شفا درمان
0 محصولات نمایش سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

سرطان سینه

جنین شناسی پستان(سینه)

پستان یک غده عرق تغییر یافته می‌باشد. که در زن تبدیل به یک ساختمان پیچیده و دارای فونکسیون می‌شود. ولی در مرد بشکل یک عضو اولیه باقی
می‌ماند.
این عضو از ضخیم شدگی اپیدرم در سطح شکمی‌در هفته ششم تکمل جنینی بوجود می آید. بطوری که ضخیم شدگی اپیدرم بصورت نوار طولی و برآمده
بین جوانه اندام فوقانی و تحتانی در دو طرف سطح شکمی ایجاد می‌گردد، که به آن خط شیری (MILKS LINE) می‌گویند.
ستیغهای شیری تا هفته نهم زندگی جنینی تمال یافته و سپس بطور کامل آتروفی می‌شوند. و تنها چند ضخیم شدگی در ناحیه پکتورال باقی مانده که نوک
پستان را بوجود می آورد.
در سه ماهه دوم زندگی جنینی، اکتودرم با ضخیم شدگی بعدی، طنابهای توپر طولی را ایجاد می کند که بتدریج کانالیزه می‌شوند و پارانشیم غده پستانی
را در آینده شکل می‌دهند.
در طی همین دوره زمانی در نقطه ای از روی پوست که بانوک پستان آینده تطابق دارد، فرورفتگیهای کوچکی بوجود می آید.
در هنگام تولد ظاهر پستان بصورت فرورفتگی خفیفی است که بوسیله 15 تا20 منفذ مجاری شیری اولیه سوراخ شده است.
به فاصله کمی پس از تولد پستانها به بیرون برگشته و آرئول بواسطه افزایش مختصر پیگمانتاسیون آن از لحاظ ظاهری قابل تفکیک می‌گردد.

 

آناتومی پستان

 

سینه (پستان) یک غده ترشحی بزرگ در بدن است که با یک کپسول بزرگ فیبرو احاطه شده است. سطح قدامی آن بشکل محدب و در سطح خلفی
صاف می‌باشد.
حدود آناتومیک پستان در جدار قدامی قفسه سینه از محاذات دنده دوم تا ششم می‌باشد. حد داخلی آن تا کناره خارجی استرنوم و حد خارجی آن تا خط
زیربغلی قدامی‌کشیده شده است.
در قسمت خلفی توسط فاسیای سطحی و یک بافت سلولی شل از عضله پکتورالیس ماژور جدا می‌شود. حدود پستان تقریبا حلقوی است به استثنای ربع
فوقانی خارجی آن که از آنجا دنباله مضاعف پستان بنام Axillary Tail بطرف حفره زیر بغل امتداد می یابد.
هاله پستان یا آرئول در یک زن جوان محدب و بشکل یک عدسی است. که در مرکز آن نوک پستان قرار گرفته است. در طی دوران جوانی و بلوغ آرئول
مختصری پیگمانتاسیون پیدا می‌کند.

 

در ناحیه ساب آرئولر و نوک پستان تعداد زیادی الیاف عضلانی صاف وجود داشته که موجب انقباض آرئول و تحت فشار قرار دادن قاعده نوک پستان
می‌گردد. و در اثر انقباض این الیاف نوک پستان راست کوچکتر و سفت تر می‌گردد. این عمل غیر ارادی در اثر تحریکات لمسی و یا مکیدن ایجاد و به تخلیه
مجاری داخل پاپیلری کمک می‌کند.
پستان از 5 تا 9 غده منشعب و جدا از یکدیگر که هیچگونه آناستوموز و ارتباطی با یکدیگر ندارند، تشکیل یافته است. این غده بصورت سگمانهای قاچی
شکل (Wedge) بوده که هر یک از واحدهای کوچکتری بنام لوب تشکیل شده است. هر لوب بوسیله یک مجرای خارج کننده اصلی بنام (Lactiferous Duct)
به نوک پستان سرباز می‌کند. هر پستان کلان از 20 الی 25 لوب تشکیل شده و هر لوب خود به واحدهای کوچکتری بنام لوبول تقسیم می‌شود.
لوبول واحد فونکسیونل پارانشیم پستانی است که از مجرای شیری انتهایی و کور بنام مجاری آلوئولی، تشکیل می‌گیرد. این مجاری در داخل بافت همبند
شل بنام استرومای انترالوبولر یا (Intrinsic Connective Tissue) قرار دارد و در سطح خارجی هر لوبول بوسیله پوششی از بافت همبند متراکم و فیبروی
بین لوبولی بنام (Extrinsic Connective Tissue) احاطه شده است.

