شفا درمان
0 محصولات نمایش سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

سرطان پستان – بخش دوم

هیپرپلازی اپی تلیال

این اصطلاح در برگیرنده ضایعات پرولیفراتیو مجاری بزرگ و کوچک و گاه لوبول های پستان است. هیپرپلازی اپی تلیال یکی از انواع دیسپیازیهای پستان
است که به عقیده اکثر محققین احتمال بروز کارسینوم پستان را افزایش می‌دهد.
این ضایعات بشکل توده‌های پستانی با حدود نامشخص بوده که در سنین 45-35 سالگی بوجود می آیند.
از نظر ماکروسکوپی دارای نمای متغیر بوده و ممکن است با فیبروز – کیست و یا آدنوزیس پستان همراه باشد در این ضایعات در اغلب موارد مجاری
شیری دارای قوامی سفت و طناب مانند بوده که در اثر فشار دادن مواد سفید غلیظ به خارج نشت پیدا می‌کند.
از نظر میکروسکوپی پرولیفراسیون پوشش مجاری منجر به چند لایه شدن اپی تلیوم شده که گاه اپی تلیوم تکثیر یافته بصورت توده‌های سلولی توپری در
می آید.
هیپرپلازی اپی تلیال پستان را برحسب درجه هیپرپلازی و تغییرات آتی پی سلولی به سه درجه I.II.III تقسیم می‌کنند Mild Hyperplasia در این فرم
ضخامت لایه های سلولی پوششی مجاری و آسینی های پستان کمتر از 4 لایه و از نظر مورفولوژی سلولها نمای طبیعی دارند Moderate Hypeplasia در
این فرم ضخامت لایه های سلولی پوششی مجاری و آسینی های پستان بیش از 4 لایه و سلولهای میواپی تلیال در زیر سلولهای پوششی محفوظ
مانده است.

 

Atypical Hyprtplasia:

تعداد لایه های سلولی پوشش مجاری و آسینی های پستان زیاد همراه با تغییراتی در اندازه سلول و هسته آن با هیپرکرومازی هسته ای است که در
این فرم خطر ابتلا به سرطان پستان 5-4 برابر جمعیت معمولی است بطور کلی دیسپلازیهای پستان را بر حسب درجه هیپرپلازی به 3 گروه زیر
تقسیم می‌کنند.
1-دیسپلازیهای پستان بدون هیپرپلازی اپی تلیال یا همراه با هیپرپلازی اپی تلیال خفیف که ریسک ابتلا به کارسینوم مهاجم در آن صفر است
2-دیسپلازیهای پستان با هیپرپلازیهای اپی تلیال متوسط که ریسک ابتلا به کارسینوم مهاجم در آنها 2-5/1 برابر جمعیت معمولی است.
3-دیسپلازی پستان همراه با هیپرپلازی اپی تلیال آتی پیک که ریسک کارسینوم مهاجم پستان در آن 5 برابر جمعیت معمولی است.

 

تومورهای پستان (نئوپلاسمای پستان):

گرچه شایع ترین ضایعات پستان نمی‌باشند ولی مهمترین ضایعات آن محسوب می‌شوند. که با توجه به اینکه پستان ساختمانی متشکل از پوست
پوشاننده، چربی بالغ، بافت همبند مزانشیمال و ساختمانهای اپی بلیال است. بنابراین تومرهای آن بسیار متنوع است.
این تومورها شامل تمام نئوپلاسمهایی است که ممکن است از اپی تلیوم سنگفرشی مطبق – ساختمانهای غددی – بافت همبند مزانشیمال منشاء گیرند
که مهمترین آنها عبارتند از پاپیلوم و کارسینوم اسکواموسلولر پوست پستان و بالاخره تومورهای خوش خیم و بدخیم بافت مزانشیمال استرومای پستان
از فیبروم و فیبروسارکوم – لیپوم و لیپوسارکوم – کندروم و کندروسارکوم و استئوم و استئوسارکوم، انژیوم و آنژیوسارکوم و تومورهای متاستاتیک پستان.

