

به هر قسمت که توجه می کنید چند ثانیه ای مکث کنید و احساس کنید که آن قسمت

لحظه به لحظه شل تر ، آرام تر و رهاتر می شود.

سپس به همین طریق پای چپتان راشل و رها سازید.

این احساس آرامش و رهایی را به عضلات کمر…، عضلات پشت …، عضلات شکم …و عضلات سینه … نیز منتقل نمایید.

اکنون به دست راست: انگشتان… ، روی دست… ، کف… ، مچ… ، ساعد… ، آرنج… ، و بازو… ،

و سپس دست چپ مانند دست راست … ، عضلات گردن … ، صورت … ، عضلات  دور چشم … ، پیشانی … وسر … توجه نمایید

تا آرام و رها شوند . اکنون تا حدودی آگاهی به بدنتان را از دست داده اید و ذهن تان نیز آرام است.

  • عبارت تاکیدی هدف خود را 40 بار تکرار نمایید .

البته عبارات تاکیدی یادتان باشد بسته به نوع صعود فرق می کند .

اگر صعود سرعت می خواهید انجام دهید به طور مثال می توانید بگویید حمید سرعتی که رو دیواره داری ؛

هیچ کس نداره اگر صعود بلند می خواهید انجام دهید می توانید بگویید . حمید ساعدهای تو هیچ وقت نمی کنه

این مسیر که چیزی نیست . آره پس اگر صعود بولدرینک بود می توانید بگویید حمید انگشتتان و بازوان خیلی قوی هستند.

دیدن کلمات و تمرکز روی آنها الزامی است .

تمرکز فکر

  • حدود 5 دقیقه یا بیشتر به تجسم همان هدف خود مشغول باشید ، تا حد امکان سعی کنید

یک صحنه واقعی بسازید و از تمام حواس خود ( بصری ، سمعی و لمسی) استفاده نمایید.

هر چه این تصویر را روشن تر ، واضح تر ، دقیق تر و با جزئیات کاملی مجسم کنید ، موثرتر است .

  • خروج از حالت آلفا

10 پله را در مقابل خود تصور نموده و با بالا رفتن از هر پله احساس کنید که هوشیار تر شده

و به حالت بتا باز می گردید. بر روی هر پله این جمله را تکرار کنید :

‹‹ من هر لحظه بیدارتر می شوم و احساس سلامت و انرژی می کنم.››

وقتی به پله اول رسیدید ، چشمانتان را باز کرده ، پس از کشیدن یک نفس عمیق و تکان دادن بدن ، آهسته بلند شوید .

دقت کنید با وجود اینکه در حالت آلفا احساس می کنید که بیدار هستید ،

اما بدون انجام دادن این قسمت ، از جایتان بلند نشوید .

تمام این تمرین حدود 15 الی 20 دقیقه طول می کشد. در روزها یا هفته های اول ممکن است

که چند دقیقه ای به خواب فرو روید و یا دچار افکار منفی و عدم تمرکز شوید .

در انتها به یاد داشته باشید :

عمل به اصولی که آموختید . بسیار مهم است .

به قول سعدی :

کسی که دانشی را کسب کند اما آن را بکار نبندد .

همانند کسی است که زمینی را شخم بزند . اما بذری در آن نکارد .

موضوعمان را بایک دعا به پایان می رسانم و از صمیم قلب برایتان

معنویت آرامش سلامت ثروت شادی بهروزی و عاقبت بخیری آرزو می کنم .

پروردگارا :

به من قدرتی عطا فرما

               تا تغییر دهم آنچه را که تغییر پذیر است

آرامشی عطا فرما

                 تا بپذیرم آنچه را که تغییر ناپذیر است

و فهم و دانشی عطا فرما

                   تا تشخیص دهم  تفاوت بین این دو

0
دیدگاه‌های نوشته

*
*

جواب سوال‌هاتون رو می‌تونید در زیر پیدا کنید. در غیر اینصورت از ما بپرسید، ما همیشه به سوالاتتون جواب می‌دهیم.
شرایط کسب امتیاز از طریق ثبت نظر چیست؟
شما می توانید پس از دریافت سفارش، نظر خود را در رابطه با محصول خریداری شده در الوند رایان بنویسید. پس از تایید نظر شما توسط کارشناسان شفا درمان ، امتیاز برای شما ثبت می‌شود.تا قبل از تایید نظر امتیاز شما در قسمت تاریخچه بخش امتیازات در صف نمایش داده میشود.
چرا بایستی در حساب کاربری شماره کارت ثبت کنم؟
در صورتی که از خرید خود منصرف شوید شفا درمان در کمترین زمان ممکن مبلغ را به شماره کارت شما برگشت می دهد. مهم است که شماره کارت به نام مالک حساب کاربری ثبت داشته باشید
چرا بایستی در حساب کاربری آدرس ایمیل ثبت کنم؟
کلیه مکاتبات شفا درمان با آدرس ایمیل شما انجام می شود.