 

پستان مانند اندومتر تحت تاثیر هورمونهای تخمدانی بدن با هر سیکل ماهانه رشد می‌نماید. در مرحله استروژنیک افزایش ترشح استروژن باعث تکثیر
اپی تلیوم مجاری غدد پستانی شده که در تمام طول سیکل ماهانه ادامه دارد.
در فاز پروژسترونی ادم و رشد استرومای پستانی ایجاد می‌گردد که در مجموع اثرات تحریکی استروژن و پروژسترون بر روی بافت پستان
( لوبولهای پستانی) باعث می‌گردد که زن قبل از شروع قاعدگی احساس سفتی و درد و بزرگی پستان را نماید ولی در موقع قاعدگی بعلت افت
پروژسترون و استروژن تفلس سلولهای پوششی غددی پستان همراه با آتروفی بافت همبند انترالوبولر با از بین رفتن ادم و کاهش اندازه مجاری و جوانه
های غددی ایجاد خواهد شد.
از نظر بافت شناسی، مجاری شیری اصلی پستان دارای پوشش استوانه ای پسودواستراتیفیه و مجاری کوچکتر مفروش از دو طبقه سلول مکعبی و
مجاری انتهایی و جوانه های غددی مفروش از یک ردیف سلول اپی تلیال در سطح داخلی و در سطح خارجی پوشیده از یک ردیف سلول میواپی تلیال،
که در زیر سلولهای اپی تلیال قرار دارند.

 

سیستم لنفاوی پستان

 

ساختمان سیستم لنفاوی تعیین کننده طرز انتشار سلولهای تومورال از کانون اولیه ضایعه می‌باشد. لنف پوست و نسوج غده ای پستان را یک شبکه
لنفاوی غنی تخلیه می‌کند. این عروق لنفاوی به دو مخزن اصلی که به اسامی غدد زیر بغلی و غدد لنفاوی پستانی داخلی موسوم هستند تخلیه
می‌گردند. در حفره زیر بغلی دو طرف بطور متوسط 52 غده لنفاوی وجود دارد که در امتداد مسیر شرایین و وریدهای این ناحیه قرار دارند. 
لنف جمع آوری شده از نواحی آرئول و ربع فوقانی خارجی پستان و دنباله زیر بغلی آن به غدد لنفاوی فوقانی خارجی تخلیه شده و
لنف جمع آوری شده از ربع تحتانی خارجی پستان، به غدد لنفاوی زیر بغلی تحتانی و خارجی تخلیه می‌گردد.
در حفره زیر بغلی لنف از غدد تحتانی خارجی به غدد فوقانی خارجی ریخته و سپس از طریق کانال‌های لنفاوی موجود در زیر استخوان ترقوه ای
به غدد لنفاوی فوق ترقوه ای و از آنجا از طریق یک سری تنه های لنفاوی بزرگ به محل اتصال وریدهای تحت ترقوه ای و ژوگولر تخلیه می‌شود.
و در سمت راست از طریق همین تنه های لنفاوی که با وریدها ریخته شده و سپس با سیستم وریدی مرترط می‌گردد.
غدد لنفاوی پستانی داخلی از نظر تعداد بسیار کمتر از غدد لنفاوی زیر بغلی بوده و بطور متوسط 4ـ3 عدد در هر طرف وجود داشته که در امتداد
عروق پستانی داخلی و معمولا در فضاهای بین دنده ای اول و دوم و سوم جای دارند.
بخش اعظم لنف جمع آموری شده از ربع فوقانی داخلی پستان و ربع تحتانی داخلی پستان از طریق این کانالها تخلیه می‌گردد.
لنف جمعه آوری شده از نوک پستان و هاله پستان می تواند از هر دو مسیر داخلی و زیربغلی تخلیه گردد. تنه های لنفاوی پستانی داخلی در نهایت از
طریق مجرای توراسیک به درون وریدهای بزرگ گردن تخلیه می‌گردند.