 

شایع ترین تومورهای خوش خیم پستان :

 

1-فیبروآدنوم پستان FibroAdenoma:

شایع ترین تومور خوش خیم پستان است که بندرت قبل از بلوغ دیده می‌شود این تومور در اکثرموارد در سنین 30-15 سالگی دیده شده و بنظر می رسد
در اثر افزایش حساسیت کانونی بافت پستان در برابر استروژن ایجاد گردد.
از نظر بالینی این تومور معمولا بصورت ندول منفرد با قوام سفت و حدود واضح و مشخص بدون چسبندگی به نسوج اطراف که در 80% موارد منفرد
و در 20% موارد بصورت متعدد در یک یا هردو پستان ظاهر می‌گردد. این تومور معمولا در ربع فوقانی خرجی پستان و قطر آن
معمولا بین 5-5/1 سانتی متر – کپسولدار و مدور است و گاه مولتی ندولر با حدود نامنظم است.
این تومور از نظر میکروسکوپی با پرولیفراسیون ساختمانهای غددی به انازه و اشکال مختلف مفروش از اپی تلیوم پوششی تشکیل یافته که
درزمینه ای از بافت همبند فیبروبلاستیک پراکنده می‌باشد. سیر بالینی این تومور آهسته بوده بطوریکه سالها طول می‌کشد تا به اندازه قابل لمس برسد
و این تومور در جریان حاملگی رشد آن سریعتر و در جریان یائسگی رشد آن ثابت و حتی پسرفت پیدا می‌کند.

 

2-سیستوسارکوم فیلودزCystosarcoma Phyllodes:

سیتوسارکوم فیلودز که به اسامی آدنوم ژآنت و فیبرو آدنوم پسود و سارکوماتوز نامیده می‌شود توموری نسبتا نادر است که منحصرا در نزد زنان میانسال
دیده می‌شود و حدود یک درصد (1%) کل تومورهای فیبرواپی تلیال پستان را تشکیل می‌دهد. این تومور همانطور که از اسمش برمی آید توموری است
حجیم با قطری حدود15 سانتی متر یا بیشتر که بسرعت رشد نموده و بعلت ازدیاد حجم باعث تغییر شکل پستان و گاه نکروز پوست پستان می‌گردد.
این حالت گاه با پارگی کپسول تومور و بیرون زدگی آن بصورت قارچ از ناحیه پوست نکروزه است. بطوریکه وجود تومور حجیم پستانی
با رشد سریع همراه با زخم جلدی طرح یک آزار نئوپلاستیک کارسینومی را تقلید می‌کند. از نظر ماکروسکوپی این تومور ندولر با قوام سفت و حدود
مشخص است که در سطح برش از ندولهای متعدد زرد تا سفید متمایل به خاکستری که توسط تیغه هایی از بافت همبند فیبرو از یکدیگر جدا می‌شوند
تشکیل می‌گردد.
در بررسی میکروسکوپی پرولیفراسیون متراکم سلولهای استرومال پستان همراه با ساختمانهای اپی تلیال فراوان دیده شده که سلولهای استرومال
بزرگ با درجات متفاوتی از آتی پی می‌باشند. بطوریکه براساس نمای میکروسکوپی تومور به دو گروه خوش خیم و بدخیم تقسیم بندی می‌گردد.

 

1-درفرم خوش خیم:

در 90% موارد طرح کلی تومور شبیه به فیبروآدنوم بوده به جز اینکه میزان سلولاریته استروما افزایش پیدا کرده است در این فرم اتی پی سلولی و میتوز
نادر می‌باشد.

 

2-Malignant Cystosarcoma P:

(10-5/0 موارد ) در فرم بدخیم استرومای تومور بطور برجسته ای پرسلول همراه با آتی پی سلولی و میتوز نسبتا زیاد است. عود موضعی در 20%
ضایعات بدخیم ایجاد شده و متاستاز در 10% موارد گزارش شده است که شایعترین محل متاستاز در ریه می‌باشد. اگر چه امکان ابتلا استخوان و احشاء
دیگر نیز وجود دارد. متاستاز به غدد لنفاوی زیربغل دیررس و بعد یا هم زمان با متاستاز ریوی است.