 

پاتولوژی پستان

 

بیماری های پستان تقریبا منحصر به بانوان است. چون پستان مرد دارای ساختمان اولیه و تقریبا غیر حساس به تحریکات هورمونی و مقاوم در برابر رشد
تومورها است. حال آنکه در بانوان پستان دارای ساختمان پیچیده با حجیم زیاد و شدیدا حساس به تحریکات هورمونی است که این سه فاکتور زمینه را
برای پیدایش بیماری های مختلف در این عضو کاملا هموار می سازند.

در زنها پستان یکی از شایعترین اعضا برای ایجاد سرطان بوده بطوری که در برخی نواحی دنیا مثل آمریکا سرطان پستان 20% تمام سرطانهای زنان را تشکیل می‌دهد. با این وصف تومورهای خوش خیم و ضایعات شبه تومورال پستان از تومورهای بدخیم آن شیوع بیشتری دارند.

 

آنومالیهای مادرزادی پستان

 

غدد پستان مانند هر عضو دیگر بدن بدلیل نقص تکامل در زمان زندگی جنینی ممکن است دستخوش یک سری اختلالات گردد که تحت عنوان آنومالیهای
مادرزادی طبقه بندی می‌گردد.
1- تعداد نوک پستان یا غدد پستانی Polythelia and Polymastia این آنومالیها نتیجه باقیماندن قسمت هایی از خط شیری است که بطور طبیعی می‌باید
در زمان جنینی از بین بروند. تکامل این کانونهای نابجا منجر به پیدایش نوک پستان و یا حتی خود پستان بصورت اولیه در مسیر خط شیری از ناحیه زیر بغل
تا اینگوینال می‌گردد و در مواردی بیماریهاییکه پستان را مبتلا می سازد ممکن است در این کانونهای نابجا ایجاد گردند. و گاه تغییرات هورمونی باعث بزرگ
شدن و دردناک شدن این بافتهای اضافی قبل از شروع قاعدگی می‌گردند.
2- بافت پستانی اضافیAccessory Breast Tissue در حالت طبیعی زایده زبانه ای شکل از بافت پستان بطرف خط قدامی زیر بغل کشیده شده که به آن
Axillary Appendage گویند.
این بافت پستانی واقع در زیر بغل ممکن است محلی برای ایجاد تومورهای پستانی و یا آزارهای پرولیفراتیو غیر طبیعی و یا تغییرات کیستیک پستان
باشد. بنابراین از این نظر حایز اهمیت بوده که نبایستی با ضایعات عقده های لنفاوی زیربغلی و یا متاستازهای سرطانهای خاموش پستان به غدد لنفاوی
زیربغل اشتباه گردند.

 

3-تورفتگی نوک پستان: این ناهنجاری در بسیاری از زنان بخصوص آنهایی که دارای پستانای بزرگ و آویزان هستند مشاهده می‌گردد. این تورفتگی نوک
پستان معمولا در حین حاملگی به علت رشد پستان اصلاح می‌گردد.
تورفتگی نوک پستان از نظر بالینی اهمیت زیادی دارد زیرا ممکن است باعث ایجاد اشکالاتی در طی دوران شیردهی شود و ثانیا ممکن است با تورفتگی
اکتسابی نوک پستان که گاه در جریان سرطانها یا آماسهای پستان ایجاد می‌شود اشتباه شود.
4- آنومالیهای نوروآندوکرینی پستان: در حالت طبیعی رشد و تکامل پستان تحت تاثیر مستقیم سیستم نورواندوکرین است. در صورتی که اختلالاتی در این
سیستم بوتجود آید آنومالیهای زیر ممکن است دیده شود:
الف- رشد زودرس پستان Precocious Development تکامل پستان قبل از زمان طبیعی علامتی از بلوغ زودرس است. این حالت ممکن است ثانوی به
تومورهای تخمدانی مترشحه استروژن، کیست های لوتیینی تخمدان یا تومورهای قشر غدد فوق کلیوی باشد.
ب- میکروماستی Micromastia به نقص در تکامل پستان در زمان بلوغ میکروماستی می‌گویند. که به دلایل مختلف ایجاد می‌گردد از جمله: نارسایی
تخمدان هیپرپلازی مادرزادی قشر غدد فوق کلیوی و قاعدگی دیررس.
ت- ماکروماستی Macromastia ماکروماستی یا هیپرتورفی پستان با بزرگی غیر طبیعی یک یا هر دو پستان مشخص می‌شود. این پدیده بدلیل
حساسیت غیر طبیعی پستان به مقادیر طبیعی هورمون های تخمدان و یا ثانوی به ازدیاد ترشح غیر طبیعی هورمونهای تخمدان باشد در اشکال
یکطرفه بیماری عقیده بر آن است که حساسیت بافت پستان نسبت به هورمونهای تخمدان متفاوت است.
این عارضه در هر سنی دیده می‌شود بطوریکه هیپرتروفی پستان در نزد نوزادان ناشی از هورمونهای مادری و در سنین بلوغ مؤید میزان غیر طبیعی
هورمونهای تخمدان و در بالغین ثانوی به تومورهای تخمدانی مترشحه هورمون مثل تومور گرانولوزا – کوریوکارسینوم و یا تومورهای قشر سورنال یا
هیپوفیز است.

 

آزارهای آماسی پستان

 

1-ماستیت حاد (Acute Mastitis) 

در طی هفته های اول شیردهی در اثر پیدایش ترکها و شکافهایی درنوک پستان و هیپرتروفی اجزاء فونکسیونل غدد پستان استعداد ابتلاء به عفونت های
باکتریال افزایش پیدا می‌کند. پیش آگهی این بیماری بطور چشم گیری بهبود پیدا نموده است.
ماستیت استافیلوکوکی اغلب یکطرفه و کانونی و بیشتر بصورت آبسه پستانی استدر صورتی که ماستیت های استرپتوکوکی بصورت منتشر در تمام
بافت پستان می‌باشد. از نظر بالینی در ماستیت های حاد پستان قرمز – متورم و دردناک است که گاه همراه با ترشح از نوک پستان همراه می‌باشد.
از نظر میکروسکوپی بیماری با انفیلترای سلولهای آماسی حاد در اطراف مجاری مبتلا همراه با تجمع چرک در داخل مجاری و ادم و پرخونی استرومای
پستانی مشخص می‌شود، که با گذشت زمان و در صورت عدم درمان با نکروز چرکی پارانشیم پستان و در نتیجه تشکیل آبسه همراه می‌گردد.
خوشبختانه امروزه با تجویز آنتی بیوتیکهای سیستمیک در دوره ی قبل از چرک شدن می توان از پیدایش آبسه پستانی پیشگیری نمود. ولی در صورت
ایجاد آبسه درمان شامل درناژ – جراحی و اقدام به مصرف آنتی بیوتیک های سیستمیک خواهد بود که در این حالت بافت پستانی منهدم شده توسط
اسکارفیبرو جایگزین شده که این خود باعث سفتی لوکالیزه پستان و گاه توکشیدگی موقتی پوست و نوک پستان خواهد شد.

 

2-ماستیت مزمن غیراختصاصی (Non Specific Chronic Mastitis)

ماستیت های مزمن همراه با تشکیل آبسه، عارضه ای از شکل حاد این یماری است که با ایجاد گرانولومهای التهابی پر عروق با انفیلترای سلولهای
آماسی از نوع پلی مورفونوکلئرهای نوتروفیل
 – لنفوپلاسموسیت و هیستوسیت با ایجاد کپسول فیبرو ضخیم مشخص می‌گردد. که در برخی از مواقع سلولهای ژانت جسم خارجی و سلولهای اپی
تلوئید نیز در داخل نسج گرانولوماتوز دیده می‌شود.

 

3-ماستیت های مزمن اختصاصی (Specific Chronic Mastitis)

الف- ماستیت سلی: توبرکولوز پستان در کشورهای پیشرفته شیوع خیلی کمی‌دارد ولی در مبتلایان به AIDS و در کشورهای جهان سوم دیده می‌شود.
منشاء سل پستان یا از سل پلور و یا بطور شایعتر از غدد لنفاوی مدیایتن است که از طریق انتشار به 
غضروف های بین دنده ای به بافت پستان سرایت می‌کنند.