 

3-پاپیلوم داخل مجراییIntraductalPapillima:

پاپیلوم داخل مجرایی توموری است خوش خیم و پایه دار با طرح پاپیلر که از پرولیفراسیون نئوپلازیک اپی تلیوم مجاری شیری بوجود می آید و اغلب در
سنین 50-30 سالگی دیده می‌شود که مهمترین علامت بالینی آن ترشح خون یا سروز از نوک پستان است. اندازه تومور دراغلب موارد کوچک به قطر
چند میلی متر بوده که فقط در بررسی ماکروسکوپی دقیق قابل رؤیت می‌باشد.
پاپیلومهای داخل مجرایی پستان اغلب منفرد بوده و در 10% موارد بصورت دو طرفه می‌باشند. سطح برش تومور اغلب چندین میلی متر تا
حداکثر 3 سانتی متر می‌باشد.
از نظر میکروسکوپی تومور از زوائد پاپیلر متعددی تشکیل شده که هر یک دارای محور همبندی با پوششی از سلولهای اپی تلیال مکعبی
تا استوانه ای است. سیر این ضایعات اغلب خوش خیم و درمان شامل برداشت کامل آزار است اگر چه در پاپیلومهای متعدد نسبت به
انواع منفرد احتمال بدخیمی‌بیشتر است.

 

4-آدنوم نوک پستان:

توموری است نادر که اغلب در زنان مسن و تقریبا همیشه بصورت یک طرفه است این تومور اغلب با ترشح سروز یا خون از نوک پستان همراه بوده که گاه
با زخمی‌شدن پوست نوک پستان همراه است.

 

 تومورهای بدخیم پستان یا سرطانهای پستان

سرطان پستان در هر پستان و در بافت پستانی سرگردان و در زن و مرد دیده می‌شود ولی انسیدانس آن در نواحی مختلف جهان متفاوت است.
در آمریکا سرطان پستان حدود 30% سرطانهای بانوان را تشکیل داده و از هر 100 زن آمریکایی 7 تا9 نفر مبتلا به سرطان پستان می‌شوند
بطوریکه شایعترین علت مرگ ناشی از سرطان در زنان آمریکایی سرطان پستان است.
حال آنکه شیوع سرطان پستان در مردان به میزان یک درصد زنان بوده و در کشورهای آسیایی و آفریقایی مثل ژاپن – تایوان و … انسیدانس سرطان
پستان در زنان پایین بوده، حدود 6/1 انسیدانس سرطان پستان در امریکاست بنظر  می رسد اختلاف جغرافیایی واضحی که در انسیدانس سرطان
پستان وجود دارد مربوط به 1-استعداد ژنتیک افراد و امکان ارتباط سرطان پستان با 2-نوع تغذیه باشد. بطوریکه مشخص شده است در زنان چاق با رژیم
غذایی حاوی مقادیر فراوان چربی و  کلسترول – شانس ابتلا به سرطان پستان بالاست. علاوه بر اختلافات جغرافیایی – فاکتورهای هشت گانه زر ریسک
ابتلا کانسر پستان را افزایش می‌دهند.
در زنانی که اولین قاعدگی آنان در سنین پایین آغاز گشته است. در بانوانی که منوپوز آنها دیررس است در بانوانی که اولین زایمان آنها در سنین بالا انجام
گرفته است. در زنان نازا در زنانی که رژیم غذایی آنها حاوی مقادیر فراوان چربی و غذاهای با کلسترول الا باشد. در زنانی که استروژن اگزوژن بمدت
طولانی در زمان منوپوز مصرف می‌نمایند.
در زنانی که در فامیل آنها سابقه ابتلا به کانسر پستان وجود دارد. در زنانی که که قبلا مبتلا به ضایعات دیسپلازیک پستان خصوصا اپی بلیوزیس بوده اند
شانس ابتلا به کانسر پستان تحدود 2 تا 6 برابر افراد عادی است.
کانسر پستان در پستان چپ شایع تر از پستان راست است. در 4% موارد کارسینوم پستان دو طرفه بوده که ممکن است همزمان باشد یا غیر همزمان.
از نظر آناتومیک اغلب مولفین – پستان را به 5 بخش تقسیم نموده اند که عبارتند از کوا دران فوقانی خارجی (A) کوادران تحتانی خارجی (B) کوادران
فوقانی داخلی (F) کوادران تحتانی داخلی (C) کوادران مرکزی یا G که عبارت است از نوک پستان – آرئول پستان و نواحی مجاور آن.