 

ب- کیست هیداتیک پستان: اکی نوکوکوزیس غدد پستان یک بیماری نادر ناشی از عفونت اولیه ریه است که تشخیص آن با مشاهده صاختمان مشخص
کیست هیداتیک در داخل بافت پستانی انجام می‌گیرد.

 

4-Mammary Duct Ectasia :

این بیماری به اسامی‌کومدوماستیت – پلاسموسیتر – ماستیت گرانولوماتوز و ماستیت شیمیایی نامیده می‌شود. این بیماری با اتساع مجاری شیری
حاوی ترشحات احتباس یافته که در اطراف محصور به انفیلترای آماسی مزمن گرانولوماتوز و تعداد فراوان پلاسموسیتر است مشخص می‌شود.
بیماری معمولا در دههه پنجم زندگی و غالبا در نزد زنان چندزا قبل از یائسگی دیده می‌شود. علت بیماری نامشخص و معمولا احتباس مواد چربی در
مجاری شیری باعث اتساع و پارگی جدار و در نتیجه پیدایش آزار آماسی گرانولوماتو خواهد شد. ضایعه در افلب موارد بصورت کانونی در یک سگمان
قاچی شکل پستان است که دارای یک مجرای خارج کننده اصلی می‌باشد.
منطقه مبتلا سفت و مجرای اصلی آن بصورت طنابی در زیر پوست قابل لمس است. ندرتا تمام پستان مبتلا بوده که در این صورت ابتلاء تمامی‌ مجاری
شیری اصلی وجود خواهد داشت. در برخی از موارد ممکن است بیماری دوطرفه باشد.

 

مورفولوژی:

در بررسی ماکروسکوپی مجرا یا مجاری مبتلا متسع، حاوی ماده پنیری شکل بوده که با کوچکترین فشار به خارج رانده می‌شود
( وجه تسمیه Comedomastitis )

 

میکروسکوپی:

مجاری شیری مبتلا حاوی ماده نکروتیک اسیدوفیل با سلولهای پوششی اغلب آتروافیک و یا نکروتیک همراه با رآکسیون آماسی با سلولهای پلیومورف
تعداد فراوان پلاسموسیت گاه با نمای گرانولوماتو حاوی سلولهای ژانت است که رآکسیون گرانولوماتوز ثانوی به ذرات چربی و بلورهای کلسترولی است.
غدد لنفاوی درناژ کننده منطقه مبتلا ممکن است بزرگ با رآکسیون آماسی مزمن ثانوی به آزار پستان باشند. این بیماری از دو جهت حائز اهمیت است.

 

1-ایجاد منطقه ای سفت و اندورد با حدود نامشخص در پستان نموده که گاه با فیکاسیون به پوست پستان و توکشیدگی نوک پستان با ایجاد ترشح از نوک
پستان همراه است که از نظر بالینی مشابهت وافر به تومورهای بدخیم پستان پیدا می‌کند.
2-بزرگی غدد لنفاوی زیربغل شک متاستاز سرطان پستان را بوجود می آورد.
3-نکروز چربی (Traumatic Fat Necrosis) نکروز کانونی بافت پستان در اثر ضربه، عارضه ایست نادر ولی چون گاه از نظر بالینی با تومورهای پستان
قابل اشتباه می‌باشد از اهمیت خاصی برخور دار است. این عارضه در پستانهای بزرگ ثانوی به ضربه (جراحی یا تصادفی) و کمتر بصورت همراه با
کارسینوم و یا ضایعات نکروتیک و با چرکی دیده می‌شود.
در مرحله اول بدنبال ضربه در بافت چربی پستان خونریزی ونکروز ایجاد می‌شود که منطقه نکروتیک بصورت ندولی کم و بیش محدود به رنگ سفید مایل
به خاکستری تا هموراژیک می‌باشد. با گذشت مدت کوتاه منطقه نکروز محصور به رآکسیون آماسی و سلولهای ماکروفاژ شده که در مرحله نهایی جانشین
کانون نکروز را اسکارفیبرو تشکیل می‌دهد بطوریکه اسکار فیبرو باعث پیدایش توده یستانی قابل لمس شده که ممکحن است به پوست پستان منطقه
مبتلا چسبندگی پیدا نموده و باعث توکشیدگی پوست پستان با ایجاد نمای پوست پرتقالی ( مشابه سرطانهای پستان ) را نماید.
بعلاوه در بافت اسکار ممکن است کلسیفیکاسیون دیستروفیک بصورت کانونی ایجاد گردد که درنمای ماموگرافی باعث اشتباه با سرطان پستان می‌گردد.