 

شایع ترین محل ابتلا کانسر پستان، کوادران فوقانی خارجی است. 50% کارسینومهای پستان در این ناحیه واقعند که شاید علت آن وجود مقدار بیشتری
از بافت پستان نسبت به سه کوادران دیگر می‌باشد.
در 20% موارد کانسر پستان در ناحیه سانترال (G) می‌باشد. در هر یک از سه کوادران دیگر، انسیدانس پیدایش کانسر حدود 10 % است.محل اولیه ابتلا
به کارسینوم پستان در چگونگی ایجاد متاستاز غدد لنفاوی ارتباط وافر دارد.
در اشکال پیشرفته بیماری،‌علائم بالینی شامل وجود توده‌های قابل لمس در پستان است که قوام سفت داشته و به بافتهای پستان در اطراف و دیواره
قفسه صدری و پوست پوشاننده خود چسبندگی دارند. بطوریکه در کانسرهای بزرگ، پوست پستان، با نمای پوست پرتقال و با رتر آکسیون نوک پستان
همراه است.در برخی موارد گاه اولسراسیون پوست و نوک پستان بدنبال اکستانسیون مستقیم تومور دیده می‌شود.
امروزه این علائم نزد بیماران مبتلا به کانسر پستان کمتر دیده می‌شود که علت آن توجه بانوان به پستان و انجام امتحانات ماهانه توسط
خود بیمار (Self Breast Examination) است که باعث کشف هر چه زودتر توده‌های پستانی و مراجعه آنها به پزشک می‌گردد.

 

در کانسرهای کوچک پستان علائم بالینی فوق وجود نداشته و تنها علامت، وجود توده‌هایی با حدود مشخص در پستان است.
گاه کانسرهای انوازیو پستان آنقدر کوچکند که غیر قابل لمس بوده (Minimal Cancr) (سرطانهای با قطر کمتر از 1 سانتی متر) و فقط ماموگرافی است
که به تشخیص این نوع سرطانهای پستان کمک می‌کند.

 

تقسیم بندی سرطانهای پستان

درباره کانسر پستان تقسیم بندیهای متعددی توسط مؤلفین مختلف انجام گرفته که دو تقسیم بندی نسبتا ساده و در عین حال جامع آن ذکر می‌گردد.
1-تقسیم بندی اول: این تقسیم بندی مورد استفاده بخش آسیب شناسی پستان در انستیتو پاتولوژی ارتشی آمریکا (AFIP) که یکی از مراکز مهم و مجهز
تحقیقات پستان است می‌باشد. در این تقسیم بندی انواع مهتلف سرطانهای پستان مطابق تابو I گروه بندی می‌شود.
2-تقسیم بندی دوم: منحصر به انواع مختلف کارسینوم پستان است که در غالب کتابهای پاتولوژی اختصاصی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