 

4-گالاکتوسل (Galactocele):
به اتساع مجاری شیری در حین شیردادن گالاتوسل اطلاق می‌شود که علت آن انسداد مجاری شیری پستان در اثر عواملی از قبیل آماس، تومورها و یا
دیسپلازیهای پستان است.
این بیماری بیشتر در خانمهایی که از قرصهای ضد بارداری استفاده می‌کنند دیده می‌شود و اغلب مجاری متعددی را مبتلا می‌کند. از نظر بالینی این
بیماری باعث ایجاد ندول یا ندولهای قابل لمس و دردناک در پستان شده چون مجاری شیری اتساع یافته با جدار نازک حاوی شیر تغلظ یافته می‌شوند.
به این ضایعه ممکن است عفونت اضافه شده که منجر به ماستیت حاد یا آبسه پستان گردد.

 

دیسپلازیهای پستان:

 

این ضایعات که شایعترین علت گرفتاری پستان می‌باشد برای اولین بار در قرن نوزدهم توسط 1883 Reclue و Schimmelbusch در 1890 شرح داده شد.
این بیماری از نظر مرفولوژی بسیار پلئومرف است بطوری که در میدان های میکروسکوپس از یک ضایعه، نماهای میکروسکوپی مختلفی ممکن است دیده
شوند و از این جهت اسامی‌مختلفی را به خود اختصاص داده است که مهمترین آنها عبارتند از بیماری فیبروکیستیک پستان – هیپرپلازی کیستیک پستان –
دیسپلازی پستان، ماستودینی – دیسپلازی فیبروز پستان – ماستیت مزمن کیستیک – Reclue and Schimmel-Busch Disease . گرچه اسامی فوق هر
یک به نحوی مؤید نمای هیستولوژیک ضایعات است اما انجمن پاتولوژیستهای آمریکا اصطلاح Fibrocystic condition or Fibrocystic change را برای این
ضایعات پستانی پیشنهاد کرده است که هر یک از اسامی فوق حداقل دو اختصاص کلی این بیماری را بیان می‌دارد.
از نظر انسیدانس این ضایعات شایعترین بیماریهای پستان بوده که مسئول نیمی از جراحی های انجام شده بر روی پستان زنان را تشکیل می‌دهد که
تخمین میزان انسیدانس واقعی این بیماریها با توجه به معیارهای تشخیصی متفاوتی که بوسیله پاتولوژیست های مختلف بکار می رود بسیار مشکل
می‌باشد. Haagensen معتقد است که حدتاقل 10% زنان آمریکایی به فرم علامت دار بیماری مبتلا می‌باشند.
همچنین آقای Frantz در مطالعه ای بر روی اوپسی زنانی که هیچ سابقه از بیماری پستان را نداشته اند. مشخص کرد که 20% آنها دچار بیماری
فیبروکیستیک پستان بوده اند. بطور کلی این بیماری در سنین باروری دیده شده که با افزایش سن بر انسیدانس آن افزوده شده و در اکثر موارد در
سنین 45-40 دیده می‌شود و قبل از بلوغ و بعد از یائسگی نادر است
اتیولوژی: علت این بیمای ها بخوبی شناخته شده نیست و اکثریت معتقدند که ناشی از تشدید یا تحریف تغییرات سیکلیک پستان در طی سیکل ماهانه
ایجاد شده و بطور کلی هیپوکستروژنیسم باعث اصلی آن می‌باشد
ازدیاد ترشح استروژن ممکن است ثانوی به تومورهای تخمدان و یا ثانوی به کمبود و یا فقدان ترشح پروژسترون و یا با مبدا اگزوژن و بالاخره ناشی از
اختلالات در متابولیسم استروژن در تجریان بیمایهای کبدی باشد. دیسپلازی پستان از دو جهت حائز اهمیت می‌باشد:

 

الف) ایجاد توده پستان که بایستی از سرطانهای پستان افتراق داده شود.
ب) در برخی انواع ایجاد زمینه مساعدی برای پیدایش سرطان پستان می‌کند . از نظر بالینی دیسپلازی پستان اغلب دو طرفه با یک یا چند توده پستانی با
حدود مشخص که از اختصاصات مهم آن دردناک بودن منطقه مبتلا قبل از شروع قاعدگی است و با شروع قاعدگی حساسیت توده یا توده‌های پستانی از
بین رفته و در سیکل بعدی دوباره درد و حساسیت ظاهر می‌شود.

 

انواع میکروسکوپی ضایعات فیبروکیستیک پستان

 امروزه دیسپلازی های پستان و یا بهتر بگوییم ضایعات فیبروکیستیک پستان به دو گروه اصلی پرولیفراتیو و غیر پرولیفراتیو تقسیم می‌شوند که فرم غیر
پرولیفراتیو آنها شامل تغییرات کیستیک پستان – فیبروز استرومال پستان – اسکلروزینگ – ادنوزیس و متاپلازی آپوکرین است و فرمهای پرولیفراتیو آن
شامل هیپرپلازی داکتال و لبولر است.
الف- تغییرات کیستیک پستان Breast Cystic Change: مهمترین علامت این بیماری تشکیل کیست ماکروسکوپی پستان است که در اندازه ای مختلف از
اشکال کوچک با قطر 3 میلی متر تاکیست های بزرگ که گاه بصورت متعدد در اطراف یکدیگر تجمع پیدا کرده اند و ایجاد توده نامنظم و بزرگ در پستان را
می‌نمایند.
در بررسی ماکروسکوپی کیست پستانی ممکن است واحد یا متعدد با قطر متفاوت گاه به 4-5cm و بیشتر رسیده و کیست معمولا حاوی یک ماده سروزی
شفاف تا کدر می‌باشد.
از نظر میکروسکوپی پوشش اغلب کیست ها به ویژه انواع بزرگ آن مسطح و یا حتی آتروفیه است، بطوری که گاه دیواره کیست از بافت فیبروز متراکم
و پر کلاژن تشکیل شده است این کیست ها بطور شایعی پاره شده و یک پاسخ التهابی در استرومای مجاور ایجاد می‌کند.

 

از نظر بالینی بیماری کیستیک پستان اغلب دو طرفه و مولتی فوکال بصورت کانونهای مولتی ندولر متعدد با حدود مشخص و قوام سفت است بطوری که
ابتلا دو طرفه و تعدد ضایعات در پستان و دردناک بودن آن خصوصا در روزهای قبل از شروع قاعدگی و پس رفت خودبخودی ضایعه در حین حاملگی یافته
های با ارزشی است در تشخیص افتراقی این بیماری از سرطان پستان.
ب- فیبروز استرومال پستان (Stromal Fibrosis)  : معمولا درجاتی از فیبروز در اغلب اشکال تغییرات فیبروکیستیک پستان مشاهده می‌شود ولی در این
فرم از دیسپلازی های پستان استرومای پستان رشد یش از حد نموده و نمای فیبروتیک بدون وجود هیپرپلازی اپیتلیال واضح است.
این عارضه معمولا در سنین 35 الی 49 سالگی دیده می‌شود و اغلب یکطرفه است ولی ممکن است در مواردی هر دو پستان را مبتلا ساخته و محل ابتلا
بیشتر  در ربع فوقانی خارجی پستان می‌باشد که از نظر بالینی یک توده منفرد با حدود نامشخص به قطر 10-2 سانتی متر و قوام لاستیکی و سفت
مشخص می‌شود که از اختصاصات بالینی مهم این بیماری دردناک بودن منطقه مبتلا در روزهای قبل از رگل است که با شروع قاعدگی حساسیت توده
از بین رفته و در سیکل بعدی دوباره درد و حساسیت توده پستانی ظاهر خواهد شد.
از نظر ماکروسکوپی آزار بصورت توده‌هایی از بافت یکنواخت به رنگ سفید خاکستری با قوام سفت است که در بررسی میکروسکوپی فیبروز بافت
پستان باعث آتروفی مجاری و لوبولهای پستان می‌گردد. این بیماری آزاریست خوش خیم که زمینه ساز برای بروز بعدی کارسینوم پستان نمی‌باشد.