تقسیم  بندی کارسینومهای پستان

1-غیر مهاجم (غیر ارتشی)    I. Noninvasive (Noninfiltrating)
کارسینوم داخل مجرایی             Intraductal carcinoma
کارسینوم پاپیلری داخل مجرایی Intra ductall papillary Carcinoma
کارسینوم لبولر درجا            lobular carcinoma insitu
2-مهاجم                                II. Invasive
کارسینوم مجرایی مهاجم         Invasive ductal carcinpma
                            not otherwise specified (NOS)
کارسینوم لبولر مهاجم         Invasive lobular carcinoma
کارسینوم مدولری                  Medullary carcinoma
کارسینوم کلوئیدی (کارسینوم موسینی) Colloid carcinoma
                                                      (musinus carcinoma)
بیماری پاژه                          Paget’s disease
کارسینوم لوله ای                  Tubular carcinoma
کارسینوم آدنوکیستیک           Adenoid cystic carcinoma
کومدوکارسینوم مهاجم          Invasive comedocarcimoma
کارسینوم آپوکرین                  Apocrine carcinima
کارسینوم پاپیلری مهاجم      Invasive papillary carcinoma
با بررسی آماری که توسط مؤلفین مختلف و معتبر انجام گرفته،‌مشخص شده است که 90% کارسینومهای پستان با مبدا داکتال و 10% آنها با مبدا لولهای
پستانی می‌باشند که هر یک انواع مختلفی دارد.
گروه اول:
کارسینومهای مجاری پستانی (Carcinoma of Mammary Duct)
90% کارسیتومهای پستان از این نوع بوده و خود به دو گروه زیر تقسیم می‌شوند.
1-کارسینوم داخل مجرایی یا کار سینوم مجرایی غیر ارتشاحی
Intra Ductal Carcinoma or Noninfiltrating Duct Carcinoma
2-کارسینوم مجرایی ارتشاحی
Infiltrating Duct Carcinoma
1-کار سینوم داخل مجرایی (Intra ductal carcinoma)

 

عبارتست از کارسینوم Insitu با مبدا سلولهای پوشش مجاری شیری که تهاجم به مامبران بازال و استرومای پستان نارد. این سرطان 30 تا 75% موارد
ایجاد توده قابل لمس در پستان نموده که این بستگی به حجم ضیعه و ناحیه ای از مجرای پستانی که در آن تومور ایجاد شدهاست دارد. اگر تومور در
قسمتهای پروگزیمال مجاری شیری (قسمتهای نزدیک به نوک پستان9 ایجاد شده، باعث اتساع مجرای شیری و در مرحله ای که هنوز تهاجم به ممبران
بازال و بافتهای اطراف ندارد منجر به ایجاد توده قابل لمس در پستان می‌گردد.
در صورتیکه محل تومور در مجاری کوچک و محیطی باشد در این حالت تومور غیر قابل لمس و مولتی سانتریک است. در این فرم از سرطان پستان،
ماموگرافی وسیله آسانتری برای کشف تومور است خصوصا در اشکالی که با کلسیفیکاسیون مرکزی سلولهای تومورال نکروز یافته همراه اند.
ترشح از نوک پستان در کار سینومهای انتراداکتال در 30% بیماران وجود داشته که از نوع خونی است.

 

2-کارسینوم مجرایی ارتشاحی یا Infiltrating duct carcinoma
شایع ترین فرم کانسرپستان است. بطوریکه 75% سرطانهای پستان و 85 تا 90% کارسینومهای پستان را تشکیل می‌دهد. این نوع از کار سینوم پستان از نظر میکروسکوپی انواع مختلف داشته که اختصاصات ماکروسکوپی هر نوع ارتباط تام با فرم میکروسکوپی تومور دارد. شایعترین انواع میکروسکوپی کار سینومهای داکتال اوازیو عبارتند از:

 

  • Simple form یا Scirrhous carcinoma یا Usual from یا O.S typ
  • Medullary Garcinoma
  • Colloid Carcinoma
  • Infiltrating papilary carcinoma
  • Paget’ disease
1- Simple Form Infitrating Duct Carcinoma یا Not Otherwise Specidied Infiltrating Duct Carcinoma
در 75% موارد کار سینوم داکتال انفیلتران فاقد هرگونه اختصاصات هیستولوژیک خاص است و یا به عبارت دیگر فاقد هرگونه دیفرانسیاسیون هیستولوژیک
خاص می‌باشد. بهمین دلیل به این نوع از کار سینوم پستان، کارسینوم انفیلتران ساده یا Nos type Infiltrating duct carcinoma یا Simple form IDC
گویند. قبلا به این فرم از کار سینوم پستان، کار سینوم زرهی یا Scirrhous می‌گفتند چون دارای استرومای پرکلاژن بوده که باعث ایجاد قوام سفت و
سنگی تومور می‌گردد.

 

2-Medullary Carcinoma
حدود5 تا 6% کاسینومهای پستان را تشکیل می‌دهد. در این فرم از کاریسنوم پستان توده تومورال معمولا بزرگ و حجیم گاه بقطر 10 سانتی متر می رسد.
قوام تومور نرم و حدود آن تقریبا مشخص است. سطح برش تومور با نمای بافت مغزی و برنگ سفید متمایل به خاکستری و گاه با کانونهای نکروز و
خونریزی همراه است.
3-Mucinous Carcinoma or Colloid Carcinoma
حدود 2 تا 5/2% کارسینومهای پستان را تشکیل می‌دهد. بیشتر در زنان مسن دیده می‌شود که با رشد بطنی همراه است. بطوریکه معمولا چندین سال
وقت لازم است تا تومور بزرگی در پستان ایجاد نماید. این تومور از نظر ماکروسکوپی و میکروسکوپی شباهت فراوان به کارسینوم کلوئید لوله
گوارش دارد.

 

این تومور با قوام نرم، در سطح برش ژلاتینوز آبی تا خاکستری کمرنگ مشاهده می‌شود.
میکروسکوپی:
تومور مشخص می‌شود با مقادیر فراوان موکوس خارج سلولی که از سلولهای نئوپلازیک ساخته و به خارج ترشح می‌گردد. نمای میکروسکوپی تومور
معمولا به یکی از دو شکل زیر است:
1- تومور از دریاچه های موسینی بزرگ و کمرنگ تشکیل یافته که در بافتهای پستانی مجاور پیشرفت دارد. در داخل دریاچه های مسینی سلولهای
نئوپلازیک بصورت جزایر کوچک و یا بطور منفرد شناور است. گاه سلولهای سرطانی آرایش غددی دارند. این سلولها در رنگ آمیزی اختصاصی PAS
حاوی واکونلهای موسینی PAS مثبت هستند.
2-فرم دوم آدنوکارسینوم کلوئید پستان، مشابهت تام به آدنوکارسینوم دیفرانسیه دارد که در داخل مجرای مرکزی غدد ترشحات موکوس فراوان نمایانست.
علاوه بر آن سلولهای پوشش غدد نیز حاوی واکوئلهای موکوس می‌باشند. پرونوستیک این نوع از کارسینوم پستان در نوع خالص نسبت به کارسینوم ساده
داکتال، بهتر و متاستاز به غدد لنفاوی در این سرطان غیر شایع است.

 

4-Infiltrating Papillary Carcinoma
نسبت درصد ناچیزی از سرطان پستان راتشکیل می‌دهد. تومور ممکن است بصورت یک توده کاملا محدود و یا بصورت منشعب در داخل مجاری پستانی
باشد. این سرطان از نظر میکروسکوپی، با پرولیفراسیون نئوپلازیک بدخیم سلولهای پوشش مجاری شیری با طرح پاپیلر و با آنومالی سیتونوکلئر
مشخص می‌شود.
تشخیص افتراقی این نوع از کارسینوم پستان با پاپیلومهای داخل مجرایی است.

 

5-Paget’s Disease
فرم خاصی از کارسینوم پستان است که با ضایعات اگزمایی نوک پستان، فیسوراسیون و یا اولسراسیون نوک پستان همراه است. ابتلا پوست پستان
ناشی از تهاجم سلولهای سرطانی به اپیدرم بوده که از طریق سینوسهای شیری از کانون سرطانی موجود در داخل پستان به داخل اپیدرم پوست
نوک پستان مهاجرت می‌نمایند.
بنابراین ضایعات اگزمایی پوست نوک پستان عارضه ایست ثانوی به کارسینوم داکتال پستان که در 50% بیماران تومور پستانی قابل لمس نبوده و در 50%
موارد قابل لمس است. که در این موارد نومور از نوع کارسینوم داکتال ساده یا مدولاری کارسینومایا پاپیلاری کارسینوما است. بنابراین پرونوستیک بیماری
تابعی است از نوع کاسینومی‌که در داخل پستان قرار دارد.