 

ج- ADENOSIS:
بدنبال پرولیفراسیون مجاری شیری کوچک و آسینی های پستان ایجاد شده که بعضا درجاتی از فیبروز و هیپرپلازی سلولهای میواپیتلیال را نیز نشان
می‌دهد. در این بیماری افزایش لایه های سلولی محصور به مامبران بازال بایستی از آزارهای شدید تر مثل هیپرپلازی آتی پیک و کارسینوم غیر
انفیلترانت افتراق داده شود. این یماری دارای اشکال زیر است.

 

1-Florid Adenosis:
در این فرم پرولیفراسیون مجاری و سلولهای میواپی تلیال به همراه فیبروز بوده که از نظر بالینی بصورت کانونهای متعدد با حدود مشخص تظاهر می‌کند.
2-Nodular Adenosis:
در این فرم از آدنوزیس پرولیفراسیون مجاری در اندازه های تقریبا یکنواخت و منظم همراه با فیبروز مضخث شده که نبایستی با کرسینوم توبولر پستان
اشتباه گردد.
3-Sclerosis Adenosis: شایعترین فرم آدنوزیس است که بطور شایع در زنان بین 45-35 سال دیده می‌شود. 

 

این آزار اغلب در ربع فوقانی خارجی پستان به اقطار 5/2-5/0 سانتی متر می رسد که از نظر ماکروسکوپی بصورت آزارهای ندولر با حدود نامشخص و
قوام سفت و سطح برش خاکستری تا سفید رنگ مشاهده می‌شود.
از نظر میکروسکوپی پرولیفراسیون مجاری کوچک بصورت ساختمانهای غددی کوچک و پهلو به پهلو با فیبروز بینابینی که باعث بهم خوردگی طرح غددی با
کلاپس پوشش غددی و ایجاد نوارهای سلولی در داخل استرومای پرکلاژن مر گردد بطوری که با سرطانهای پستان قابل اشتباه است. از نظر پیش آگهی
گرچه این ضایعه به آسانی با سرطانهای پستان ممکن است اشتباه شود ولی از نظر ماهیت آزاریست خوش خیم.

 

د-متاپلازی آپوکرین Apocrine Metaplasia
تغییرات بسیار شایعی است که اغلب در سلولهای پوشش ساختمانهای کیستیک دیده می‌شود. گرچه گاه در توبولهای با اندازه های طبیعی نیز ممکن
است دیده شود.
در این حالت سلولهای پوششی مجاری شیری با مشابهت تام به سلولهای پوسس غدد عرق آپوکرین بوده که این سلولها با سیتوپلاسم اسیدوفیل گرانولر
می‌باشد. این فرم از متاپلازی اغلب در آزارهای خوش خیم پستان دیده می‌شود.
0
دیدگاه‌های نوشته

*
*

جواب سوال‌هاتون رو می‌تونید در زیر پیدا کنید. در غیر اینصورت از ما بپرسید، ما همیشه به سوالاتتون جواب می‌دهیم.
شرایط کسب امتیاز از طریق ثبت نظر چیست؟
شما می توانید پس از دریافت سفارش، نظر خود را در رابطه با محصول خریداری شده در الوند رایان بنویسید. پس از تایید نظر شما توسط کارشناسان شفا درمان ، امتیاز برای شما ثبت می‌شود.تا قبل از تایید نظر امتیاز شما در قسمت تاریخچه بخش امتیازات در صف نمایش داده میشود.
چرا بایستی در حساب کاربری شماره کارت ثبت کنم؟
در صورتی که از خرید خود منصرف شوید شفا درمان در کمترین زمان ممکن مبلغ را به شماره کارت شما برگشت می دهد. مهم است که شماره کارت به نام مالک حساب کاربری ثبت داشته باشید
چرا بایستی در حساب کاربری آدرس ایمیل ثبت کنم؟
کلیه مکاتبات شفا درمان با آدرس ایمیل شما انجام می شود.