 

6-Well Difranciated Carcinoma or Tubular Carcinoma
فرم خاصی از کارسینوم داکتال انفیلتران است که ازنظر ریزبینی با ساختمانهای غددی کوچک و کاملا دیفرانسیه بدون آتی پی سیتونوکلئر و میتوزانفیلتره
در استرومای پستان مشخص می‌گردد.
این تومور از نظر میکروسکوپیک آنقدر معصوم و بیگناه است که غالبا با آزارهای خوش خیم پستان خصوصا اسکلروزینگ آدنوزیس اشتباه می‌گردد.
از اختصاصات این نوع سرطان پستان آن است که در غالب موارد توده کوچکی را ایجاد کرده که قطر آن بین 2/0 تا 5/2 سانتی متر است. بنابراین
تشخیص انواع کوچک تومور منحصرا از طریق ماموگرافی است. این کارسینوم، تمایل به مولتی سانتریک بودن و یا دو طرفه بودن دارد. در این مبتلایان
سابقه فامیلی ابتلا به کانسر پستان دیده می‌شود.

 

7- Inflamatory Carcinoma
حدود 1% از سرطانهای پستان را تشکیل می‌دهد. در این نوع سرطان پستان، پستان مبتلا، قرمز و متورم و گرم با نمای بالینی مشابه ماستیت حاد است
که علت تمام این علائم و نشانه های انباشتگی عروق لنفاوی درم از سلولهای سرطانی است.
از نظر میکروسکوپی، در 60% بیماران مبتلا به کارسینوم انفلاماتور پستان از نوع کارسینوم اندیفرانسیه است.
پرونوستیک:
بطور کلی ابتلاء لنفاتیکهای درم از سلولهای نئوپلازیک علامت بسیار شومی است. در کارسینوم انفلاماتور، پرونوستیک بقدری وخیم است که غالب جراحان
از انجام ماستکتومی خودداری می‌کنند. چون معتقدند که مرگ در ظرف مدت کوتاهی بوقوع خواهد پیوست.

 

اشکال ناشایع کار سینوم داکتال انفیلتران پستان:

شامل کارسینوم متاپلاستیک 0کارسینوم کم دیفرانسیه پستان با کانون هی متاپلازیک از نوع فیبروسارکوم، کندروسارکوم، استئوسارکوم). آدنوئید سیستیک
کارسینوما (با مشابهت به تومور آدنوئید کیستیک کارسینومهای غدد بزاقی) کارسینوم اپیدارموئید (بیشتر در افراد مسن دیده می‌شود). کاسینوم ترشحی
(Secretory) (شایعترین نوع کارسینوم پستان در نزد بچه هاست). می‌باشد.

 

گروه دوم: کارسینوم لوبولرپستان: Carcinpma if mammary lobules
5 تا 10 درصد از سرطانهای پستان را تشکیل می‌دهد و به دو گروه زیر تقسیم می‌شود:
1-Non infiltrating or insitu lobulat carcinoma
2-Infiltrating lobular carcinoma
insitu lobular carcinoma

 

این فرم از سرطان پستان نادر و به دو شکل زیر دیده می‌شود:
-فرم تنها یا ایزوله – فرم همراه با کارسینوم انفیلتران پستان
در فرم تنها یا ایزوله کار سینوم لبولر Insitu دارای اختصاصات خاص خود است که عبارتند از:
1-بیشتر در زنان پره منوپوزه دیده می‌شود و با آغاز منوپوز بدرجاتی پسرفت پیدا می‌کند.
2-ضایعه بصورت مولتی فوکال در یک یا هر دو پستان است.
3-ایجاد تومور قابل لمس نمی‌کند چون آزاری است غیر انفیلتران و لبولهای مبتلا بسیار کوچک و ضایعه غالبا بصورت پراکنده است. بنابراین تشخیص این
ضایعه بطور تصادفی در بیوپسی های انجام شده در جریان برخی از یماریهای پستان انجام می‌گیرد و یا آنکه در ماموگرافی مشخص می‌گردد.
(ماموتگرافی در 75-70 درصد قادر به تشخیص این کانسر می‌باشد).

 

4-این ضایعه متاستاز نمی‌دهد.
5-آزاری است مساعد کننده برای پیدایش بعدی کارسینوم پستان.
6-کارسینوم انوازیو ایجاد شده در پستان طرف مبتلا به کارسینوم لوبر Insitu یا درپستان طرف مقابل تقریبا به یک نسبت دیده می‌شود.
7-کارسینوم انوازیو ایجاد شده دارای انواع هیستولوژیک متفاوتی بوده که در برخی انواع پرونوستیک کانسر، نسبتا خوب است.

 

کارسینوم دو طرفه پستان:

کلا در 4% موارد سرطانهای پستان دیده می‌شود. در حدود یک درصد موارد کار سینوم پستان در بدو مراجعه بصورت دو طرفه است کاه این حالت در برخی
انواع کارسینومهای پستان از قبیل کومدوکارسینوم و کارسینوم لبولر نسبتا شایعترست.
گذشته از این یکی از مسائل مهم کانسرپستان، ابتلاء بعدی پستان طرف مقابل است که ابتلاء طرف مقابل ممکن است ثانوی به کانسر اولیه پستان
بدنبال انتشار تومور از طریق لنفاتیکهای خط میانی سینه و یا از راه خون بصورت کانونی از متاستاز ژنرالیزه یک کانسر پستان پیشرفته باشد.
ترس از پیدایش کارسینوم پستان طرف مقابل در مواقعی وجود دارد که درمان کانسر پستان اول طوری بوده که باعث گردیده بیمار برای مدت طولانی
پس از ماستکتومی زنده بماند. بنابراین خط پیدایش کانسر در پستان طرف مقابل بستگی به طول مدت Survival بیمار (مدت زمانی که بیمار
پس از درمان کانسر پستان زنده می‌ماند) دارد. هر چه این مدت طولانی تر باشد ریسک ابتلاء به کانسر پستان طرف مقابل در بیماران ماستکتومی‌
شده یشتر است.

 

بطور کلی با مطالعاتی که انجام شده، تخمین زده می‌شود که شانس ابتلاء به کانسر پستان طرف مقابل در بیماران ماستکتومی‌شده، 4-3 برابر افراد
طبیعی است.

 

0
دیدگاه‌های نوشته

*
*

جواب سوال‌هاتون رو می‌تونید در زیر پیدا کنید. در غیر اینصورت از ما بپرسید، ما همیشه به سوالاتتون جواب می‌دهیم.
شرایط کسب امتیاز از طریق ثبت نظر چیست؟
شما می توانید پس از دریافت سفارش، نظر خود را در رابطه با محصول خریداری شده در الوند رایان بنویسید. پس از تایید نظر شما توسط کارشناسان شفا درمان ، امتیاز برای شما ثبت می‌شود.تا قبل از تایید نظر امتیاز شما در قسمت تاریخچه بخش امتیازات در صف نمایش داده میشود.
چرا بایستی در حساب کاربری شماره کارت ثبت کنم؟
در صورتی که از خرید خود منصرف شوید شفا درمان در کمترین زمان ممکن مبلغ را به شماره کارت شما برگشت می دهد. مهم است که شماره کارت به نام مالک حساب کاربری ثبت داشته باشید
چرا بایستی در حساب کاربری آدرس ایمیل ثبت کنم؟
کلیه مکاتبات شفا درمان با آدرس ایمیل شما انجام می شود.